گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

از درد نشان مده که در جان تو نیست

بگذر ز ولایتیکه آن زان تو نیست

از بی‌خردی بود که با جوهریان

لاف از گهری زنی که در کان تو نیست

مجد همگر

سر نیست که در قبضه فرمان تو نیست

دل نیست که در طاعت و پیمان تو نیست

از پرورش جود به عهد تو نماند

یک نفس که پروده احسان تو نیست

ابن یمین

گر دور فلک تابع فرمان تو نیست

جز صبر درینواقعه درمان تو نیست

گر ملک جهان از تو ستاند دشمن

غمگین مشو ایدوست که آن آن تو نیست

سام میرزا صفوی

چشمی بجهان نیست که حیران تو نیست

خورشید فلک چون مه تابان تو نیست

سر چشمه آب خضر ای غنچه دهن

چون لعل حیات بخش خندان تو نیست

نشاط اصفهانی

سر نیست که خم ز بار احسان تو نیست

یا گوی صفت در خم چو گان تو نیست

جز دست فنا که تا ابد کوته باد

دستی نه که امروز بدامان تو نیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه