عشق از توجه بوجهی مقدس است او روی در حسن و دلربائی و ملاحت و جان افزائی دارد و حسن و دلربائی و ملاحت و جان افزائی دانه و دام اوست پس بدین نسبت هرکه در جهانست غلام اوست و همگنان دانند که سر او را بقائی و فنا وجهی بود که از توجه مقدس بود وَیَبْقی وَجهُ ربِّکَ و چون او را توجهبوجهی نیست خود بجز وجه او هیچ وجه نیست کُلُّ مَنْ عَلَیها فانٍ.. کُلُّ شَیئٍ هالِک الّاوَجْهَهُ... انموذج این معنی در جهان کعبه است خلائق را در عبادات توجه بدو و او را بهیچ چیز توجه نه، پروانه را توجه بشمع و شمع را توجه بسوئی نه، روی همه بآفتاب و آفتاب را توجه بطرفی نه، عرش قبلۀ مقربان و عرش را قبله نه، محمد مقتدای همه و او را بکس اقتدا نه، وَقُل رَبِّ زِدْنی عِلْماً....
چون روی بیک سوی ندارد دل من
ماناکه همی روی ندارد دل من
در عشق چنان شدم که در معرفتت
گوئی که همی بوی ندارد دل من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: عشق یک نوع توجه مقدس است که در آن زیبایی، دلربایی، و جان افزایی وجود دارد. این ویژگیها مانند دانه و دام عشق عمل میکنند و به همین دلیل هر کسی که در این دنیا هست، تحت تأثیر و غلام عشق است. هیچ چیزی جز عشق باقی نمیماند و در واقع همه چیز فناپذیر است. این مفهوم را در عبادت کعبه میبینیم که همه به سوی آن توجه دارند، در حالی که خود کعبه به هیچ چیز توجه ندارد. این اشاره به مراحل عشق و معرفت دارد که در آن شخص عاشق، به طور کامل در عشق غرق میشود تا جایی که فراموش میکند به سوی دیگری نگاه کند. در نهایت، خواستهی اصلی این است که در عشق و معرفت با خداوند ارتباط برقرار کنیم.
هوش مصنوعی: عشق به یک نوع توجه مقدس اشاره دارد که در آن زیبایی، جذابیت و صفا وجود دارد. این زیبایی و جذابیت نوعی دام و دانهای است که به عشق وابسته است. از این رو، هر فردی که در این دنیا زندگی میکند، در واقع به نوعی به این عشق متصل است. همه افراد میدانند که وجود او دارای بقا و فناست، و این وضعیت ناشی از توجه مقدس به اوست. هر چیزی که در دنیا وجود دارد، فناپذیر است و تنها وجه او باقی میماند. نمونهای از این مفهوم در کعبه قرار دارد که مخلوقات در عبادات خود به آن توجه میکنند، در حالی که خود کعبه به چیز دیگری توجه ندارد. پروانه به شمع توجه میکند و شمع نیز به نور خود توجه دارد، اما هیچکدام از اینها توجه به سوی چیزی دیگر ندارند. آفتاب نیز به صورت مستقل وجود دارد و عرش، قبله مقربان است ولی خودش قبله کسی نیست. حضرت محمد نیز الگوی همگان است و به هیچ فرد خاصی اقتدا نمیکند.
هوش مصنوعی: دل من مانند مانایی است که به یک سمت نگاه نکند. یعنی دل من نیز نمیتواند به سوی خاصی متمرکز شود.
هوش مصنوعی: در عشق به جایی رسیدهام که وقتی درباره شناخت تو صحبت میکنم، احساس میکنم دل من هیچ احساسی ندارد و بوی خاصی نمیدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.