خسروا، دین پرورا: ای آن که کار ملک را
هر زمان از دولت تو رونق دیگر بود
این همان ملک است و آن کشور که پیش از عهد تو
گفتی از بس شور و شر هنگامه محشر بود
وین زمان در سایه اقبال روز افزون تو
از ریاض خلد رضوان برتر و به تر بود
رود سرخاب است و تبریز این که پنداری کنون
کعبه و زمزم بود یا جنت و کوثر بود
روم و روس از بحر و بردارند عزم، اما چه غم
تا حصار حزم تو برگرد این کشور بود
رزم سلطان بود یا ناورد لشکردار بود
خصم را شایستی ار سودای کین در سر بود
لیک اکنون صلح جویند از تو و نبود عجب
صلح جوید جنگ جو، چون عاجز و مضطر بود
گر نبودی یک سبب بالله که بایستی کنون
سر حد ملک تو قسطنطین و کالنجر بود
بس جسارت باشد اما هر یکی را از خدم
خدمتی فرما که او را لایق و در خور بود
در زمان صلح و هنگام فراغت جز تو کی است
کو، نه غافل از فسون خصم افسون گر بود؟
جز شهنشاه جهان فتحعلی شه از شهان
کی است کور را خسروی مانند تو چاکر بود
وز هزاران بنده کو دارد ز نسل پاک خویش
کی است کورا چون تو خدمت کار و فرمان بر بود؟
ور نبودی این چنین بایست جز تو دیگری
وارث تاج و سریر و یاره و افسر بود
تو پناه دین یزدانی و یزدانت پناه
از نفاق و کید بدخواهان بداختر بود
راست خواهی تیغ تو اصل است و کار شرع فرع
هر که گوید غیر ازین باشد کرا باور بود؟
ملک ایران جمله ویران گردد از اعدای دین
گر نه خیل کافران را تیغ تو کیفر بود
ور نباشد حفظ تو این دولت و این دین همه
پای مال نعل اسب دشمنان یک سر بود
آن توئی کز صولت گرز و شکوه بر زتو
روز هیجا لرزه بر اندام شیر نر بود
زود باشد کز نفاذ امر تو در شرق و غرب
هر کجا دیر و کلیسا، مسجد و منبر بود
عاملان شرع را کی بود جز در عهد تو
کاین همه جاه و جلال و قدر و فخر و فر بود؟
گنج پرویزی به هر دهلیزشان خاک است و باد
در کف خدام دارای سکندر در بود
با کف تو سیم و زر نبود به گیتی، ور بود
پیش خاکی تو شکان در زیر خاک اندر بود
با حفاظت چنگ و نی نبود به عالم ور بود
پیش خاتون فلک در زیر نه چادر بود
هیچ گوشی نشنود در عهد تو آوای جنگ
جز نوا، کز بربط ناهید خنیاگر بود
گر به لب نام شراب آرد کسی در عهد تو
دور نبود گر نفس در حنجرش خنجر بود
ور به دل یاد گناه آرد کسی از بیم تو
هر سر مویش به تن صد ناوک و نشتر بود
بنده شهدی را و چون این بنده بیش از صد هزار
جان فدای این چنین سلطان دین پرور بود
گر، به روز عید فطر از من گناهی رفت، رفت
عفو تو صد بار از آن جرم اعظم و اکبر بود
یاد خمر ار کس کند در عرف کی مجرم شود
نام کفر ار کس برد در شرع، کی کافر بود؟
شاعران را گر نبایستی که در سبک قریض
ذکری از بزم صبوع و باده احمر بود
شعر عبدالله کعب و مالک و حسان و قیس
خود نبایستی پسند طبع پیغمبر بود
یا صبا و عندلیب و مجمر و اصحاب را
این همه نعمت ز دارای جهان داور بود
ور بود منکر کسی این ادعا را، گو: بیا
دفتر اخبار قوم، این بنده را از بر بود
خسروا انصاف ده از راویان آخر بپرس
جرم من کی بیش تر از سید حمیر بود؟
من به لب نام شراب آوردم، او جام شراب
حال او صد بار بایستی ز من بدتر بود
من ز احسان تو دارم چشم آنچ از بذل و فضل
حمیری را در دو کون از حضرت جعفر بود
سید سجاد را بنگر که چند انعام و لطف
از پی یک قطعه با یک مرد آهنگر بود
بونواس فاسق و فاجر به بین کز یک دو بیت
تا کجا مخصوص لطف خسرو خاور بود؟
از کمیت و دعبل و طرماح وصولی قصه ها
با امامان هدی در طی هر دفتر بود
صدق دل باید نه تزوبر زبان ورنه چرا
اشعری در پیش شیر حق نه چون اشتر بود
بالله اندر خبث طینت بس زیادست از زیاد
آن که در اظهار زهد افزون تر از بوذر بود
گرگ چون در جلدمیش آید بود اندیشه بیش
پاسبان باید که از این راز آگه تر بود
پرده گر بر خیزد از کار خلایق یک نفس
کار ما و این جماعت اوضح و اظهر بود
بازکن بر حال من چشم و مبین بر من به خشم
چون شود گر چون توئی را چون منی چاکر بود؟
مال دیوان را همی باید مگر اینان خورند
بنده را هم قسمتی زین گنج باد آور بود
کیل حظ بنده را اوفی کن از انبار خود
تا زگنج فضل سبحان حق تو اوفر بود
قطب دولت را بود یارب به شخص تو مدار
تا مدار قطب گردون جمله بر محور بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر مدحی است که به «خسرو دین پرور» اختصاص دارد و ویژگیهای مثبت او را تحسین میکند. شاعر با بیان اینکه دوران حکومت او موجب رونق و آرامش کشور شده، به مقایسه وضعیت پیشین و کنونی میپردازد. او به صفات نیکوی خسرو اشاره کرده و او را پناه دیانت و حافظ حقوق مردم معرفی میکند. همچنین، به قدرت و نفوذ او در جنگها و صلحها تأکید میکند و میگوید که هر کسی که در زمان او زندگی میکند، از آرامش و امنیت برخوردار است. شاعر در نهایت به نیاز به عدالت و انصاف اشاره کرده و از خسرو میخواهد که بر اساس این خصیصهها عمل کند.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار و دینپروری، تو که هر بار حکومت و ملک را با حمایت و قدرت خود رونق دیگری میبخشی.
هوش مصنوعی: این همان سرزمین است و همان کشوری که تو پیش از این به آن اشاره کردی، به دلیل هیجانات و شور و شوق زیادی که در زمان قیامت وجود دارد.
هوش مصنوعی: این زمان که در سایه خوشبختی و موفقیت روزافزون تو قرار دارد، از باغهای بهشتی و زیباییهای آن نیز بهتر و برتر است.
هوش مصنوعی: رود سرخاب مانند زیبایی و شکوه، تبریز را به دوش میکشد و گویی که اینجا کعبه و زمزم یا بهشتی و کوثر وجود دارد.
هوش مصنوعی: مردمان روم و روس به قصد فتح این سرزمین عزم سفر کردند، اما نگران نباش، چون دیوار استحکام تو این کشور را محافظت میکند.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ اگر سلطان در حال نبرد باشد، باید دشمن نیز آماده باشد و شایسته است که اگر به دنبال انتقام است، خود را برای نبرد آماده کند.
هوش مصنوعی: اکنون مردم از تو صلح میطلبند و جای شگفتی نیست که حتی کسانی که اهل جنگ هستند، وقتی در برابر ناتوانی و نیاز قرار میگیرند، به دنبال صلح میروند.
هوش مصنوعی: اگر یک دلیل الهی وجود نمیداشت، اکنون مرزهای پادشاهی تو به سرزمین قسطنطنیه و کالنجر میرسید.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که هرچند برای انجام کارهای بزرگ و جسورانه شجاعت لازم است، اما باید به هر فردی بر اساس شایستگیها و تواناییهایش وظیفهای محول کرد که متناسب با قابلیتهای او باشد.
هوش مصنوعی: در زمانی که آرامش حاکم است و همه چیز به خوبی پیش میرود، چه کسی غیر از تو وجود دارد که از حیلههای دشمن غافل نباشد و بتواند به خوبی به فریبهای او پاسخ بدهد؟
هوش مصنوعی: جز سلطان بزرگ فتحعلیشاه، هیچکس دیگری در جهان نیست که مانند تو، برای یک فرد نابینا مقام و ارادت قائل شود.
هوش مصنوعی: از میان هزاران بنده که از نسل پاک و اصیل خود هستند، آیا کسی مانند تو وجود دارد که هم خدمتکار باشد و هم اطاعت کند؟
هوش مصنوعی: اگر تو نبودs، هیچ کس دیگری حق داشتن تاج و تخت و مقام را نداشت.
هوش مصنوعی: تو پناهگاه دین خداوند هستی و خداوند پناهی برای تو از نفاق و دسیسههای بدخواهان است.
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت بخواهی، تیغ و شمشیر اصلیترین و اساسیترین چیز است و قوانین شرعی فرعی و فرع هستند. هر کس غیر از این را بگوید، باید به او شک کرد.
هوش مصنوعی: اگر دین به خطر بیفتد، تمام سرزمین ایران نابود میشود، چون تنها شمشیر تو میتواند مجازات کافران را فراهم کند.
هوش مصنوعی: اگر نگهبانی از تو نباشد، این دولت و این دین همه در زیر سم اسب دشمنان نابود میشوند.
هوش مصنوعی: تو هستی که با قدرت و جلالت، حتی در روزهای جنگ و نبرد، به جان شیر نر هم لرزه میاندازی.
هوش مصنوعی: به زودی دستور تو در همه جا از شرق تا غرب، در مکانهایی همچون کلیسا، مسجد و منبر جاری خواهد شد.
هوش مصنوعی: آیا در زمان تو کسی برای اجرای احکام دین بود، که اینقدر بزرگ و خوشنام و باافتخار باشد؟
هوش مصنوعی: گنجهای بزرگ پرویز در هر یک از دروازههای آن خاک و باد است، و در دستان خدمتگزارانش، داراییهای سکندر موجود است.
هوش مصنوعی: با دستان تو در دنیا چیزی از طلا و نقره نبود، اگر هم بود، پیش خاکی که تو فرود آمدهای، در زیر خاک پنهان است.
هوش مصنوعی: اگر چه چنگ و نی در دنیا محافظتی ندارند، اما اگر بخواهیم به عالم وجود نگاهی بیندازیم، در زیر چادر آسمان، حتی در برابر سرور بزرگ نیز چیزی نیست.
هوش مصنوعی: در زمان تو، هیچ کس صدای جنگ را جز نغمهای که از ساز ناهید برمیخیزد، نمیشنود.
هوش مصنوعی: اگر کسی در زمان تو نام شراب را بر زبان آورد، دور از دسترس نیست که او در درونش خنجری داشته باشد که نفسش را بریده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر ترس از تو در دلش به یاد گناه بیفتد، هر تار موی او به اندازهٔ صد تیر و چاقو به او آسیب میزند.
هوش مصنوعی: من به خدمتی شاد و خوشنود هستم و چون این خدمتگزار بیش از صد هزار جان را برای چنین پادشاهی که پرورشدهنده دین است، قربانی میکنم.
هوش مصنوعی: اگر در روز عید فطر از من گناهی سر زده باشد، این معصیت به خودی خود کماهمیت است. اما رحمت و بخشش تو که بارها بزرگتر از این خطا است، اهمیت بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به یاد شراب بیفتد، در عرف و بین مردم عادی، آیا مجرم محسوب میشود؟ و اگر کسی در دین به کفر شبههای بیفکند، آیا واقعاً کافر است؟
هوش مصنوعی: شاعران اگر در سبک خاص خود لازم است تا درباره مهمانیهای لذتبخش و شراب قرمز صحبت کنند، باید این کار را انجام دهند.
هوش مصنوعی: شعرهای عبدالله کعب، مالک، حسان و قیس نباید به مذاق پیامبر خوش بیاید.
هوش مصنوعی: ای باد صبا و بلبل و شمع و دوستان، همه این نعمتها از داراییهای جهان خالق است.
هوش مصنوعی: اگر کسی این ادعا را انکار کند، بگو که بیا و دفتر اخبار قوم را ببین. این بنده همه اخبار را از حفظ میداند.
هوش مصنوعی: ای خسروا، انصاف ده و از راویان بپرس که آیا جرم من بیشتر از جرم سید حمیر بوده است؟
هوش مصنوعی: من نام شراب را بر لب آوردم، اما او جام شراب را در دست دارد و حالش صد بار بدتر از من است.
هوش مصنوعی: من به لطف و نیککاری تو خیرهنانم، همانطور که حمیری در دو دنیا از حضرت جعفر برخوردار است.
هوش مصنوعی: به سید سجاد نگاه کن که به خاطر یک قطعه طلا چقدر محبت و لطف از یک مرد آهنگر دریافت کرده است.
هوش مصنوعی: نگاهی به بونواس، فردی فاسق و فاجر بینداز که چگونه از یک یا دو بیت شعر به کجاها دست یافته و این موضوع چقدر به لطف و کرم خسرو خاور مربوط میشود.
هوش مصنوعی: داستانهایی از شاعران بزرگ و نامدار مانند کمیت، دعبل و طرماح که در هر فصل زندگی خود با امامان هدایت و رهبری ارتباط و تعامل داشتهاند، نقل شده است.
هوش مصنوعی: برای اینکه دل انسان باید واقعی و صادق باشد و فقط به گفتار ظاهری اکتفا نکند. اگر اینچنین نباشد، چرا باید کسی مانند اشعری در برابر حقیقتی همچون شیر حق، تنها به شکل ظاهری و مشابه یک شتر باشد؟
هوش مصنوعی: به خدا قسم، در وجود افرادی که به شدت روحیه بدی دارند، زیادند، به ویژه که در ظاهر خود هم زهد و پارسایی بیشتری از بوذرجمهری (بوذر) نشان میدهند.
هوش مصنوعی: وقتی خطر به انسان نزدیک میشود، باید بیشتر مراقب باشد و تدبیر بیشتری به خرج دهد تا از خطرات آگاهتر شود.
هوش مصنوعی: اگر پرده از روی کار مردم کنار رود، در آن صورت کار ما و این جمع به وضوح و روشنی آشکار میشود.
هوش مصنوعی: به من نگاه کن و حال مرا ببین، برای چه با غضب به من نگاه میکنی؟ اگر تو به مانند من کسی را داشتی که به تو خدمت کند، چه میکردی؟
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم این است که مال و ثروت باید به دست افراد لایق و ماهر مدیریت شود. در این بین، بنده یا خدمتکار نیز باید از این نعمتها سهمی داشته باشد، چرا که او نیز حق دارد بخشی از این ثروت را در اختیار داشته باشد.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، لطف و کرمت را به من بفرما و از گنجینهی رحمت و فضلت، به من عطا کن تا بهرهی زیادی از آن نصیبم شود.
هوش مصنوعی: ای کاش سرنوشت و قدرت به تو وابسته باشد، زیرا اگر محور زندگی در دستان تو باشد، همه چیز در دور و بر آن به خوبی و منظمی خواهد چرخید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن پری نشگفت اگر از خوبرویان سر بود
گر بنفشه پر گر و از سنبلش افسر بود
شکر لؤلؤ نمایست آن لب رامش فزای
گر میان شکر اندر چشمه کوثر بود
اندر آن بالا و روی او پدید آید همی
[...]
آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
و آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بود
آفرین بر جان آن کس کو نکو خواهت بود
شادمان آن کس که با تو در یکی بستر بود
جان و دل بردی به قهر و بوسهای ندهی ز کبر
[...]
گر بسوزد گو بسوز و ور نوازد گو نواز
عاشق آن به کومیان آب و آتش در بود
تا بدان اول بسوزد پس بدین غرقه شود
چون ز خود بی خود شود معشوقش اندر بر بود
تا سرم باشد تمنای توام در سر بود
پادشا باشم گرم خاک درت افسر بود
روزگار از زلف تو بادا پریشان روز و شب
تا دل بد روز من هر دم پریشان تر بود
من خورم خونابه هجران و بیزارم،ازآنک
[...]
جان مشتاقان غبار جسم را صرصر بود
زودتر آخر شود شمعی که روشنتر بود
مردم کوته نظر در انتظار محشرند
دیده روشندلان آیینه محشر بود
باد هستی را زسر بیرون کن از طوفان مترس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.