بخش ۱ - به تخت نشستن نوذر، بیدادگری او و میانجیگری سام برای بازگرداندن داد
چو سوگ پدر شاه نوذر بداشت
ز کیوان کلاه کیی برفراشت
به تخت منوچهر بر بار داد
بخواند انجمن را و دینار داد
برین برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سر شهریار:
ز گیتی برآمد به هر جای غَو
جهان را کهن شد سر از شاه نو
چو او رسمهای پدر درنَوَشت
ابا موبدان و ردان تیز گشت؛
همی مردمی نزد او خوار شد
دلش بردهٔ گنج و دینار شد
کدیور یکایک سپاهی شدند
دلیران سزاوار شاهی شدند
چو از روی کشور برآمد خروش
جهانی سراسر برآمد به جوش
بترسید بیدادگر شهریار
فرستاد کس نزد سام سوار
به سگسار مازندران بود سام
فرستاد نوذر بر او بر پیام
«خداوند کیوان و بهرام و هور
که هست آفرینندهٔ پیل و مور
نه دشواری از چیز برترمنش
نه آسانی از اندک اندر بوش
همه با توانایی او یکیست
اگر هست بسیار و گر اندکیست
کنون از خداوند خورشید و ماه
ثنا بر روان منوچهر شاه
ابر سام یل باد چندان درود
که آید همی ز ابر باران فرود
مران پهلوان جهاندیده را
سرافراز گرد پسندیده را
همیشه دل و هوشش آباد باد
روانش ز هر درد آزاد باد
شناسد مگر پهلوان جهان
سخنها هم از آشکار و نهان
که تا شاه مژگان به هم برنهاد
ز سام نریمان بسی کرد یاد
همیدون مرا پشت گرمی بدوست
که هم پهلوانست و هم شاه دوست
نگهبان کشور به هنگام شاه
ازویست رخشنده فرخ کلاه
کنون پادشاهی پرآشوب گشت
سخنها از اندازه اندر گذشت
اگر برنگیرد وی آن گرز کین
ازین تخت پردخته ماند زمین»
چو نامه بر سام نیرم رسید
یکی باد سرد از جگر برکشید
به شبگیر هنگام بانگ خروس
برآمد خروشیدن بوق و کوس
یکی لشکری راند از گرگسار
که دریای سبز اندرو گشت خوار
چو نزدیک ایران رسید آن سپاه
پذیره شدندش بزرگان به راه
پیاده همه پیش سام دلیر
برفتند و گفتند هر گونه ویر
ز بیدادی نوذر تاجور
که بر خیره گم کرد راه پدر
جهان گشت ویران ز کردار اوی
غنوده شد آن بخت بیدار اوی
بگردد همی از ره بخردی
ازو دور شد فرهٔ ایزدی
چه باشد اگر سام یل پهلوان
نشیند برین تخت روشن روان
جهان گردد آباد با داد او
برویست ایران و بنیاد او
که ما بنده باشیم و فرمان کنیم
روانها به مهرش گروگان کنیم
بدیشان چنین گفت سام سوار
که این کی پسندد ز من کردگار
که چون نوذری از نژاد کیان
به تخت کیی بر کمر بر میان
به شاهی مرا تاج باید بسود
محالست و این کس نیارد شنود
خود این گفت یارد کس اندر جهان!
چنین زهره دارد کس اندر نهان؟
اگر دختری از منوچهر شاه
بران تخت زرین شدی با کلاه
نبودی جز از خاک بالین من
بدو شاد بودی جهانبین من
دلش گر ز راه پدر گشت باز
برینبر نیامد زمانی دراز
هنوز آهنی نیست زنگار خورد
که رخشنده دشوار شایدش کرد
من آن ایزدی فره باز آورم
جهان را به مهرش نیاز آورم
شما بر گذشته پشیمان شوید
به نوی ز سر باز پیمان شوید
گر آمرزش کردگار سپهر
نیابید و از نوذر شاه مهر
بدین گیتی اندر بود خشم شاه
به برگشتن آتش بود جایگاه
بزرگان ز کرده پشیمان شدند
یکایک ز سر باز پیمان شدند
چو آمد به درگاه سام سوار
پذیره شدش نوذر شهریار
به فرخ پی نامور پهلوان
جهان سر به سر شد به نوی جوان
به پوزش مهان پیش نوذر شدند
به جان و به دل ویژه کهتر شدند
برافروخت نوذر ز تخت مهی
نشست اندر آرام با فرهی
جهان پهلوان پیش نوذر به پای
پرستنده او بود و هم رهنمای
به نوذر در پندها را گشاد
سخنهای نیکو بسی کرد یاد
ز گرد فریدون و هوشنگ شاه
همان از منوچهر زیبای گاه
که گیتی بداد و دهش داشتند
به بیداد بر چشم نگماشتند
دل او ز کژی به داد آورید
چنان کرد نوذر که او رای دید
دل مهتران را بدو نرم کرد
همه داد و بنیاد آزرم کرد
چو گفته شد از گفتنیها همه
به گردنکشان و به شاه رمه
برون رفت با خلعت نوذری
چه تخت و چه تاج و چه انگشتری
غلامان و اسپان زرین ستام
پر از گوهر سرخ زرین دو جام
برین نیز بگذشت چندی سپهر
نه با نوذر آرام بودش نه مهر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
نوذر منوچهر سام فریدون (اشاره) هوشنگ (اشاره)
هوش مصنوعی: نوذر پس از مرگ پدرش به تخت نشسته و حکومت را آغاز میکند، اما به زودی دچار بیدادگری و فساد میشود. مردم از این رفتار او نگران میشوند و سام، پهلوان شجاع، به عنوان میانجی به او پیام میفرستد. سام به نوذر هشدار میدهد که اگر به کردار نادرست خود ادامه دهد، عاقبتی خوب نخواهد داشت و قدرتش به خطر میافتد. بزرگان و دلاوران نیز از نوذر میخواهند که به راه پدرش بازگردد و کشور را با داد و راستی اداره کند. در نهایت نوذر به پندهای سام گوش میدهد و عزمش را جزم میکند تا به اصلاحات بپردازد و کشور را در مسیری صحیح قرار دهد.
هوش مصنوعی: نوذر که پس از مرگ پدرش بر تخت نشسته است، کلاهی به نشانهٔ شاهی بر سر گذاشت که زینتبخش او از دنیای بالاست.
هوش مصنوعی: نوذر به جای منوچهر (پادشاه پیشین) بر تخت نشسته و برای برقراری عدالت، در جلسهای که تشکیل داده، به همه شرکتکنندگان دینار (پول) عطا میکند.
هوش مصنوعی: پس از گذشت مدت زیادی، زمانه به دورانی رسید که شهریار (پادشاه) به ظلم و بیعدالتی رو آورد.
هوش مصنوعی: از سراسر جهان، صدای غم و نالهای بلند شد و بههمین دلیل، سلطنت نوذر، شاه جدید، سبب شد تا دنیا دوباره به حالت کهن خود برگردد و به ناامیدی و مشکلات قبلی دچار شود.
هوش مصنوعی: نوذر، آیینها و سنتهای پدرش را تغییر داد و با مشورت موبدان (افراد مذهبی) و ردان (زاهدان یا عالمان دینی) به صورت تند و قاطع عمل کرد.
هوش مصنوعی: مردم به چشم او دیگر ارزشی نداشتند و او به خاطر ثروت و داراییاش، دلبسته و فریبخورده شده بود.
هوش مصنوعی: کدیور به همگی سپاهیان فرمان داد که دلیر و شایستهٔ پادشاهی شوند.
هوش مصنوعی: هنگامی که صدای فرمانروایی از سرزمین به گوش رسید، همهٔ جهان بهطور یکپارچه به هیجان آمد.
هوش مصنوعی: بیدادگر، یعنی پادشاه ستمکار، از وضعیت خشمگین و ناآرامی مردم ترسید و برای آرام کردن اوضاع، شخصی را به سمت سام، که یکی از دلاوران است، فرستاد.
هوش مصنوعی: سام، که یکی از پهلوانان بزرگ شاهنامه است، به سگی که در مازندران نگهداری میشود، پیام نوذر، پادشاه، را فرستاد.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ که یکی از نامهای او کیوان و بهرام و هور است، همان کسی است که فیل و مور (مورچگان) را آفریده است.
هوش مصنوعی: نه سختی چیزی از من بالاتر است و نه راحتی چیزی از کم، در خودم احساس میکنم.
هوش مصنوعی: توانایی همه انسانها یکسان است؛ چه بیشتری داشته باشند و چه کمتر. در نهایت، توانایی به همه تعلق دارد و ارزش هر فرد به همین توانایی مشترک وابسته است.
هوش مصنوعی: در حال حاضر از خداوند خورشید و ماه سپاسگزاری میکنم برای روان منوچهر، شاه ایران.
هوش مصنوعی: ابری که به نام سام، پهلوان بزرگ، شناخته میشود، به قدری پربار است که باران از آن نازل میشود.
هوش مصنوعی: پهلوانی را که در جهان دیده و تجربه دارد، سرافراز و محترم گردانید.
هوش مصنوعی: همیشه دلش شاد و خوش باشد و عقلش در آرامش باشد، و روحش از هرگونه درد و رنج آزاد باشد.
هوش مصنوعی: پهلوانان و کسانی که به شجاعت و نیکویی مشهورند، ممکن است رازها و حقایق دنیا را نه تنها به روشنی، بلکه به صورت پنهان نیز بشناسند.
هوش مصنوعی: وقتی که شاه مژگان (نوذر) با هم جمع کردن ابروهایش به علامت خشم، از سام نریمان (پهلوان معروف) بسیار یاد کرد.
هوش مصنوعی: من به سام نریمان اعتماد دارم، زیرا او هم یک پهلوان قوی است و هم فردی است که دوستدار پادشاهی است.
هوش مصنوعی: نگهبانی کشور در زمان پادشاه از او (نوذر) است که مانند او رخشنده و خوشبخت و با کلاهی پرزرق و برق است.
هوش مصنوعی: اکنون پادشاهی به هیاهو و بینظمی دچار شده است و سخنان و شایعات در مورد آن به حدی رسیده که از حد و اندازه گذشته است.
هوش مصنوعی: اگر او این گرز انتقام را از این تخت پست نگذارد، زمین برای همیشه خالی و ویران میماند.
هوش مصنوعی: وقتی نامهای برای سام نیرم (پدر رستم) رسید، او دلی پر از درد و غمی سوزان داشت و از آن ناراحتی، نفس عمیقی کشید و گریست.
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، زمان برخواستن خروس، صدای بوق و سنج بلند شد.
هوش مصنوعی: لشکری از گرگسار (منطقهای در ایران) به حرکت درآمد که در نتیجه آن، دریای سبز (دریای خزر) بیاحترام و بیارزش شد.
هوش مصنوعی: هنگامی که آن سپاه به نزدیکی ایران رسید، بزرگان و شخصیتهای مهم به استقبال آنها آمدند و در مسیر قرار گرفتند.
همه پیاده به سوی سام رفتند و از هر دری ناله و شکایت سر دادند .
هوش مصنوعی: نوذر، پادشاه ستمگری است که به خاطر بیعدالتیهایش راه و مسیر پدرش را فراموش کرده است.
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر کردارهای نوذر ویران شده و بخت او که قبلاً بیدار و خوشحال بود، اکنون خوابیده و از کارآمدی خارج شده است.
هوش مصنوعی: به واسطهٔ کجرفتاری او، خرد و اندیشه از او دور میشود و از نظر او توفیق الهی نیز کنار میرود.
هوش مصنوعی: اگر سام که یک پهلوان بزرگ است بر این تخت روشن بنشیند، چه مشکلی پیش میآید؟
هوش مصنوعی: جهان با عدالت نوذر آباد خواهد شد و ایران و پایههای آن به برکت وجود او رونق میگیرد.
هوش مصنوعی: ما باید مطیع او باشیم و دستوراتش را اجرا کنیم و جانهایمان را با عشق به او قربانی کنیم.
هوش مصنوعی: سام سوار به آنان گفت که این فرمان الهی مورد پسند کی (نوذر) است.
هوش مصنوعی: نوذر، که از نسل پادشاهان کیانی است، بر تخت سلطنت کیان نشسته و با کمر بر میان، به عنوان پادشاه جدید ظاهر شده است.
هوش مصنوعی: برای پادشاهی، باید تاجی بر سرم باشد. این وضعیت محال است و هیچکس جرئت شنیدن آن را ندارد.
هوش مصنوعی: این گفته را هیچکس در جهان نمیتواند بگوید! آیا کسی میتواند در درون خود چنین شجاعت و جسارتی داشته باشد؟
هوش مصنوعی: اگر دختری از منوچهر شاه بر روی تخت زرین نشسته باشد و تاج بر سر داشته باشد،
هوش مصنوعی: تنها از خاکی که بر روی سرم است، تو شاد بودی و در واقع هیچ چیز دیگری در دنیا برای من نبود.
هوش مصنوعی: اگر دل او از راه پدر منحرف شد، برای اینکه برگردد به راه درست، زمانی زیاد لازم نیست.
هوش مصنوعی: هنوز هیچ آهنی ز rust خوردگی و زنگار نمیتواند به اندازهای محکم باشد که میتواند در برابر مشکلات سخت و دشوار ایستادگی کند.
هوش مصنوعی: من آن خدای توانا را میآورم که با مهر و恩 خود، جهان را آباد و خوشبخت میکند.
هوش مصنوعی: شما باید نسبت به گذشتهتان افسوس بخورید و دوباره از سر پیمان خود با دیگران، سرپیچی نکنید.
هوش مصنوعی: اگر آمرزش و بخشش خداوند را نتوان یافت و از مهر نوذر شاه نیز خبری نباشد،
هوش مصنوعی: در این دنیا، خشم شاه باعث ایجاد آتش و ویرانی میشود و این آتش نشاندهندهٔ محل بروز خشم اوست.
هوش مصنوعی: بزرگان از کارهایی که کردهاند، پشیمان شدند و هر کدام به طور جداگانه از پیمانی که بسته بودند، سرپیچی کردند.
هوش مصنوعی: وقتی نوذر، پادشاه، به درگاه سام سوار (که یکی از پهلوانان نامور است) رسید، از او استقبال و با احترام و پذیرایی برخورد شد.
هوش مصنوعی: نوذر، پادشاهی نامآور و خوشاقبال، از همان ابتدا به جویندگان جوان و مشهور در عالم قهرمانی اهمیت میدهد و به آنها روی میآورد.
هوش مصنوعی: بزرگزادگان و nobles به خاطر نوذر از او عذرخواهی کردند و با کمال احترام و محبت به او توجه کردند، حتی اگر به طور ظاهری و در دل خود به او کمتر از یک جوان مینگریستند.
هوش مصنوعی: نوذر از تخت شاهی برخاست و در حالی که آرام و با فهم و کمال نشسته بود، خود را به شکوه و عظمت نمایان کرد.
هوش مصنوعی: پهلوان بزرگ، به احترام نوذر، در برابر او قرار گرفته و به عنوان یک خدمتگزار و مشاور در کنار اوست.
هوش مصنوعی: نوذر در واقع به بسیاری از پندهای خوب و نصایح توجه کرد و در مورد آنها بسیار صحبت کرد.
هوش مصنوعی: نوذر از نسل فریدون و هوشنگ، یعنی از خانوادههای پادشاهی بزرگ است و همانند منوچهر، که پادشاهی زیبا و شایسته بود، به تخت نشسته است.
هوش مصنوعی: گیتی (جهان) به داد و بخشش مشهور بود، اما کسی به بیداد و ستم توجهی نمیکرد.
هوش مصنوعی: نوذر با دیدن کژی و نادرستی، دل خود را به سوی داد و انصاف معطوف کرد و بر همین اساس تصمیماتی اتخاذ نمود.
هوش مصنوعی: نوذر با برخورداری از سخنانی نرم و دلنشین، دل بزرگان و مهتران را تسخیر کرد و به آنها آرامش و عزت بخشید.
هوش مصنوعی: زمانی که از مسائل و گفتههای مهم سخن گفته شد، همگان به گردنکشان و به شاه وابسته شدند.
هوش مصنوعی: نوذر با لباس مخصوصش (خلعت نوذری) به بیرون رفت و تخت و تاج و انگشتر را ترک کرد.
هوش مصنوعی: غلامان و اسبهای زینتیافته به طلا، با گوهرهای سرخ و دو جام طلا پر هستند.
هوش مصنوعی: چندین مدت از زمان گذشت، اما سپهر (آسمان) نه با نوذر در آرامش بود و نه محبت و دوستی به او داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.