نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
سرم شد گوی چوگانش بکن گوهر چه میخواهد
کند گر هستیم ویران زند گر بر همم سامان
من و حسن بسامانش بکن گوهر چه میخواهد
اگر روزم سیه دارد و گر عمرم تبه دارد
من و زلف پریشانش بکن گوهر چه میخواهد
ز دست من چه میآید مگر مسکینی و زاری
زدم دستی بدامانش بکن گوهر چه میخواهد
دل و جانم اگر سوزد ز تاب آتش قهرش
من و لطف فراوانش بکن گوهر چه میخواهد
شنیدم گفت میخواهم سرش از تن جدا سازم
سر و تن هر دو قربانش بکن گوهر چه میخواهد
نباشد گر روا دردین که خون عاشقان ریزند
بلا گردان ایمانش بکن گوهر چه میخواهد
اگر دل میبرد از من و گر جان میکشد از تن
فدا هم این و هم آنش بکن گوهر چه میخواهد
ترا ای فیض کاری نیست با دردی کزاو آید
باو بگذار درمانش بکن گوهر چه میخواهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر خود را در برابر عشق و اراده معشوق تسلیم میکند و ابراز میکند که هر چه معشوق بخواهد، او آماده است. او میگوید که هرچند که ممکن است در زندگی دچار مشکلات و دردسر شود، اما حاضر است به خاطر معشوق همه چیز را فدای او کند. درد و رنجی که از عشق تحمل میکند، به نوعی او را به سوی معشوق میکشاند و همواره امید دارد که محبت و لطف معشوق شامل حالش شود. در نهایت، شاعر با وجود تمام آلام، عاشقانهترین احساسات خود را در تقدیم به معشوق ابراز میکند.
هوش مصنوعی: سرم را به فرمان او گذاشتهام و هر چه که او بخواهد بر من میگذرد. من همچون گوی کوچکی هستم که او میتواند هر طور که میخواهد با من رفتار کند.
هوش مصنوعی: اگر ما در حال ویرانی هستیم، پس اگر او بخواهد، میتواند زندگی و احوال من و حسن را سامان دهد. پس بگو، هر چیزی که میخواهد، بگذار انجام دهد.
هوش مصنوعی: اگر روزگارم تیره و عمرم هدر رفته باشد، من و زلف پریشان او هیچ اشکالی ندارد، هرچه بخواهد انجام میدهم.
هوش مصنوعی: من از دست خودم چه کاری میتوانم انجام دهم جز اینکه مثل یک فرد مسکین و زاریکننده دعا کنم. اگر دستم را به سوی او دراز کنم، بگو که او چه خواستهای دارد.
هوش مصنوعی: اگر دل و جانم از شدت خشم او بسوزد، من با وجود آن، از لطفش میگویم که گوهر چه میخواهد.
هوش مصنوعی: شندم که کسی میگوید میخواهم سر او را از بدنش جدا کنم و هم سر و هم بدنش را برای او قربانی کنم. هر آنچه که او میخواهد، برایش فراهم میکنم.
هوش مصنوعی: اگر عشق وجود نداشته باشد، هیچ چیز در درد و رنج وجود ندارد، و اگر در عشق به خون عاشقان ظلم شود، باید ایمانی را که در دل دارند، به حقیقت تبدیل کنند. در این میان باید بفهمند که چیزی که میخواهند، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: اگر دل از من میبرد و یا جانم را میگیرد، من هر دو را فدای او میکنم، زیرا او هر چه که بخواهد، برایم ارزشمند است.
هوش مصنوعی: تو ای فیض، کار خاصی نمیتوانی انجام دهی با دردی که از تو نشأت میگیرد. بگذار آن را درمان کند، هر چه که میخواهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.