گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۳

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون تو کردی حدیث عشق آغاز

پس چرا قصه شد دگرگون باز؟

من ز عشق تو پرده بدریده

تو نشسته درون پرده به ناز

تو ز من فارغ و من از غم تو

کرده هر لحظه نوحه‌ای آغاز

من چو حلقه بمانده بر در تو

کرده‌ای در به روی بنده فراز

آمدم با دلی و صد زاری

بر در لطف تو، ز راه نیاز

من از آن توام، قبولم کن

از ره لطف یکدمم بنواز

آمدم بر درت به امیدی

ناامیدم ز در مگردان باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام