به دل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم
در آوردم درون خانه شمعی را و در بستم
بلا دیدم که از چشمست بر دل خاک راهت را
بخوناب جگر گل کردم و این رهگذر بستم
شکاف سینه را گر دوختم پیش تو معذورم
مرنج از من که بر دل از حسد راه نظر بستم
ربودی باز خواب از چشم من ای اشک آه از تو
گشادی رخنه کان را بصد خون جگر بستم
بامیدی که مقبول خیال عارضت گردد
ز اشک لاله گون پیرایها بر چشم تر بستم
تو این فرهاد بنشین گوشه چون نقش خود زین بس
که بهر کندن کوه ملامت من کمر بستم
فضولی بسته قید جهان بودم بحمدالله
ازان برداشتم دل بر بتان سیمبر بستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر با تأکید بر دوری از دیگران و تمرکز بر عشق خود، سعی کرده است تا رازی از دل خود را بیان کند. او به آسیبهای ناشی از این عشق و همچنین به تلاشهایش برای مقابله با احساس حسد و فراق میپردازد. شاعر از اشک و آرزوهایش در پیوند با معشوق صحبت میکند و از سختیهایی که برای ابراز عشقش متحمل شده، میگوید. در نهایت، او به دوری از دنیای مادی و وابسته بودن به زیبایی معشوق خود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من عشق تو را در دلم ثبت کردم و از دیگران چشم پوشیدم. شمعی را در خانه روشن کردم و در را بستم.
هوش مصنوعی: بلا و مشکلاتی را تجربه کردم که به خاطر عشق تو بر دل خاک گذاشتم. برای جلب توجه و محبت تو، دل و جانم را آماده کرده و راهی را که باید بروی، با خون دل نشان دادم و این مسیر را به خاطر تو بسته نگه داشتم.
هوش مصنوعی: اگر سینهام را دوختم و نتوانستم برایت بگویم، از من دلخور نباش. من از روی حسادت نتوانستم به دل خودم اجازه بگویم که چقدر به تو فکر میکنم.
هوش مصنوعی: ای اشک، خواب را از چشمانم ربودهای و آه تو به اندازهای دردناک است که این غم را با صدها قطره خون جگرم پر کردهام.
هوش مصنوعی: با امید اینکه زیبایی چهرهات مورد قبول واقع شود، اشکهای قرمز رنگ مانند لاله را بر چشمهای نمناکم ریختم و آرایش کردم.
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به شخصی به نام فرهاد اشاره میکند و او را میخواند تا در گوشهای بنشیند. او به این نکته اشاره دارد که به خاطر تلاشهایی که برای کندن کوه انجام داده، به هیچکس ملامت نمیکند و خود را آماده کرده است تا به هدفش برسد. به نوعی، شاعر از زحماتی که کشیده است، به خوبی آگاه است و بر این باور است که این تلاشها شایسته تقدیرند، نه سرزنش.
هوش مصنوعی: به لطف خدا، از افکار و مشغلههای دنیوی رها شدم و به عشق معشوقان زیبا دل سپردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم
به یک نظاره چشم از روی آتش چون شرر بستم
غرور دولت دیدار شرکت بر نمی دارد
کشیدم آهی از دل دیده آیینه بر بستم
عجب دارم که پای من به دامن آشنا گردد
[...]
حضور معنیام گم گشت تا دل بر صور بستم
مژه واکردم و بر عالم تحقیق در بستم
ز غفلت بایدم فرسنگها طی کرد در منزل
که چون شمع از ره پیچیده دستاری به سر بستم
به جیب ناله دارم حسرت دیدار طوماری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.