بخش ۶۴ - مشورت کردن بزرگان کوفه
سپهدار مختار کرد آفرین
به حیلت سگالان ناپاکدین
شبانگه چو شد روی گیتی سپاه
بزرگان برفتند از پیشگاه
نشستند و با هم همی رای زن
شدند و گفتند زینسان سخن
که مصعب بیاورده با خود سپاه
که بامیر کشور شود رزمخواه
چه گویید و تدبیر این کار چیست؟
که ما را دل و زور پیکار نیست
که مختار با تیغ و زخم درشت
از این مرز، مردان کاری بکشت
زگردان تهی گشت این سرزمین
که بودند شیران میدان کین
نه لشگر به جا مانده و نی خواسته
نه کاخ و نه ایوان آراسته
یکی خانه نبود در این مرز بر
که نبود درآن چند زن مویه گر
یکی بر پسر زار و گریان بود
یکی از غم شوی بریان بود
یکی بر برادر کند مویه ساز
یکی بر پدر ناله ی جان گداز
زبن کاخ آباد ما کنده شد
زپا هر که جنگی بد افکنده شد
بزرگان همه خوار و مردان نژند
از ایشان به جا مانده گان مستمند
چه سود ار چنین میر ما را فزود؟
بجز کشتن خلق کارش چه بود؟
بهانه چنین جست چون دست یافت
به خونریزی نامداران شتافت
که من کیفر دوده ی بوتراب
بخواهم کشیدن برای ثواب
بداندیش با ما بکرد آنچه خواست
کنون کیفر از وی هم از ما سزاست
چو این گفته شد با بریدی روان
یکی نامه کردند زی بد گمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، سپهدار مختار به همراه یارانش درباره وضعیت بحرانی و رزمهای اخیر سخن میگوید. آنها میبینند که سپاه مصعب به محل نزدیک شده و از قدرت و نیروی رزم مختار نگران هستند. بزرگان در این نشست به ناتوانی خود در مواجهه با نیروی مختار اشاره میکنند و از کشتار و ویرانیهایی که جنگها به بار آورده، ابراز ناراحتی میکنند. آنها lament میکنند که خانهها و خانوادهها در این جنگها از دست رفتهاند و تنها بازماندگان، افراد مستمند و خوار شدهاند. به علاوه، چارهای برای کیفر دادن مختار اندیشیده میشود. در نهایت، آنها نامهای به شخصی در این زمینه تهیه میکنند.
هوش مصنوعی: فرمانده مختار به خاطر تدبیر و خلافکاریهای پلیدان، ستایش میکند.
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا میرسد و دنیا تاریک میشود، گروهی از بزرگترها و مقامداران از حضور و محضر میروند.
هوش مصنوعی: جمع شدند و به تبادل نظر پرداختند و گفتند که باید به این روش صحبت کرد.
هوش مصنوعی: مصعب سپاهی را با خود آورده تا با فرمانده کشور به جنگ رود.
هوش مصنوعی: چه بگوییم و چه تدبیری برای این کار بیندیشیم؟ زیرا ما نه دل و جرات جنگیدن داریم.
هوش مصنوعی: مختار با شمشیر و زخمهای عمیق در این سرزمین، مردان قوی و توانمند را کشت.
هوش مصنوعی: این سرزمین که در گذشته پر از دلیران و جنگجویان بود، اکنون خالی از قهرمانان و شجاعان شده است.
هوش مصنوعی: هیچ نشانی از سپاه و خواستهای نیست، نه قصرهایی با شکوه باقی مانده و نه ایوانهایی تزیین شده.
هوش مصنوعی: در این دیار هیچ خانهای وجود نداشت که زنان نالان و گریان در آن نباشند.
هوش مصنوعی: یک نفر کنار پسری که به شدت ناراحت و گریان است ایستاده و خودش هم به خاطر غم و اندوه همسرش بیتاب و پریشان شده است.
هوش مصنوعی: یک نفر برای برادرش سوگواری میکند و دیگری برای پدرش نالهای جانسوز سر میدهد.
هوش مصنوعی: از پایگاهام که خونهای آباد و محکم بود، کسی که جنگ و نفاق بهوجود آورده، از آنجا سقوط کرد و رفته شد.
هوش مصنوعی: بزرگان و شخصیتهای مهم همه از بین رفتهاند و تنها افرادی که از آنها باقی ماندهاند، کسانی هستند که در شرایط سخت و بینوا زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: چه سودی دارد اگر چنین کسی به ما حکومت کند؟ به جز کشتن مردم، کار دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: بهانهای پیدا کرد و وقتی به مقصود خود رسید، به کشتن افراد مشهور و بزرگ روی آورد.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم به خاطر پاداش، مجازات نسل بوتراب را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: بداندیش با ما هر کاری که خواسته انجام داده است، حالا سزاوار است که ما نیز از او انتقام بگیریم.
هوش مصنوعی: پس از اینکه این حرف گفته شد، شخصی با روحی آشفته نامهای نوشت تا بدگمانیاش را بیان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.