نوبهارآمدو بشکفت بیکبار جهان
بر سر افکندزمین هر چه گهر داشت نهان
تاز خواب خوش بگشاد گل سوری شم
لاله سرخ ببندد همی از خنده دهان
پرنیانها و پرندست کشیده همه باغ
عاشقان گاه بر این سایه دوان گاه بر آن
اندر آن هفته که بگذشت جهان پیر نمود
وندر این هفته جوانست کران تابه کران
من شنیدم که به ایام جوان پیر شود
نشنیدم که به یک هفته شود پیر جوان
من نگویم که می سرخ حلالست و مباح
گر بودورنه من این لفظ نیارم به زبان
گویم ار هرگز خواهی خوری امروز بخور
که دگر باره بدین روز رسیدن نتوان
خیز تا بر گل نو کوزگکی باده خوریم
پیش تا از گل ما کوزه کند دست زمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهی بهار و جوانی است که به زیبایی توصیف شده است. در آغاز، آمده که بهار به یکباره زمین را با زیباییهای خود پر کرده و گلها و رنگها شکوفا شدهاند. در این میان، عشق و شادابی در باغها جاری است و جوانی و پختگی همزمان دیده میشود. شاعر به تضاد بین گذر زمان و جوانی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که جوانی موقتی است و باید از لحظات زندگی و خوشیها بهره برد. در نهایت، دعوت به نوشیدن باده و لذت بردن از لحظات حال صورت میگیرد، چرا که زمان نمیایستد و نمیتوان به بازگشت این لحظات امیدوار بود.
هوش مصنوعی: بهار رسید و ناگهان همه چیز جوانه زد و شکوفه کرد. دنیا، با زیبایی و جلوهگری، زمین را پر از جواهراتی کرد که در دل خود پنهان داشت.
هوش مصنوعی: وقتی خواب شیرینی به پایان میرسد، گل سرخی از خواب بیدار میشود و لالهی قرمز لبهایش را از شادی میبندد.
هوش مصنوعی: در باغ عاشقان، پرچمها و پرندگانی به اهتزاز درآمدهاند؛ گاهی در سایه اینجا و گاهی در سایه آنجا در حال حرکت و رقص هستند.
هوش مصنوعی: در هفتهای که گذشت، دنیا پیر و کهنه شد و در این هفته، همهجا جوان و پرانرژی است.
هوش مصنوعی: من شنیدم که فردی در دوران جوانی به پیرسالی میرسد، اما نشنیدهام که کسی در یک هفته بتواند جوانیاش را از دست بدهد و به پیرسالی برسد.
هوش مصنوعی: من نمیگویم که نوشیدن می حلال و مجاز است، اما اگر کسی بخواهد این حرف را بزند، من آن را به زبان نمیآورم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی امروز بخور چون ممکن است دیگر نتوانی به این روز برسید.
هوش مصنوعی: بیا بلند شو و با هم بر روی گل تازهای باده بنوشیم؛ پیش از آنکه زمان، گلی از ما بسازد و ما را فراموش کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نتوان کردازین بیش صبوری نتوان
کار از آن شد که توان داشتن این راز نهان
با چنین حال زمن صبرو نهان کردن راز
همچنان باشد کز ریگ روان آب روان
تو ندانی که مراکارد گذشته ست ز گوشت
[...]
دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان
رخ چون لاله همی داشت ز می لاله ستان
رخ او لاله ستان بود و سر زلفک او
زنگیان داشت ستان خفته بر آن لاله ستان
گاه پیوسته همی گفت غزلهای سبک
[...]
گذری گیر از آن پس به سوی لالهستان
طوطیان بین همه منقار به پرخفته ستان
هریکی همچو یکی جام دروغالیهدان
بالش غالیه دانش را میلی به میان
گل چو بشکفت زمین گشت پر از آب روان
بگل و آب روان تازه بود جان جهان
هرکجا چشم زنی هست زمین نرگس زار
هرکجا پای نهی هست زمین لاله ستان
سبزه را باد پر از عنبر کرده است کنار
[...]
عید باکوکبهٔ خویش درآمد به جهان
وز جهان با سپه خویش برون شد رمضان
نوبت باده و چنگ طربانگیز رسید
نوبت شربت و طبل سَحَر آمد به کران
کرد باید طرب آغاز که در نوبت عید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.