در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
در غمزه زنان هوشبر ما بلکه تو باشی
چشم از رخ خوبان نکنم جانب محراب
بر ابروشان عشوه نما بلکه تو باشی
در زلف بتان کیست نهان رهزن دلها
زیر شکن زلف دو تا بلکه تو باشی
گستاخ بهر جا نتوانم نظر افکند
پنهان ز نظرها همه جا بلکه تو باشی
از کس نکنم شکوه چرا گفت و چرا کرد
دارنده بر آن جور و جفا بلکه تو باشی
بی پا و سر افتم بره بیسر و پایان
پا و سر هر بیسر و پا بلکه تو باشی
بر گفتهٔ فیض اهل دلی نکته نگیرد
گوینده پس پردهٔ ما بلکه تو باشی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل درباره عشق و زیبایی است که شاعر به والاترین معشوقش تعلق دارد. او با دعا و تضرع از معشوق میخواهد که در تنهاییها و غمها، تنها او باشد. شاعر از عشق و زیبایی معشوقش سخن میگوید و میگوید که در هیچ جا نمیتواند به غیر او نگاه کند. او به زلف و ابروهای معشوق اشاره میکند و میگوید که همهی این زیباییها جای او را پر میکند. شاعر به شدت تحت تاثیر معشوقش است و به او اعتراف میکند که در برابر زیبایی و جذابیتش تسلیم است. در نهایت، اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند او را درک کند، جز معشوقش.
هوش مصنوعی: در زیبایی و جذابیت معشوقان ما، هیچکس به پای تو نمیرسد و در ناز و نرمی زنانه، هیچکس به هوش و ذکاوت تو نمیتواند برشد.
هوش مصنوعی: هرگز نگاه خود را از چهره زیبای آنان برنمیگردانم و حتی به عبادتگاه نیز توجهی نمیکنم. فقط تو باید وجود داشته باشی تا آنان با ناز و عشوه به من نگاه کنند.
هوش مصنوعی: در زلف معشوقان، کسی پنهان نیست که دلها را فریب دهد. زیر این زلفهای کج و خم تنها خودت وجود داری.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به هر جایی نگاه کنم و پنهانی از دید دیگران دور بمانم، بلکه تنها وقتی که تو در کنارم هستی میتوانم این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: من از کسی شکایت نمیکنم که چرا چنین گفت یا چنین کرد، بلکه تو هستی که بر آن ظلم و ستم، توجیهی نداری.
هوش مصنوعی: بیپایی و بیسری من شبیه برهای است که نه پا دارد و نه سر، و من نیز همچون برهای بیپایان و بیسر هستم، اما تنها تو هستی که وجودت را در من زنده میکنی.
هوش مصنوعی: اگر اهل دل به درستی گوش دهند، گوینده فقط به خودی خود نمیتواند مطالبش را به خوبی بیان کند، بلکه باید تو نیز در این فهم و درک شرکت کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بازآ که ز دل زنگزدا بلکه تو باشی
روشنگر آیینه ما بلکه تو باشی
حاجتطلبان را ز کرم آن خم ابروی
بنمای که محراب دعا بلکه تو باشی
هر سوی که کردی نظرت جانب یار است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.