شبی رِقّتی داشتم در نماز
به معبود میکردم افشای راز
گهی در قیام و گهی در قعود
گهی در رکوع و گهی در سجود
در اثنای طاعت من بیقرار
شنیدم ز جایی صدایی سه بار
ز دل رفت اندیشه طاعتم
درید از هوا پرده عصمتم
باو گفتم ای منشاء هر خطا
مشو هیمه آتش کفر ما
چرا رسم و راهت چنین گمرهیست؟
سرت از خیال قیامت تهیست؟
کلید در گنج هر آفتی؟
به ابلیس سرمایهٔ حیلتی؟
به دست تو هر رشته هست دام
که صید دل خلق سازی مدام
به صد جا میان بسته متصل
که بربایی آثار طاعت ز دل
اگر سینه را وطن ساختی
ازو رسم تقوی برانداختی
ور انگشتی از تو به جنبش رسید
ز تحریک تسبیح رغبت برید
بیا چون من از آتش اندیشه کن
ره توبه گیر و ورع پیشه کن
چنین گفت طنبور صاحبخبر
که بر پردهداری مشو پردهدر
مپندار بر خود هنر عیب من
اگر عیب دارم به رویم مزن
منم کرده قطع بیابان دور
ز غیب آمده سوی ملک ظهور
درین ره شدم همنشین بسی
نخورده غم از اعتراض کسی
تو بر سینهام میزنی دست رد
چنینم مکن گر نداری مدد
چه آگاهی از کارگاه جهان؟
که مُقبِل که و کیست مُدبِر درآن؟
بهدریای احسان پروردگار
ز چون من خسی کی نشیند غبار؟
در آنجا که دیوان عفو و عطاست
غم معصیت، لاف طاعت، خطاست
مگر غافلی در بساط بسیط؟
ز سرّ «علی کل شی ء محیط»
مغنی به تنبور رغبت نمای
به مفتاح رغبت دری بر گشای
کزان در رواحل رواحل نشاط
برون آید و پر شود این بساط
فضولی کند ترک بیم عذاب
نشاطی کند زین بساط اکتساب
خوشا آنکه او مست خیزد ز گور
برندش به دوزخ ز خود بیشعور
شررهای آتش به وقت عذاب
نماید به او قطرههای شراب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حالت معنوی و دلمشغولی خود در هنگام نماز اشاره میکند. او در حال عبادت به صدایی میرسد که افکارش را از طاعت منحرف میکند و تأملاتی دربارهی ابلیس و دامهای او را به میان میآورد. شاعر با افسوس به از دست رفتن توجه و تقوی میپردازد و به ابلیس به عنوان منبع خطا و گمراهی اشاره میکند. او از ابلیس میخواهد که او را به گمراهی نکشاند و به توبه و ورع دعوت میکند. سپس، با بیان نکات عمیقتر، به حکمت پروردگار و جایگاه انسان در برابر عفو و رحمت او میپردازد. شاعر تأکید دارد که در بستر الهی، غفلت و معصیت جایی ندارد و مایوس نیست، بلکه اصرار بر پیگیری مسیر درست و آگاهی از عالم دارد. در نهایت، او به مفهوم عذاب و پاداش در آخرت و زوایای عمیق زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: شبی در حال نماز، احساس خاصی به من دست داد و در دل به معبودم رازهایم را فاش کردم.
هوش مصنوعی: گاهی در حالت ایستاده هستم و گاهی نشسته، گاهی در حال رکوع و گاهی در حال سجده.
هوش مصنوعی: در حین انجام عبادت و اطاعت، ناگهان صدایی را از جایی شنیدم که سه بار تکرار میشد و باعث بیقراریام شد.
هوش مصنوعی: از دل من، افکار نیکو و شایستهام کنار رفت و به تبع آن، پردهی حفاظت و عفت من در هم شکست.
هوش مصنوعی: به او گفتم ای منبع همه اشتباهات، تو تبدیل به سوخت آتش کفر ما نشو.
هوش مصنوعی: چرا راه و رسم تو به گونهای است که دچار سردرگمی شدهای؟ چرا در ذهنت از فکر و یاد قیامت خبری نیست؟
هوش مصنوعی: آیا گنجی در برابر هر مشکلی وجود دارد؟ آیا شیطان سرمایهای برای فریب و دسیسه است؟
هوش مصنوعی: به دست تو هر چیزی به کمند آمده است و تو همیشه میتوانی دل مردم را به دست بیاوری.
هوش مصنوعی: در صد جا از دل نشانهای عبادت و بندگی هست، اما کسی که بخواهد میتواند آنها را از دل برچیند و از بین ببرد.
هوش مصنوعی: اگر دل را خانه و مکان خود قرار دهی، نشان از آن است که از اصول تقوا و پرهیزگاری دوری کردهای.
هوش مصنوعی: اگر فقط یک انگشت از تو حرکت کند، نشان از آن است که رغبت و جستجوی تو برای عبادت و ذکر خداوند از بین میرود.
هوش مصنوعی: بیا مانند من به فکر آتش اندیشه باش، به سوی توبه برو و تقوا را در پیش بگیر.
مصرع دوم: بر پردهدار و رازداری مانند من، گستاخی و پردهدری مکن. (پردهدار به معنی صاحب پردههای موسیقی نیز هست)
هوش مصنوعی: به خود مغرور نشو که هنرت برتر از عیبهای من است؛ اگر عیبی دارم، آن را به روی من نیاور.
هوش مصنوعی: من از بیابانی دور آمدهام و به ملک و سرزمینی که در دسترس است، نزدیک شدهام.
هوش مصنوعی: در این مسیر، من همراه بسیاری از افرادی شدم که از انتقادات و مشکلات غم و اندوهی نداشتهاند.
هوش مصنوعی: تو بر سینهام میزنی و مرا بیتوجهی میکنی، این کار را با من نکن اگر کمکی به من نمیکنی.
هوش مصنوعی: چه کسی از کارگاه دنیا خبر دارد؟ چه کسی در آنجا مسئول و مدیر امور است؟
هوش مصنوعی: از دریای رحمت و بزرگی پروردگار، چگونه ممکن است که ذرهای مثل من، گرد و غبارش را تحمل کند؟
هوش مصنوعی: در جایی که پر از بخشش و رحمت است، غم گناه بیفایده است و ادعای بندگی دروغی بیش نیست.
هوش مصنوعی: آیا تو بیخبر از عمق و وسعت وجود هستی؟ در حقیقت، همه چیز تحت تأثیر و در دامان حقیقتی بزرگتر است.
هوش مصنوعی: خوانندهای با تنبورش به شور و شوقی میرسد و در نتیجه، درهای میل و اشتیاق را به روی خود باز میکند.
هوش مصنوعی: از جایی که شادی و سرزندگی بیرون میآید و باعث رونق این مکان میشود.
هوش مصنوعی: ترکی که بیپروا به جستجوی خوشی و لذت میپردازد، از روی رنگ و شکل ظاهری دنیا غافل نیست و در پی یافتن شادی و خوشحالی است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از خواب غفلت برخیزد و از وضعیت بیخبری خود خارج شود، حتی اگر او را به عذاب بکشاند، بهتر از این است که در نادانی باقی بماند.
هوش مصنوعی: در زمان عذاب، شعلههای آتش به او مانند قطرههای شراب جلوه میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.