با دل غمدیدهای صیدافکن عاشقنواز
میکند بسیار خوبی عمر مژگانت دراز
نی ز ما دور است جانبازی نه از تو سرکشی
میبرازد هر دو بر ما از تو ناز از ما نیاز
خط چو سر برزد ز کید چشم او غافل مباش
در کمینگاه است چون صیاد دامی کرده باز
دل از آن برگشته مژگان پس گرفتن مشکل است
کی توان گنجشگ را بیرون کشید از چنگ باز
پر مکن از سوختن منعم که بر بالای شمع
روز اول دوخت گردون جامه سوز و گداز
پرده عشاق افتاد از نوا بر روی کار
عشق آن روزی که قانون محبت کرد ساز
تیر قیقاجافکنان قصاب مردافکن شوند
سخت میترسم ز مژگانهای چشم ترکتاز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیباییهای آن است. شاعر با توصیف عشق و دلباختگی، از ناز و نیاز میان عاشق و معشوق سخن میگوید. او میگوید که مژههای معشوق میتواند عمر عشق را طولانی کند و اشاره میکند که چشمها مانند شکارچیانی هستند که در کمیناند. همچنین تاکید میکند که فرار از عشق و جذابیت آن کار آسانی نیست و اشاره به سختیهای عشق و عواطف عمیق آن دارد. در نهایت، شاعر از خطر و تزلزل در عشق صحبت میکند و به زیبایی و قدرت چشمها اشاره میکند که میتواند دلها را تسخیر کند.
هوش مصنوعی: دل غمدیدهام مانند یک صیدافکن است که به عشق و نوازش مشغول است، و بر این اساس، عمر چشمانت پر از زیبایی و طولانی است.
هوش مصنوعی: در اینجا میگویند که بیطرفی و فداکاری نه تنها از ما دور نیست، بلکه نافرمانی هم از تو نیست. هر دو ما به نوعی به یکدیگر وابستهایم، تو از ما ناز میکنی و ما نیازمند تو هستیم.
هوش مصنوعی: زمانی که قلم (نوک سر قلم) از زیرک بودن چشم او به حرکت درآمد، نباید غافل باشی؛ زیرا او در کمینی نشسته است و مانند صیادی دامی پهن کرده و منتظر است.
هوش مصنوعی: دل انسان گاه از محبت و راز و نیاز به کسی میگردد و جدا میشود. چه سخت است که کسی بتواند با دلی خیانتدیده، که از محبت قبلیاش برگردد، دوباره به حال اول برگرداند. مثل این است که بخواهی گنجشکی را که در چنگ یک باز قرار گرفته، نجات دهی؛ کار بسیار دشواری است.
هوش مصنوعی: به خاطر سوختن من، خودت را عذاب نده، زیرا در روز اول، آسمان از ذوب شدن شمع، لباس سوزان و گداز را دوخت.
هوش مصنوعی: عشق و محبت در یک روز خاص به اوج خود رسید و پردهای که عشق را از نظر دور نگه میداشت، کنار رفت. در آن روز، قوانین عاشقانهای به وجود آمد که عشق را زیباتر و عمیقتر کرد.
هوش مصنوعی: تیرهای تیراندازان همچون چاقوی قصاب میتوانند کشنده باشند و من از چشمان زیبای تو که به مانند تیرهایی به قلب میزنند، بسیار میترسم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاشقا رو دیده از سنگ و دل از فولاد ساز
کز سوی دیگر برآمد عشقباز آن یار باز
عشق بازیدن، چنان شطرنج بازیدن بود
عاشقی کردن نیاری دست سوی او میاز
دل به جای شاه باشد وین دگر اندامها
[...]
صبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف دراز
کو گهی با گل بسیر است و گهی با مل براز
تا ندیدم زلف او کژدم ندیدم گل سپر
تا ندیدم چشم او نرکس ندیدم مهره باز
آن همی آزار دم دل کش خریدارم بجان
[...]
ای سنایی کی شوی در عشقبازی دیده باز
تا نگردی از هوای دل به راه دیده باز
زان که عاشق را نیاز آن گه شفیع آید به عشق
کز سر بینش ز کل کون گردد بینیاز
نیست حکم عقل جایز یک دم اندر راه عشق
[...]
سعد دولت را بسعدالدوله بازآمد نیاز
هردو بهر بندگی در پیش استادند باز
هست با وی نیک ساز ایام از روی خرد
تا که خواهد بود چون با وی نباشد نیک ساز
باز چون رأی رفیع و همت سعد دول
[...]
گر نهای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز
گرچه صد ره مات گشتی مهره دیگر بباز
گرچه چون تاری ز زخمش زخمه دیگر بزن
بازگرد ای مرغ گرچه خستهای از چنگ باز
چند خانه گم کنی و یاوه گردی گرد شهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.