گنجور

بخش ۹ - داستان دقیقی شاعر

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
 

چو از دفتر این داستانها بسی

همی خواند خواننده بر هر کسی

جهان دل نهاده بدین داستان

همان بخردان نیز و هم راستان

جوانی بیامد گشاده زبان

سخن گفتن خوب و طبع روان

به شعر آرم این نامه را گفت من

ازو شادمان شد دل انجمن

جوانیش را خوی بد یار بود

ابا بد همیشه به پیکار بود

برو تاختن کرد ناگاه مرگ

نهادش به سر بر یکی تیره ترگ

بدان خوی بد جان شیرین بداد

نبد از جوانیش یک روز شاد

یکایک ازو بخت برگشته شد

به دست یکی بنده بر کشته شد

برفت او و این نامه ناگفته ماند

چنان بخت بیدار او خفته ماند

الهی عفو کن گناه ورا

بیفزای در حشر جاه ورا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی رضا نوشته:

لطفآ مصراع اول از بیت آخر را مطابقه دهید به نظر به لحاظ وزنی مغلق می آید.
سپاسگذارم

حمید قاسمی نوشته:

سخن گفتنش خوب و طبعش روان
تغییر از خودم است !

ناشناس نوشته:

بیت آخر نمیتواند فردوسی باشد و ضمنا غیر منطقی است(بیت ششم را ملاحظه فرمائید)
اساسا این بیت اضافی است

کارن نوشته:

بیت یکم چو بگردد چن

بیت دوم مصرع اول بدین بگردد برین

بیت سوم مصرع دوم گفتنی صحیح است

بیت پنجم مصرع دوم : همه ساله با بد به پیگار بود

بیت هفتم مصرع دوم : نبود از جهان دلش یکروز شاد

بیت ششم و هفتم جایشان تغییر داده شود

بیت دهم وجود خارجی ندارد و الحاقی است

تمامی نکاتی که این بنده مینویسم با تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق مقایسه گردیده که بزرگترین تصحیح بر شاهنامه را ایشان انجام داده اند

ناشناس نوشته:

تا آنجا که به یاد دارم بیت آخر، مصرع اوّل در شاهنامهء چاپ مسکو به این شکل آمده: “خدایا! ببخشا گناهِ وِرا”

سیاوش بابکان نوشته:

بیت آخر به گمانم الحاقی است و گر نباشد صورت درست همان است که ناشناس می فرماید:

خدایا ببخشا گناه ورا …..و اما اگر آنگونه که کارن نوشته است، ابیات یادشده در شاهنامه روایت خالقی چنین نادرست و درهم آمده است باید اشتباه چاپی بوده باشد ور نه ………

نا شناس نوشته:

شرم بر شما ومدیر سایت گنجور شاهنامه را دارید از بین می برید شما بگویید که منع مورد استفاده چیست شما که همه ی اشعار فردوسی عزیز را عربی کردید . شرم بر شما. درود بر فروسی بزرگ

روفیا نوشته:

بنده اصلا نمی توانم بیت اخر را بخوانم !
مگر اینکه afv را afoo بخوانم !!
elahi afoo kon gonahe vera
که این هم بسی خنده دار و سخیف است .
از فردوسی بزرگ بس دور است .

merce نوشته:

درود
الهی عفو کن گناه ورا
بیفزای در حشر جاه ورا
این سخن از زبان حکیم توس نیست
من تا به حال چنین شنیده بودم
الهی ببخشا گناه ورا
که مصراع دوم نیز به نظر نمیرسد از حکیم باشد
بیفزای در حشر جاه ورا
زیرا در همه ی شاهنامه من نظیر این عقیده را از استاد توس ندیده ام
باید که شاهنامه شناسان نظر بدهند
با احترام
مرسده

merce نوشته:

ببخشید تصحیح می کنم
خدایا ببخشا گناه ورا
گناه فارسی به عربی به صورت جُناه در آمده است
مرسده

مجتبی خراسانی نوشته:

الهی عفو کن گناه ورا / بیفزای در حشر جاه ورا
کاملا صحیح است…
بعضی از محققین برآنند که فردوسی طوسی در شاهنامه ، پارسی نغز و زبان ناب به کار برده است ولی خواهیم دید که در این حماسۀ بزرگ نه نتها کلمات تازی بلکه هندی ، یونانی و حتی چینی هم به کار رفته است. فقط چند واژۀ هندی الاصل را مورد بررسی قرار می دهم :
-باب
یک از دیگر اِستاد آنگاه دور
پُر از درد باب و پر از رنج پور
واژۀ «باب» تاکنون در هند به صورت «باپ» به معنی پدر به کار می رود و چون قدما در نقطه گذاری زیاد دقت نمی کردند بنابراین گمان می رود فردوسی واژه هایی را که به بای فارسی (پ) به کار برده بود خطاطان آنها را به بای موحده (ب) نوشته اند.
-گاومیش
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدون به سان سر گاومیش
تلفظ این واژه به زبان سانسکریت مهش است و آن را با کلمۀ گاو به کار نمی برند و در بعضی لهجه های زبان پنجابی تاکنون این واژه مش خوانده می شود ، ظاهرا این واژه از زبان پنجابی به فارسی دری راه یافته است و این کلمه برای گوسفند ماده به کار نرفته ، چه در زبان سانسکریت این حیوان را میش می گویند چنانکه فردوسی هم گفته :
به دام آیدش ناسگالیده میش
پلنگ از پس پشت و روباه پیش
-سنجد
ز دیوان به پیشش سر سنجه بود
که جان و دلش زان سخن رنجه بود
در شاهنامه اسم یکی از دیوها سنجه آمده است ، این کلمه هنوز به همین صورت در زبان هندی به کار می رود و به عنوان اسم افراد نیز رواج کامل دارد (مثل سنجی گاندی).
-خنجر هندوان-هندی درای
علاوه بر این فردوسی بعضی کلمات هندی را هم به فارسی ترجمه کرده است ، میان آنها یکی خنجر هندوان است و دیگری هندی درای:
چه از جوشن و ترک و برگستوان
چه کوپال و چه خنجر هندوان
منظور فردوسی از خنجر هندوان همان کتار است که نوعی از کارد (خنجر) می باشد که چون به شکل میوۀ تمرهندی است به همین نام (کتار) شهرت یافته است.
«هندی درای» به معنای زنگ و ناقوس به کار رفته است. هندوها در معابد خود از دو نوع زنگ استفاده می کنند ، یکی مثل لالۀ واژگون است که در وسط سنگی نصب کرده و موقع نیایش آن را می نوازند و دومین مانند صفحۀ گرد (دیسک) و وقتی آن را با چوب می کوبند همان موقع در شنکهه نیز می دمند. فردوسی این واژه را چندین جا به کار برده است :
خروشیدن کوس با کره نای
همان زنگ زرین و هندی درای
در اینجا منظور از زنگ زرین همان نوع اول زنگ است که طبعا چون صنعت فلز از قدیم الایام در ایران و هند رواج داشته مورد استفاده بوده است و هندی درای نیز همان صفحۀ مدور بوده است.
بمنّه و کرمه
مجتبی خراسانی

ایران نژاد نوشته:

جناب خراسانی،
تنها به دلیل چند واژه‌ی مشکوک و یا مشترک که سرکار آورده اید نباید و نمی توانیم این بیت بی هویت را از حکیم توس بدانیم.

lyam نوشته:

این آقای خراسانی عجب در سفسطه و سر هم بافی ید طولایی دارد
کل شاهنامه را که سعی در زنده نگاهداشت زبان پارسی دارد نمیبیند ولی یک بیت الحاقی که هر کودک دبستانی میفهمد که از فردوسی نیست را با زور مغلطه میخواهد به خورد مردم بدهد
این بیت آخری میتواند نباشد و هیچ ربطی هم به ابیات قبلی نداشته باشد
آستاد طوس اگر میخواست چنین دعایی بکند همانطور که خانم مرسده اشاره کردند می فرمود
خدایا ببخشا گناه ورا
که بسیار به طبع و سخن استاد توس نزدیکتر میبود.
آقای خراسانی ما شمارا به بندگی اعراب و سرسپردگی قاتلان کسروی بزرگ میشناسیم
از شما توقع بیش ازین نیست.
لیام

شمس الحق نوشته:

سلام جناب خراسانی!
البته به نکات جالبی اشاره فرموده اید که برای حقیر تازگی داشت و تاکنون ندیده بودم ، ولی در خصوص بیت مورد اشاره دوستان محترم درست می فرمایند ، صرف نظر از اینکه این بیت از فردوسی هست یانه مصرع اول اشکال تکنیکی دارد که از فردوسی بعید است ، واژه عفو را نمی توان بشکل معمولش خواند ، فرض میکنیم فرمایش حضرتعالی صحیح و این بیت سروده فردوسی است ، وزن مصرع چه خواهد بود ؟
فارغ از این موضوع جناب خراسانی عزیز بر اساس آخرین پژوهش های شاهنامه پژوهان ، مورخین و دانشمندان حقیر شنیده ام که حدود ۱۰ هزار بیت از شاهنامه سروده فردوسی کبیر نیست . با عرض پوزش .

مجتبی خراسانی نوشته:

سلام بر استاد شمس الحق عزیز
سپاس از این که عرایض حقیر را در خور مطالعه دانستید.
بزرگوارید استاد

شمس الحق نوشته:

این چه فرمایشی است جناب خراسانی ، مقالات حضرتعالی همه خواندنی و ارزشمند است و حقیر از آنها بسیار آموخته ام ، درخصوص شعر شیخ بهایی هم متشکرم که توجه فرمودید ، خودم هم مردد بودم که آن ابیات شباهتی به آثار سعدی نداشت . باز هم تشکر میکنم .

کانال رسمی گنجور در تلگرام