گنجور

 
 
 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
عنصری

خورشید خراسان و خدیو زابل

از نخشب و کش بهار گردد کابل

غل بر یبغو نهاد و پل بر جیحون

جیحونِ به پل دارد و یبغویِ به غل

ابوسعید ابوالخیر

پرسید کسی منزل آن مهر گسل

گفتم که: دل منست او را منزل

گفتا که: دلت کجاست؟ گفتم: بر او

پرسید که: او کجاست؟ گفتم: در دل

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از ابوسعید ابوالخیر
خواجه عبدالله انصاری

من آن توام تو آن من باش ز دل

بستاخی کن چرا نشینی تو خجل

گر جرم همه خلق کنم پاک بحل

در مملکتم چه کم شود؟ مشتی گل

ازرقی هروی

گر خواهی، ازین حشمت والا به مَثَل

بر تارک خورشید نهی پای محل

مر جاه ترا خدای ما، عزوجل

جاوید رقم زده‌ست بر لوح ازل

قطران تبریزی

دیدم صنمی ز نور باری، نَه ز گل

دیدم پسری به روی، محراب چگل

زوبین به دو رو فکنده آن مهر گسل

از دیده به جان بر زند از دست به دل

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه