بخش ۹۸ - گفتگوی ثمره ابن جندب با یزید در یاری سرامام شهید(ع)
نگویم به آن چوب دستی چه کرد
که قلب نبی زان شود پر ز درد
همی گفت دارم ازین سر عجب
کزین خوب تر نیست دندان و لب
یکی مرد ز اصحاب خیرالانام
که خود ثمره و جندبش بود نام
درآنجای بد دید تا او چه کرد
خروشید بروی که ای زشت مرد
چه کارست این؟ شرمی ازکردگار
که با چشم خود دیده ام چند بار
پیمبر بر این لب بسی بوسه داد
به بدخواه او لب به نفرین گشاد
مکن جان احمد (ص) پر ز درد
کسی با خداوند خود این نکرد
برآشفت و گفتا بد اختر بدوی
که لب را ببند از چنین گفتگوی
نبودی ز یاران آن شاه اگر
کنون از تنتدور می گشت سر
به پا خاست ثمره بگفت ای پلید
کسی اینچنین تیره رایی ندید
به من میکنی این چنین احترام
که هستم ز یاران خیرالانام
ولی خون بریزی ز فرزند او
همه دوده و پاک پیوند او
سرش را بیاری به بزم شراب
بیاری از این کرده ی ناصواب
زنان تو در پرده ها شادمان
عیال نبی نزد نامحرمان
مسلمانی این نیست ایمرد زشت
بدین کیش خندند اهل کنشت
ز گفتار آن پیر بی واهمه
برآمد از آن انجمن همهمه
ز غوغا بترسید برخود یزید
بر آشفت بر پیر مرد سعید
بسی ناسزا گفت و راندش زپیش
برون رفت مرد از پی کار خویش
یهودی یکی مرد جالوت نام
که بد پیشوای یهودان به شام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان در مورد یک مرد از یاران پیامبر (ص) است که به شخصی زشتنهاد انتقاد میکند. او به یاد میآورد که پیامبر بر لبان زشت او بوسه زده و این امر باعث ناراحتی او شده است. مرد ناراحت از رفتار آن شخص میخواهد که از سخنان ناپسند خود پرهیز کند و میگوید که اینگونه بیاحترامی به پیامبر (ص) و خاندان او نیست. او به شدت به رفتار زشت آن فرد اعتراض میکند و به او یادآوری میکند که این رفتار نه تنها با ایمان مسلمانان همخوانی ندارد، بلکه باعث خشم و عصبانیت دیگران نیز میشود. در این میان، یزید (که به نظر میرسد نماد قدرت و ظلم است) از گفتههای پیرمرد برآشفته میشود و او را از جمع طرد میکند. این داستان به نقد رفتار زشت و ناپسند در قبال شخصیتهای مذهبی میپردازد.
هوش مصنوعی: نمیگویم که آن چوبدستی چه کاری کرده که قلب پیامبر از آن دردناک شده است.
هوش مصنوعی: میگفت که از این موضوع شگفتزدهام که لبها و دندانهای زیباتر از این وجود ندارند.
هوش مصنوعی: یک مرد از دوستداران بهترین انسانها بود که خودش میوه و نتیجه آن بزرگواری به شمار میرفت.
هوش مصنوعی: در آنجا که کار بدی را مشاهده کرد، به او اعتراض کرد و فریاد زد که ای مرد زشت، چه کار کردی؟
هوش مصنوعی: این چه اتفاقی است؟ آیا از خدا شرمنده نیستی، وقتی که با چشم خود بارها چنین صحنههایی را دیدهای؟
هوش مصنوعی: پیامبر بر این لب بسیار بوسه زد، اما در مقابل دشمنش، زبان به نفرین گشود.
هوش مصنوعی: به هیچوجه رضایت نده که جان پیامبر (ص) بر اثر درد کسی آزرده خاطر شود، زیرا او هیچگاه با پروردگار خود چنین رفتاری نکرد.
هوش مصنوعی: عصبانی شد و گفت: ای بدشانس! بهتر است خاموش باشی و از این صحبتها فاصله بگیری.
هوش مصنوعی: اگر آن پادشاه یارانی نداشت، حالا نیز از وجود تو خبری نبود.
هوش مصنوعی: ثمره به پا خاست و گفت: ای بیهودهگو، کسی پیش از این، چنین اندیشهی تاریکی را ندیده است.
هوش مصنوعی: به خاطر احترام و توجهی که به من میکنی، میدانم که در جمع دوستان خوب قرار دارم.
هوش مصنوعی: اگر تو بر فرزند او خونی بریزی، همه نسل و ریشهاش را ناپاک کردهای.
هوش مصنوعی: اگر سر خود را به میخانه بیاوری، از این کار نادرست نتیجهای نخواهی گرفت.
هوش مصنوعی: زنان تو در پشت پردهها خوشحال و شاداباند، در حالی که همسران پیامبر در برابر نامحرمان هستند.
هوش مصنوعی: واقعاً مسلمان بودن به این نیست که فردی زشت و ناپسند در این دین به دیگران بخندد. این نشاندهنده رفتار درست و شایستهای نیست که باید از یک مسلمان انتظار داشت.
هوش مصنوعی: از صحبتهای آن پیر، بیهیچ نگرانی، صدا و سر و صدایی از آن جمع به گوش رسید.
هوش مصنوعی: از هیاهو بترسید، یزید بر خود آشفته شد و بر پیرمرد خوشبخت سخت برآشفت.
هوش مصنوعی: بسیار به او بیاحترامی کرد و او را از خود دور کرد. مرد هم به دنبال کار خود رفت.
هوش مصنوعی: یک مرد یهودی به نام جالوت وجود داشت که در پیشوایی یهودیان در سرزمین شام فعالیت میکرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.