ز تو ای گشاد دلها همه کار بسته دارم
ز تو ای دواء و درمان دل و جان خسته دارم
بامید آنکه شاید بهوای تو ببندم
همه تار و پود خود را ز جهان گسسته دارم
نه نگاه نیم مستت دل من بجا گذارد
نه ز بند شست زلفت سر موی رسته دارم
همه رنج و محنت و غم همه درد و سوز و ماتم
سپه بلای عشقت بدلم نشسته دارم
بتو بستهام دلی را که شکسته است صد جا
بپذیر عذرم ای جان که شکسته بسته دارم
بشکیب تا بسوزد دل و جان در آتش او
دل و جان چسودای فیض که ز غیر رسته دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر از احساسات و دردهایی که به خاطر عشقش متحمل میشود، صحبت میکند و میگوید که تمام وجودش را برای او تقدیم کرده و به خاطر او از دنیا جدا شده است. او به معشوقش تقاضا میکند که وضع او را درک کند و محبتش را بپذیرد، زیرا دلش به خاطر عشق او شکسته و رنج میبرد. در نهایت، شاعر از آتش عشق که دل و جانش را میسوزاند، سخن میگوید و نشان میدهد که همه چیزش را برای این عشق گذاشته است.
هوش مصنوعی: ای تو که دلها را گشاد میکنی و میگشایی، من همه کارهایم را به تو وابسته میدانم. ای تو که داروی دل و جان خستهام هستی، من به تو امید دارم.
هوش مصنوعی: با امید اینکه شاید به خاطر تو همه چیزهای زندگیام را رها کنم، از این دنیا بریدهام.
هوش مصنوعی: نگاه نیمه مست تو هیچ اثری بر دل من ندارد و از قید و بند شانههای موی تو نیز هیچ نگهداشتی ندارم.
هوش مصنوعی: تمامی رنجها و غمها، همه دردها و اندوههای زندگی، در دل من به خاطر بلای عشق تو نشستهاند و همواره حس میکنم.
هوش مصنوعی: دل من را که در جایهای زیاد شکسته شده، به تو سپردهام. ای عزیز، لطفاً عذرم را بپذیر که این دل شکسته را به تو دادهام.
هوش مصنوعی: صبر کن تا دل و جانت در آتش عشق بسوزد؛ زیرا من از غیر او هیچ بهرهای ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.