الهامی کرمانشاهی
»
شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)
»
خیابان چهارم
»
بخش ۵۵ - قتل داوود شامی به دست اخوص
وزین سوگران کرد اخوص رکاب
سوی کوه آتش بیامد چوآب
بزد برکمر بند داوود جنگ
بدانسان که بر گور، غژمان پلنگ
جدا کردش از پشت زین هیون
بیفکند برخاک، پست و زبون
بیاوردش آنگونه در یز کش
به نزدیک اسپهبد شیر فش
چنانش بیفکند در پهندشت
که ستخوانش چون تو تیانرم گشت
سپهبد بر او آفرین کرد سخت
که احسنت، ای گرد پیروز بخت
وزان پس به میدان حصین نمیر
بیامد که دروی نبد هیچ خیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، وزین سوگران به جنگ میرود و به سوی کوه آتش میآید. او بر کمرش کمربند داوود را میبندد و با قدرت بر یکی از دشمنان که بر گور پلنگ بوده، تکیه میکند. او دشمن را از پشت زین هیون جدا کرده و به خاک میافکند. سپس او را نزد اسپهبد شیر میبرد و به دوردست میاندازد، به طوری که بدنش همچون قطعهای نرم و ضعیف به نظر میرسد. اسپهبد شیر به او تبریک میگوید و او را به خاطر پیروزیاش ستایش میکند. در ادامه، همگان متوجه میشوند که در آن میدان، دروی نیکی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از این سو، سواران زین را به دوش میاندازند و به سمت کوه میروند، چون آبی که به جوش آمده باشد، شعلهای از آتش به پا میشود.
هوش مصنوعی: به شکلی که پلنگ بر روی سنگهای گور مینشیند، او نیز با قدرت و استحکام بر کمر داوود جنگ را بست.
هوش مصنوعی: او را از پشت اسب جدا کرد و به زمین انداخت، در حالتی خوار و ذلیل.
هوش مصنوعی: او را به گونهای به یزدان برسان که در نزد فرمانروای دلاور شیر فش باشد.
هوش مصنوعی: او را به جایی پرتاب کرد که به سان تو، نرم و حساس شد.
هوش مصنوعی: سپهبد به او بسیار تحسین کرد و گفت: احسنت، ای کسی که با بخت و اقبال پیروز هستی.
هوش مصنوعی: پس از آن، به میدان دفاعی آمد، چون درویشی آنجا نبود که خیری در او باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.