بینم که آن مردم پر زکین
چه سازند با آل حبل المتین
به ناگه پدیدار شد شمر دون
به گردش گروهی به بد رهنمون
رسیدند آنجا که بیمار بود
همان شاه با درد و تیمار بود
بگفتند با شمر کاین ناتوان
به جا مانده از هاشمی زاده گان
همان به که با خنجر آبدار
رهانیمش از پیچش روزگار
چو دیدم که آن مردم بد سرشت
شدند استوار اندر آن کار زشت
بگفتم بدیشان به بانگی درشت
که ای قوم! بیمار را کس نکشت
چه کرده است این کودک بی پناه
به یزدان پناهید از این گناه
از اینگونه کردم بس اندرزها
که برهانمش از دم اژدها
عمر نیز ناگاه آنجا رسید
مر آن پیچش و گفتگو را شنید
به شمر تبهکار بر زد خروش
که درقتل این خسته چندین مکوش
همین یک پرستار بهر زنان
به جا مانده زو باز گردان عنان
چو آمد عمر نزد آن بانوان
کشیدند از دل سراسر فغان
چنان شیون و ناله کردند سر
که بگریست برحال ایشان عمر
به لشگر خروشید دنیا پرست
کز این بیکسان باز دارید دست
نکوشد دگر کس به آزارشان
بس است اینهمه رنج و تیمارشان
شد از گردشان چون سپه برکنار
به پیش عمر لابه کردند زار
که ما عترت پاک پیغمبرم
روا نیست کاینسان برهنه سریم
بگو تا ز چیزی که ناید به کار
نمایند چندان به ما واگذار
که پو شیم با آن سر خویش را
زخود شاد کن داور خویش را
عمر گفت: یاران از این سود، دست
بدارید و باز آورید آنچه هست
به هرکس دهید آنچه دارد نیاز
که اندام خود را بپو شند باز
بسی گفت و با وی ندادند گوش
شد او خسته و خواستاران خموش
چو بیچاره شد روی از ایشان بکاشت
تنی را برایشان نگهبان گماشت
بگفتا: سراسر ز خرد و بزرگ
به یک خیمه همچون اسیران ترک
بیاریدشان گرد و دارید پاس
مبادا گریزد تنی از هراس
دریغا بدی در زمانه نماند
که آل علی (ع) دفترش را نخواند
شگفتا که از شومی آن ستم
نپاشید پیوند گیتی ز هم
چنین بوده تا بوده آیین چرخ
که شایسته کس را نداده است برخ
ستمکار را بهره عیش است و گنج
نکوکار پیوسته با درد و رنج
جهان همچو دریای پهناور است
که لولوش در زیر خس برسر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به توصیف وضعیت وحشتناک و ظلمانی که بر عترت پیامبر (علیهالسلام) روا میشود میپردازد. او به ماجرای شمر و گروهی که قصد دارند به یک شخص بیمار و ناتوان از نسل هاشمی آسیب برسانند، اشاره میکند. شاعر از عمری که به صحنه میرسد و تلاش میکند تا از این ظلم جلوگیری کند، سخن میگوید. او به یارانش هشدار میدهد که دیگر کسی به عترت پیامبر آسیب نرساند و به آنها دستور میدهد تا نیازهایشان را برآورده کنند. اما تلاشهای او بیثمر میماند و در نهایت، او به ناچار نگهبانی برای آنها میگمارد. متن به تلخی از ستمهای زمانه و توصیف رنجهای آل علی و همچنین ناعدالتیهای دنیا سخن میگوید و نشاندهندهی تضاد بین ستمکاران و نیکوکاران است.
هوش مصنوعی: میبینم این افراد که بسیار سرسخت و محکم هستند، چه اقداماتی خواهند کرد با کسانی که به همدیگر وابستهاند.
هوش مصنوعی: ناگهان شمر بیمقدار به همراه گروهی از افراد بدذات ظاهر شد و آنها را به راهی نادرست هدایت کرد.
هوش مصنوعی: آنها به جایی رسیدند که شاه بیمار بود و به شدت از درد و رنج رنج میبرد.
هوش مصنوعی: گفتند که با شمر، این شخص ناتوان باقیمانده از نسل هاشمیها است.
هوش مصنوعی: بهتر است که با یک خنجر تیز، او را از سختیها و مشکلات زندگی نجات دهیم.
هوش مصنوعی: وقتی دیدم که آن افراد با ویژگیهای ناپسند، در کار نادرست خود مصمم شدهاند، احساس ناراحتی کردم.
هوش مصنوعی: به آنها با صدای بلند گفتم: ای مردم! هیچکس بیمار را نکشت.
هوش مصنوعی: این کودک بیپناه چه خطایی کرده که از خداوند پناه میبرد به خاطر این گناه.
هوش مصنوعی: به خاطر اینگونه نصیحتها و راهنماییها، تلاش کردم او را از خطر بزرگی نجات دهم که به مانند نفس اژدهاست.
هوش مصنوعی: عمر به یکباره به جایی رسید که گفتوگو و بحث را شنید.
هوش مصنوعی: صدای اعتراض به شمر بدذات بلند شد که در کشتن این بیچاره ها اینقدر سخت نگیر.
هوش مصنوعی: تنها یک پرستار برای زنان باقی مانده است، پس زودتر او را به خانه بازگردانید.
هوش مصنوعی: زمانی که عمر به نزد آن زنان رسید، تمام دلهایشان را پر از فریاد و ناله کردند.
هوش مصنوعی: اوج شیون و گریه به قدری بود که حتی عمر نیز بر حال آنها گریست.
هوش مصنوعی: دنیا پرستان برای به دست آوردن دنیا به شدت فعال و سر و صدایی برپا کردهاند، پس از شما میخواهم که از این حالت بیتفاوتی دست بردارید و اقدام کنید.
هوش مصنوعی: دیگر کسی نباید به آنها آزار برساند، زیرا این همه درد و رنجی که تحمل کردهاند کافی است.
هوش مصنوعی: از دور گردشان مانند گروهی از سپاه جدا شد و به پیش عمر دست به دعا برداشتند و زاری کردند.
هوش مصنوعی: ما از نسل پاک پیامبر هستیم و سزاوار نیست که این افراد نادان به ما توهین کنند.
هوش مصنوعی: بگو تا دربارهی چیزی که به درد نمیخورد، خیلی به ما مسئولیت ندهند.
هوش مصنوعی: باید با آگاهی از سرنوشتمان خود را خوشحال کنیم و قضاوت خود را بر اساس حقیقت و واقعیت بسازیم.
هوش مصنوعی: عمر گفت: دوستان، از این منفعتی که در دست دارید دست بکشید و آنچه که واقعاً موجود است را بازگردانید.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که هر فرد باید آنچه را که دارد و به آن نیازمند است، دریافت کند؛ چرا که در غیر این صورت، ممکن است برای خود مشکل و کمبود ایجاد کند.
هوش مصنوعی: او بسیار صحبت کرد ولی کسی به او گوش ن داد. خسته شد و خواستارانش هم سکوت کردند.
هوش مصنوعی: وقتی که این شخص از روی ناچاری و درماندگی روی خود را از آنها برگرداند، بدنی را برایشان آماده کرد و نگهبانی برای مراقبت از آن تعیین کرد.
هوش مصنوعی: او گفت: همه چیز از کوچک و بزرگ به یک چادر مانند اسیران ترک است.
هوش مصنوعی: آنها را جمع کنید و نگهداری کنید تا مبادا از ترس، کسی فرار کند.
هوش مصنوعی: افسوس که هیچ بدی در این دنیا باقی نمانده است که خاندان علی (ع) آن را مطالعه نکرده باشند.
هوش مصنوعی: عجب که با وجود آن ظلم و بی عدالتی، ارتباط و پیوندهای جهان از هم پاشیده نشده است.
هوش مصنوعی: از گذشته تا کنون، این گونه بوده است که سرنوشت هیچ کس به طور دائمی بر وفق مرادش نیست.
هوش مصنوعی: ظالم از زندگی لذت میبرد و بهرههای دنیا را میبرد، در حالی که کسانی که نیکوکار و درستکارند، همیشه با مشکلات و سختیها دست و پنجه نرم میکنند.
هوش مصنوعی: جهان مانند دریای وسیع و عمیق است که در آن، لولوش (پادشاهی) به زیر خاشاک و علفهای هرز پنهان شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.