جان را در طلب سوزیست و دل را دردی و تن را تحولی و سر را قلقی، آن تحول تن و درد دل و سوز جان و قلق سر عشق است و اطراف ولایت وجود در تصرف او و بی او از او اخبار نتوان کرد و با او خود امکان اخبار نبود و این بس عجب است زیرا که بجای او همو بود بدین نسبت مخبر همو بود و مخبر عنه همو بود و این در عقل محال است.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی حقیقت عشق و ارتباط میان جان، دل، بدن و عقل میپردازد. نویسنده عنوان میکند که جان در پی سوزی، دل در پی دردی، و تن دچار تحول است. این تحولات نشاندهنده عشق هستند و همه چیز تحت تصرف عشق قرار دارد. همچنین بیان میشود که بدون عشق، امکان هیچگونه اطلاع رسانی وجود ندارد و این تناقضی است که عقل قادر به درک آن نیست، زیرا عشق خود منبع خبر و خبررسان است.
هوش مصنوعی: جان در پی حرارتی است، دل درگیر دردی و تن در حال دگرگونی و سر در قلقی به سر میبرد. این تحولات در تن، درد در دل، حرارت در جان و قلق در سر همگی ناشی از عشق هستند. تمامی قلمرو وجود تحت تسلط اوست و بدون او امکان بیان وجودش وجود ندارد. همچنین، با او نیز نمیتوان از او خبر داد و این مسئله بسیار عجیب است، زیرا به جای او، همان خودش است و بنابراین هم مخبر و هم مورد خبر یکی هستند. این موضوع در عقل غیر ممکن به نظر میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.