پژمرده شد دل ز آلودگیها
کاری نکردم ز افسردگیها
دل برد از من گه این و گه آن
عمرم هبا شد از سادگیها
هرچند شستم دامان تقوی
زایل نگردید آلودگیها
از پا فتادم و از غم نرستم
نگرفت دستم افتادگیها
زین آشنایان خیری ندیدم
خوش باد وقت بیگانگیها
سامان نخواهم ایوان نخواهم
بیچارگیها آوارگیها
ای فیض بگسل از عقل و تدبیر
بر عشق تن جان آشفتگیها
ای جمله تقصیر در بندگیها
رو آب شو از شرمندگیها
شد حق منادی قل یا عبادی
تو جان ندادی کو بندگیها
در راه یوسف کفها بریدند
ای در رهش گم زان پردگیها
آمد قیامت کو استقامت
زین بندگیها شرمندگیها
صوری دمیدند موتی شنیدند
مرگست خوشتر زین زندگیها
کو عشق و زورش کو شر و شورش
طرفی نبستم ز آسودگیها
از خود به در شو شوریدهسر شو
صحرای پهنیست شوریدگیها
ای آنکه داری در سر غم عشق
ارزانیت باد آشفتگیها
یا رب کجا شد عیش جوانی
خوش عالمی بود آن کودگیها
ای فیض برخیز خاکی به سر ریز
در ماتم آن آسودگیها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل پژمردهاش به خاطر آلودگیها و افسردگیها صحبت میکند و احساس ناتوانی و ناامیدی میکند. در تلاش برای پاکی و تقوا، هنوز نتوانسته از آلودگیها فاصله بگیرد. او از آشنایان و روابطش هم نتیجهای ندیده و به وقت بیگانگیها خوشحال است. شاعر به بیچارگی و آوارگی اشاره میکند و از عقل و تدبیر فاصله میگیرد تا به عشق و شوری که به آن نیاز دارد، برسد. او از زندگی بیمعنا و شرمندگی در بندگی سخن میگوید و آرزو دارد به عشق واقعی و شور زندگی برسد. در نهایت، نوستالژی دوران کودکی و خوشیهای آن را با ناتوانیهای حال حاضر مقایسه میکند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آلودگیها پژمرده شده و هیچ تلاشی نکردهام تا از افسردگیها رهایی یابم.
هوش مصنوعی: دل من گاهی به این شخص و گاهی به آن شخص میافتد و به همین دلیل عمرم بیهوده و بیثمر سپری میشود، زیرا در سادگیام گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: هرچند که من تلاش کردم تا خود را از آلودگیها پاک کنم و به تقوا نزدیک شوم، اما باز هم از این آلودگیها دور نماندم.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه، نتوانستم از پا بیفتم و دستم به هیچ چیزی نگرفت که مرا به جلو ببرد.
هوش مصنوعی: از این آشنایان هیچ خوبی نمیبینم، امیدوارم وقتی که از هم دور هستیم، زمان خوبی باشد.
هوش مصنوعی: من به نظم و ترتیب دست نمییابم، نیازی به خانه و کاشانه ندارم، فقط از مشکلات و بیسر و سامانی رنج میبرم.
هوش مصنوعی: ای فیض، از عقل و تدبیر دلت را رها کن و به عشق و احساسات سر و سامان بده که اینها جان را نرم و آرام میکنند، حتی اگر در پی آشفتگیها بروی.
هوش مصنوعی: ای کسانی که در انجام بندگی خطا کردهاید، از شرمندگیها بر خود بگذرید و به آب روید.
هوش مصنوعی: ای بندگان من، آیا جان خود را برای خدمت و بندگی به من تقدیم نکردید؟
هوش مصنوعی: در مسیر یوسف، عدهای به خاطر عشق و شیدایی، دستهای خود را بریدند. ای کسی که در جستجوی او گم شدهای، از آن شیرینیهای یوسف غافل مشو.
هوش مصنوعی: روز قیامت فرامیرسد و در آن روز، انسانها در برابر استقامت خود و خدماتی که به بندگی خدا عرضه کردهاند، شرمنده خواهند بود.
هوش مصنوعی: آنها گفتند که برای ما مرگ خوشتر از زندگیهای اینچنینی است، مانند اینکه مرواریدی در دل دریا دمیده شده است.
هوش مصنوعی: کجای عشق و قدرت اوست؟ کجای شور و هیجان اوست؟ من از آسایش و آرامش، چیزی به دست نیاوردم.
هوش مصنوعی: برای رهایی از قید و بندهای خود، باید از خودت خارج شوی و در بیابان وسیع شوریدگیها قدم بگذاری.
هوش مصنوعی: ای کسی که در دل خود غم عشق را حمل میکنی، امیدوارم که آشفتگیهایت کم و ارزان شوند.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، کجا رفتند روزهای شاد جوانی؟ چه عالم زیبایی بود آن دوران کودکی!
هوش مصنوعی: ای نعمت، برخیز و خاکی به سر بریز، در سوگ آن آسودگیها و راحتیها.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.