من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو
واندر همه جا هستم بیهوده چه پوئی تو
بیهوده نمی پویم ای دوست قرارم نیست
یکجا بچه سان باشم چون در همه سوئی تو
هر جا که شدم دیدم نقشی ز جمال تو
چون نیک نظر کردم گفتم مگر اوئی تو
گفتا همه اویم من ایرا همه رویم من
آری تو نداری پشت آری همه روئی تو
نور تو جهان بگرفت عالم همه روشن شد
ای آب حیات جان یا رب ز چه جوئی تو
چه آب و چه جو چه جان بگذار تو اسما را
اسما همه روپوش است خود پرده اوئی تو
هر سو کشدت میرو هر جا بردت میدو
اندر خم چوگانش ای فیض چه گوئی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره حضور همهجا و همهزمانی یک موجود الهی است که شاعر به آن اشاره میکند. شاعر میگوید که هر کجا برود، اثری از زیبایی و جمال آن موجود را میبیند و نمیتواند از جستجوی آن دست بردارد. او بیان میکند که در واقع همه چیز در عالم به نور و وجود آن موجود وابسته است و نامها و صفات تنها پردههایی هستند بر روی حقیقت اصلی. همچنین شاعر به نوعی شگفتی و حیرت اشاره میکند که چگونه این موجود همهجا حاضر است و همواره در جستجوی آن است.
هوش مصنوعی: من همیشه در کنار تو هستم و هر جایی که به دنبال من بگردی، من در آنجا هستم. بنابراین بیخود در جستجوی من نباش.
هوش مصنوعی: دوست من، بیدلیل نمیچرخم و نمیتوانم یکجا بایستم. مانند پرندهای هستم که در هر سو تو را جستجو میکند.
هوش مصنوعی: هر جا که رفتم، تصویری از زیباییات را دیدم. وقتی خوب دقت کردم، به خودم گفتم: آیا این تو نیستی؟
هوش مصنوعی: گفت: من همه چیز را به خود نسبت میدهم و هر چیزی را متعلق به خود میدانم. در حالی که تو پشتوانهای نداری و فقط ظاهر خود را نشان میدهی.
هوش مصنوعی: نور تو دنیا را روشن کرد و همه جا پر از روشنی شد. ای آب حیات جان، خداوندا، تو چرا به دنبال چه چیزی هستی؟
هوش مصنوعی: هر چه آب و هر چه جو و هر چه جان که داری، رها کن و به نامها و لقبها توجه نکن، زیرا همه اینها تنها ظواهر هستند. در واقع، آنچه اهمیت دارد، خود تو هستی که در پس این پردهها وجود داری.
هوش مصنوعی: هر کجا که تو را به سوی خود میکشاند، برو و هر جا که میخواهد تو را به حرکت درآورد، بدو. در این میان، تو مانند توپی هستی که در دست چوگان است. ای فیض، دربارهی این وضعیت چه میتوانی بگویی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو
چشمت مرساد از کس هی هی چه نکوئی تو
یا رب چه جمالست این یا رب چه کمالست این
از توبه نپرسد کس هم خود نه بگوئی تو
چشمم نگران سویت دل میتپد از خویت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.