گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۰

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای عشق، کجا به من فتادی؟

وی درد، به من چه رو نهادی؟

ای هجر، به جان رسیدم از تو

بس زحمت و دردسر که دادی

از یار خودم جدا فکندی

آخر تو به من کجا فتادی؟

هرگز نکنم تو را فراموش

ای آنکه مرا همیشه یادی

خرم به غم تو چون نباشم؟

چون تو به غمم همیشه شادی

تا چند خوری، دلا، غم جان؟

با غم همه وقت در جهادی

بگذر ز سر جهان، عراقی

انگار نبودی و نزادی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پارسا نوشته:

این شعر بسیار زیبا سروده شده، بارها و بارها خوندم و ازش لذت بردم، و بیت آخر واقعا شاه بیت هست.

کانال رسمی گنجور در تلگرام