خیز ساقی، بساط می برچین
می به مستان مده زیاده ازین
گرچه می دلگشا و روحفزاست
گذرانیدنش ز حد نه رواست
کار بیذوق و بیملال خوش است
هرچه باشد، به اعتدال خوش است
ای دل از خازن خزانهٔ راز
مستمع را ز خود ملول مساز
زین دُر تر بس است این مقدار
مکن ارزان و زین زیاده میار
ور هنوزت هوای گفتارست
گنج بیحد، متاع بسیارست
در گنجینهٔ دگر بگشای
به ازین جوهری دگر بنمای
تا شود در تفنن تو پدید
معنی لذت لکل جدید
شکر کز رسم این جریدهٔ درد
کلکِ سرگشتهٔ پریشانگرد
کرد فارغ مرا به سرعتسیر
ختم الله امرنا بالخیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که بساط می را بیش از حد نچید و از نوشیدن می با اعتدال صحبت میکند. او به این نکته اشاره دارد که می تواند دلگشا و روحافزا باشد، اما زیادهروی در آن ناپسند است. شاعر تأکید میکند که شادی و خوشی باید با اعتدال همراه باشد و هر چیزی در میانه خوب است. او دل را از خستگیهای ملالتبار دور میکند و به گوشدادن به صحبتهای شیرین و با کیفیت دعوت میکند. در انتها، شاعر به دنبال تجربههای جدید و لذت بردن از تنوع در زندگی است و تأکید میکند که هر چیز جدید میتواند لذت بخش باشد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بلند شو و جام می را جمع کن، دیگر به مستها نوشیدنی بیش از این نده.
هوش مصنوعی: هر چند که زندگی شاداب و مفرح است، اما گذراندن آن از حد و مرز معقول، درست نیست.
هوش مصنوعی: هر کار بیاحساس و خستهکنندهای که انجام شود، اگر با اعتدال و میانهروی همراه باشد، خوب است.
هوش مصنوعی: ای دل، از نگهبان راز و نکات پنهان، برای شنونده خسته و خستهکننده نباش.
هوش مصنوعی: این جواهر به اندازه کافی با ارزش است، پس آن را ارزان نکن و از این بیشتر هم نیاور.
هوش مصنوعی: اگر هنوز تمایل به صحبت کردن داری، گنجینهای بیپایان و کالای فراوانی در دسترس است.
هوش مصنوعی: در گنجینهای دیگر را بگشا و چیزی باارزشتر از این گوهر نشان بده.
هوش مصنوعی: برای اینکه لذتهای جدید را بهتر درک کنی، باید در سرگرمیها و تفریحات خود تنوع ایجاد کنی.
هوش مصنوعی: شکر به خاطر اینکه از عادت این صفحهی پر درد و غم، خطی از دلنگرانیهای پراکنده نوشته شده است.
هوش مصنوعی: خداوند به آرامی و با نیرویی بزرگ کارهایمان را به خوبی پایان داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.