آنچه در پرده بد از پرده به در میدیدم
پردهای کز سلف آید به نظر میدیدم
واندر آن پرده، بسی نقش و صور میدیدم
بارگههای پر از زیور و زر میدیدم
یک به یک پادشهان را به مقر میدیدم
همه بر تخت و همه، تاج به سر میدیدم
همه با صولت و با شوکت و فر میدیدم
صف به صف لشکر با فتح و ظفر میدیدم
وز سعادت همه سو، ثبت اثر میدیدم
و آن اثرها، ثمر علم و هنر میدیدم
جمله را باز، چو دوران به گذر میدیدم
هر شهی را ز پس شاه دگر میدیدم
چونکه ناگاه به بستان، سر خر میدیدم
یزدگرد، آخر آن پرده پکر میدیدم
شاه و کشور همه، در چنگ خطر میدیدم
زآن میان نقش، از آن پس ز عمر میدیدم
سپس آن پرده دگر زیر و زبر میدیدم
نه ز کسری خبری، نی طاقی
وآن خرابه به خرابی باقی
این همه واهمه، چون رخنه در اندیشه نمود
اندر اندیشه من بیخ جنون ریشه نمود
وآن جنونی که ز فرهاد، طلب تیشه نمود
سر پر شور مرا نیز، جنون پیشه نمود
آخر از خانه، مرا رهسپر بیشه نمود
بگرفتم ره صحرا و روان
شدم از خانه سوی قبرستان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر تصاویری از دنیای هنر و قدرت را به تصویر میکشد. او در پردهای، پادشاهان را بر تختهای خود و لشکرها را در حال فتح و پیروزی میبیند. اما ناگهان همه چیز تغییر میکند و او به تصویر یزدگرد، آخرین شاه ساسانی، و وضعیت خطرناک کشورش میرسد. او همچنین به یاد میآورد که چطور عظمت و شکوه این پادشاهان و امپراتوریها گذرا بوده و در نهایت به ویرانی و خرابی منجر شده است. این اندیشهها او را به جنون میکشاند و در پایان تصمیم میگیرد از خانهاش خارج شود و به سمت قبرستان برود. شعر به چرخش دوران و بیثباتی قدرت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من آنچه را که از پشت پرده میدیدم، به گونهای دیگر تصور میکردم؛ انگار پردهای وجود داشت که زائیدهی تجربیات گذشتهام بود و بر دیدگاهم تأثیر میگذاشت.
هوش مصنوعی: در آن پرده، تصاویر و نقشهای زیادی را میدیدم و مکانهایی را میدیدم که مملو از زیورآلات و طلا بودند.
هوش مصنوعی: هر کدام از پادشاهان را در محل مخصوص خود میدیدم، همه بر روی تخت نشسته بودند و هر یک تاجی بر سر داشتند.
هوش مصنوعی: من افراد را با قدرت و زیبایی و صلابت میدیدم، و صفهای از سربازان را که با پیروزی و موفقیت در حال حرکت بودند، مشاهده میکردم.
هوش مصنوعی: از خوشبختی در هر طرف، نشانههایی را میدیدم و آن نشانهها، نتیجه علم و هنر را نشان میدادند.
هوش مصنوعی: به طور کلی، این جمله بیانگر این است که وقتی به گذر زمان نگاه میکنم، هر پادشاهی را جایگزین پادشاه دیگری میبینم. این نشاندهنده تغییر و دگرگونی مداوم در زندگی و حکومتها است.
هوش مصنوعی: به ناگاه در باغ، یزدگرد را دیدم که سر خرش را به سمت ما گرفته بود و در نهایت، آن صحنه غمگین و تیره را مشاهده میکردم.
هوش مصنوعی: من در آن زمان، خطر را برای پادشاه و کشور میدیدم و از این میان، به نقش و اثراتی که بر زندگیام داشت، پی میبردم.
هوش مصنوعی: سپس متوجه شدم که پرده دیگری به طرز متفاوتی جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: نه خبری از پادشاهی کسری، نه نشانی از طاقهایی که بودند، و آن خرابهها همچنان در ویرانی باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: این همه ترس و نگرانی، مانند شکاف و ضعفی در تفکر من ایجاد کرده و به نظر میرسد که جنون در افکارم ریشه دوانده است.
هوش مصنوعی: شادابی و دیوانگیای که فرهاد به خاطر عشق شیرین از خودش نشان داد، بر من نیز اثر گذاشت و باعث شد من هم به این حالت دیوانگی دچار شوم.
هوش مصنوعی: در نهایت، از خانه بیرون آمدم و راهی جنگل شدم.
هوش مصنوعی: راهی را در پیش گرفتم که به بیابان میرسید و از خانهام به سمت قبرستان روانه شدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.