اگرچه خسرو عالم شوی و گر فغفور
بنام نیک توان بود در جهان مشهور
خلیفه زاده حقی بصورت و معنی
بپنج روزه فانی چرا شوی مغرور؟
شراب خاص خدا نوش کن، که نوشت باد!
چه جای بانگ دف و نای و نغمه طنبور؟
خدای یار همه عاشقان رهرو باد!
بحق جعفر صادق، بعزت طیفور
کسی کجاست بعالم که عذر من خواهد؟
شبست و نعره مستی و موسیم بر طور
تو خوش بخفته بخوابی و یار بیدارست
قسم بجان تو، ای جان، ندارمت معذور
ز روی عقل عیان چشم قاسمی دیدست
حبیب چون مه تابان، رقیب ازین در دور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعرگونه به موضوعات تواضع، عشق و حقیقت پرداخته است. شاعر به انسانهای بزرگ و قدرتمند اشاره میکند و هشدار میدهد که نباید مغرور شوند، چرا که زندگی فانی و زودگذر است. او به نوشیدن شراب و خوشیهای مختص خدا دعوت میکند و تأکید میکند که صدای ساز و موسیقی برای او در جایگاهی نیست. همچنین به عشق و بیداری اشاره میکند و به انتظار یار، تأملاتی در مورد عقل و عشق ورزی دارد. در نهایت، شاعر حسرت دوری معشوق را بیان میکند و تأکید بر زیبایی و درخشانی او دارد.
هوش مصنوعی: هرچند که ممکن است به مقام والایی برسید و یا با نام نیک در جهان شناخته شوید، اما اینها به تنهایی نمیتوانند شما را به حقیقت و معنای واقعی زندگی برسانند.
هوش مصنوعی: پسر خلیفه، که هم از لحاظ چهره و هم از لحاظ شخصیت چیزی ندارد و عمرش به پنج روز هم نمیرسد، چرا باید خود را مغرور بداند؟
هوش مصنوعی: شراب ویژهای که از جانب خداست را بنوش، چرا که این نوع تجربهای نو و عمیق است! دیگر چه نیازی به صدای سازها و آوازهاست؟
هوش مصنوعی: پروردگار، یاور تمامی عاشقان و رهروان باشد! به حق جعفر صادق و به احترام طیفور.
هوش مصنوعی: کسی در این دنیا نیست که از من عذرخواهی کند. شب است و من تحت تاثیر مستی هستم و در حال نواختن موسیقی بر فراز کوه.
هوش مصنوعی: تو در خواب خوشی ای، ولی یارت بیدار است. سوگند به جان تو، ای عزیزم، نمیتوانم از تو عذرخواهی کنم.
هوش مصنوعی: چشم عقل به وضوح، زیبایی محبوب را مانند ماه درخشان میبیند، اما رقیب از این در دور مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به دور عدل تو در زیر چرخ مینایی
چنان گریخت ز دهر دو رنگ، رنگ فتور
که باز شانه کند همچو باد سنبل را
به نیش چنگل خون ریز تارک عصفور
دلم همی نشود بر فراق یار صبور
همی بخواهد پرسیدن و سلام از دور
اگر فراق بخواهد دل من از پس وصل
ملامتش نکنم بلکه دارمش معذور
ز کام و آرزوی خویش گم شدهست دلم
[...]
گل شکفته نماند مگر بصورت حور
خروش رعد نماند مگر بنفخه صور
رسید عید و من از روی حور دلبر دور
چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور
مرا که گوید کای دوست عید فرخ باد
نگار من به لهاورد و من به نیشابور
ره دراز و غریبی و فرقت جانان
[...]
جهان سرای غرورست، نی سرای سرور
طمع مدار سرور اندرین سرای غرور
بعاقبت بحسام هوان شود مجروح
دلی که او بحطام جهان شود مسرور
فساد دین همه از جمع خواسته است و ترا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.