گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کی از تو جان غمگینی شود شاد؟

کی آخر از فراموشی کنی یاد؟

نپندارم که هجرانت گذارد

که از وصل تو دلتنگی شود شاد

چنین دانم که حسنت کم نگردد

اگر کمتر کند ناز تو بیداد

ز وصل خود بده کام دل من

که از بیداد هجر آمد به فریاد

بیخشای از کرم بر خاکساری

که در روی تو عمرش رفت بر باد

نظر کن بر دل امیدواری

که بر درگاه تو نومید افتاد

بجز درگاه تو هر در که زد دل

عراقی را ازان در هیچ نگشاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام