گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خواجه عبدالله انصاری

شبهای فراق تو کمانکش باشد

صبح از بر او چو تیر آرش باشد

وآن شب که مرا با تو بتا خوش باشد

گوئی شب را قدم بر آتش باشد

سنایی

دشنام که از لب تو مهوش باشد

دری شمرم کش اصل از آتش باشد

نشگفت که دشنام تو دلکش باشد

کان باد که بر گل گذرد خوش باشد

میبدی

شبهای فراق تو کمانکش باشد

صبح از بر او چو تیر آرش باشد

و ان شب که مرا با تو بتا خوش باشد

گویی شب را قدم بر آتش باشد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از میبدی
کمال‌الدین اسماعیل

آنرا که دل از غمی مشوّش باشد

باد سحرش آب بر اتش باشد

دوشم سحری باد زنو جانی داد

بیمار که جان چنین دهد خوش باشد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال‌الدین اسماعیل
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه