هرگز به کام دل ننشستیم روبهروی
یک لحظه با وصال تو ای ترک تند خوی
خضر آنقدر که داشت غم آب زندگی
داریم ما به شربت تیغ تو آرزوی
بر چشم من خرام و زمانی قرار گیر
تا سروت آبخور شود از این کنار جوی
چون طفل کند فهم ز تکرار درس عشق
دائم فتاده پیش توام گریه در گلوی
با تیغ کینه چون رسد آن شوخ از غضب
قصاب جان فدا کن و از وی متاب روی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و غم و اندوه شاعر میپردازد. او از آرزوهایش برای نزدیک شدن به معشوقش سخن میگوید و به یاد میآورد که هرگز نتوانستهاست به دلخواه خود در کنار او باشد. تصویرهایی از درد و رنج ناشی از عشق و تعهد به معشوق به تصویر کشیده شده و شاعر از عمق احساساتش بهخصوص در مواجهه با کینه و دشواریها سخن میگوید. در نهایت، او به معشوقاش میگوید که حتی در سختیها نیز به او وفادار خواهد ماند.
هوش مصنوعی: ما هرگز نتوانستیم به خواستههای قلبیمان برسیم، حتی برای یک لحظه که در کنار تو، ای دختر سختگیر، باشیم.
هوش مصنوعی: خضر، که نماد زندگی و جاودانگی است، به اندازهای که برای او دشواریهای زندگی و گودالهای سختی وجود داشت، ما نیز با درد و رنج خود روبرو هستیم. آرزوی ما نوشیدن شربتی است که با توانایی تو، حتی اگر تلخ باشد، همراه است.
هوش مصنوعی: به نرمی بر چشم من راه برو و لحظهای در این مکان بایست تا زیباییات از کنار این جوی آب بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: هر بار که عشق را یاد میگیرم، مانند کودکی از تکرار آن به گریه میافتم، و همیشه در حضور تو هستم.
هوش مصنوعی: وقتی آن معشوقهی دلربا با کینه و خشم همچون تیری به سوی تو میآید، به خاطر عشق و جان خود، باید جان را فدای او کنی و از او روی برمتاب.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی
این ایغده سری به چه کار آید ای فتی
در باب دانش این سخن بیهده مگوی
تا صبر را نباشد شیرینی شکر
[...]
ای قصد تو به دیدن ایوان کسروی
اندیشه کرده ای که بدیدار آن روی
ایوان خواجه با توبه شهر اندورن بود
دیوانگی بود که تو جای دگر شوی
آن کس که هر دو دید، مر ایوان خواجه را
[...]
بنمود چون ز برج بره آفتاب روی
گلها شکفت بر تن گلبن به جای موی
چون دید دوش گل را اندر کنار جوی
آمد به بانگ فاخته و گشت جفتجوی
آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
از روی او دلم نشکیبد به هیچ روی
چشمم ز مهر ماهش گشته بسان ابر
جسمم ز عشق سروش گشته بسان موی
اشک و رخم ز عشقش چون برگ در خزان
[...]
ای بازوی شریعت از اقبال تو قوی
تابنده از جمال تو آثار خسروی
هر گه که در مهم معالی ندا دهی
جز پاسخ متابعت از چرخ نشنوی
فتنه غنوده گشت در ایام تو، که تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.