شود که از دهنت بوسهٔ ربوده شود
شود که از دل من عقدهٔ گشوده شود
شود که فاش شود سر آن دهان نهان
ز تنگنای عدم نکتهٔ شنوده شود
شود که دل ز وصالت بمدعا برسد
غبار حسرت ازین آینه زدوده شود
شود که تیغ کشی و بدارمت گردن
توجه تو و عشق من آزموده شود
شود که بر قدمت سر نهم بزاری زار
ترحمی که بدل داری آن نموده شود
شود که بار دهی تا که سر نهم برهت
بخاک راهگذار تو جبهه سوده شود
شود که آتش عشقت بسوزد این تن من
برهگذار تو خاک سیاه توده شود
شود که دست امیدم بمدعا برسد
ز کار بسته من عقدها گشوده شود
محال باشد ای فیض این که عاشق را
بدن به بستر راحت دمی غنوده شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر خواستهها و آرزوهای عاطفی خود را بیان میکند. او از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و به سرنوشت و احساساتی اشاره میکند که از دلش برمیآید. شاعر آرزو دارد که بوسهای از معشوق بگیرد، دلش آرام گیرد و عشقش بازتابی از محبت معشوق داشته باشد. او به تنگناها و حسرتهای عشق اشاره میکند و در نهایت، از امید و آرزوی وصال سخن میگوید، در حالی که میداند این خواستهها گاهی غیرممکن به نظر میرسند. پیام کلی شعر اندوه و امید عاشق است که در پی وصال و آرامش در عشق است.
هوش مصنوعی: میخواهم که از لبهایت بوسهای گرفته شود و از دل من نیز گرهی باز گردد.
هوش مصنوعی: ممکن است که راز آن دهانی که پنهان است، آشکار شود و نکتهای که شنیده شده در فضای محدود عدم فاش گردد.
هوش مصنوعی: شاید دل من به آرزوی وصالت برسد و غبار حسرت از این آینه پاک شود.
هوش مصنوعی: شاید روزی بیاید که با برنده کردن تیغ و قرار دادن آن بر گردن تو، عشق و احساسات من را بسنجی و آزمایش کنی.
هوش مصنوعی: من در انتظارم که بر قدمهای تو سر بگذارم و در حالی که زار و نالان هستم، از تو طلب رحمت کنم، زیرا تو همان کسی هستی که دلم را به خاطر تو دگرگون کردهای.
هوش مصنوعی: شاید زمانی فرا برسد که تو بار سنگینی را به دوش بکشی تا بتوانی سر خود را به خاک بگذاری و در مسیر تو، زمین برای تو آماده و نرم شود.
هوش مصنوعی: عشق تو چنان آتشی است که وجود من را به آتش میکشد و از من فقط یک توده خاک باقی میماند.
هوش مصنوعی: امید دارم که دعای من به نتیجه برسد و مشکلاتی که در زندگیام دارم، حل و فصل شوند.
هوش مصنوعی: عاشق هرگز نمیتواند در آرامش و راحتی بخوابد؛ این امر امکانپذیر نیست که کسی که عاشق است، لحظهای بینگرانی و آسودگی را تجربه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شود شود که دلم سوی حق ربوده شود
بجذبهٔ همه اخلاق من ستوده شود
شود شود که روان سوی حق روان گردد
بساق عرش دو دست امید سوده شود
شود شود نفسی دیدهٔ دلم در عرش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.