خری از گلستان باغی گذشت
بسی گل به ره دیده، وقعی نهشت
نسنجید کآن جلوه گل، ز چیست؟
نفهمید فریاد بلبل ز کیست؟
رسید او به جائی که ره تنگ بود
بسی شاخه، در راه آونگ بود
طبیعی است بر جسم آن شاخسار
بدانسان که گل بود، بد نیز خار
سر خر در آن شاخه ها گیر کرد
بسی سر برآورد و سر زیر کرد
سر و روی وی، اندر آن شاخسار
بیازرد و گلگون شد از زخم خار
بیا بنگر، اینک خر بی تمیز
که وقعی نمی هشت بر هیچ چیز
هر آن خار بر گردنش می نواخت
بر آن خیره می گشت تا می شناخت
مدام از دم آن، حذر می نمود
بر آن عاجزانه، نظر می نمود
چو بر خر ز گل هیچ زحمت نبود
نمی دید گل، نیز دارد وجود!
سرودم از این ره، من این داستان
که بینم در این کشور باستان:
رجال خیانتگر آنسان خرند!
که بر اهل فضل و هنر ننگرند
ز آزار هر کس، حذر می کنند
بر او با تواضع نظر می کنند!
وزین روی: جمعی تبه کارها
هیاهوچیان ملت آزارها:
در این دوره: هر یک مقرب شدند
همه صاحب کار و منصب شدند
ولی همچو گل هر که خوشرنگ و بوست
به صورت نکوی و به سیرت نکوست:
حکیم و سخندان و عالم بود:
گناهش همین بس که سالم بود
به او می ندارند، هرگز نظر
بدین جرم، کورا نباشد ضرر!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر داستان خری را روایت میکند که در میان گلهای زیبا در باغی قدم میزند، اما به زیبایی گلها وقعی نمینهد و متوجه صدای بلبل هم نمیشود. وقتی به جایی میرسد که راه تنگ است، سرش در بین شاخهها میماند و از خارها آسیب میبیند. از این داستان نتیجهگیری میشود که برخی انسانها همچون آن خر هستند و به زیباییها و ارزشهای واقعی توجهی ندارند. آنها صرفاً به ظاهر توجه میکنند و از عالمان و افراد با فضیلت غافل هستند. در نهایت، شاعر به بیعدالتی و نحوه گزینش افراد در جامعه اشاره میکند و بیان میکند که بعضی افراد شجاع و عالم به دلیل پاکی و سیرت نیکو، مورد بیتوجهی قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: خری از باغ گلستانی عبور کرد و با اینکه گلهای زیبایی در مسیرش بودند، به آنها هیچ توجهی نکرد.
هوش مصنوعی: این شعر میخواهد بگوید که زیبایی گل و جلوهگری آن را نباید با معیارهای معمولی سنجید، زیرا ممکن است فراتر از درک ما باشد. همچنین، بلبل که به خاطر زیبایی گل آواز میخواند، نمیتواند بفهمد که چرا به این زیبایی احساساتی میشود یا این احساسات از کجا نشأت میگیرد. مفهوم این ابیات تأکید بر پیچیدگی و رازآلودگی زیبایی و عشق است.
هوش مصنوعی: او به جایی رسید که راه خیلی باریک و تنگ شده بود و در این مسیر، شاخههای زیادی آویزان بودند.
هوش مصنوعی: طبیعتاً هر شاخهای که به رشد و شکوفایی گل میانجامد، همچنین ممکن است خاری نیز داشته باشد.
هوش مصنوعی: خر سرش به شاخهها گیر کرد و بارها سرش را بالا و پایین برد.
هوش مصنوعی: چهره و بدن او در میان آن درختان زخم دیده و از درد و غم به رنگ گل درآمده است.
هوش مصنوعی: بیا نگاه کن، اینجا یک الاغ کثیف است که اهمیتی به هیچ چیز ندارد.
هوش مصنوعی: هر بار که خار به گردن او میخورد، به آن خیره میشد تا آن را بشناسد.
هوش مصنوعی: همیشه از آن دم دوری میکرد و با ناتوانی به آن نگاه میکرد.
هوش مصنوعی: وقتی بر روی الاغ نشستهایم، هیچ زحمتی متوجه ما نیست و گل را هم نمیبینیم، اما این بدان معنا نیست که گل وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من این داستان را با شعری که از این مسیر سرودهام بیان میکنم؛ داستانی که در این سرزمین باستانی مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: مردان خیانتکار مانند خر هستند، زیرا به افراد با فضیلت و هنرمند توجهی نمیکنند.
هوش مصنوعی: هر کسی از آزار دیگران دوری میکند و با احترام به آنها نگاه میکند.
هوش مصنوعی: از این رو، گروهی که به فساد و خرابکاری مشغولند، به سر و صدا و ایجاد اختلال برای مردم ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: در این زمان، هر کسی که به مقام و منزلتی دست یافته، دارای مسئولیت و جایگاه خاصی شده است.
هوش مصنوعی: هرکس که زیبا و خوشبو باشد، به زیبایی ظاهری و باطن نیز آراسته است.
هوش مصنوعی: شخصی عاقل و سخنور و دانا بود، ولی تنها عیب او همین بود که از هر آسیبی در امان بود.
هوش مصنوعی: به او توجهی ندارند، هرگز به خاطر این کار بدی نمیبینند، چون بیتوجهی به او، هیچ ضرری نخواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.