بخش ۵۰ - آگاه شدن جناب مسلم از آمدن دشمن و سلاح نبرد پوشیدن
از آن تنگ کاشانه بر پای خاست
وزان نیک زن جوشن رزم خواست
سبک زن بر مرد با دارو برد
برفت و بیاورد ساز نبرد
دلاور دل از جان روشن گرفت
وزان پس گریبان جوشن گرفت
بدو گفت کای آهنین جوشنا
حصار تن جنگجوی منا
چو شیر خدا جنگ صفین نمود
به شمشیر آرایش دین نمود
تو بودی مرا جامه ی روز جنگ
نبود ایچ بیمت ز تیغ و خدنگ
وزان پس تو در پهنه ی نهروان
بدی سرفشان تیغ شاه از گوان
تو بودی به پیکر درم پیرهن
زهر زخم کردی مرا پاس تن
از آن دم همی تا بدین روزگار
تن آسوده گی جستی از کارزار
کنون طرفه رزمی دچار آمدت
نو آیین یکی سخت کار آمدت
درین کارزارم پرستار باش
تنم را ز هر بد نگهدار باش
مهل تا سنان راست گردد به من
ممان تا خلد نوک تیرم به تن
بگفت این و پوشید بر تن زره
ببند زره زد چو ابرو گره
تو گفتی که داوود از روش خشم
نهان گشت در جوشن تنگ خشم
به سر بر یکی خود پولاد ناب
نهاد آن بلند اختر کامیاب
سر جنگجویش نهان بر به خود
کله گوشه بر تاج خورشید سود
حمایل سپس کرد سالار نو
یکی تیغ برنده ی سر درو
تو پنداشتی در میان استوار
ز نو کرد شیر خدا ذوالفقار
سپس بر به دوش همایون فکند
چو مهر از پس کوهسار بلند
چهار آیینه بست اندر زمان
بیفکند بر دوش چاچی کمان
وزان پس پی رزم آن قوم دون
ز گنجینه ی خانه آمد برون
همی طوعه بر چهر والای او
نگه کرد آن برز و بالای او
نهان زیر لب خواند بر وی درود
به مویه گشود از دو دیده دو رود
خروشان همی گفت پیر نوان
گزندت مباد ای دلیر جوان
زنان را اگر جنگ بودی روا
هم اکنون فدا کردمی جان تو را
دری بر بدان کاخ بود استوار
ز بگشادنش رنجه مردان کار
به سر پنجه بر کندش آن صفدرا
بد انسان که حیدر در خیبرا
تو گفتی شد از بیشه شیری برون
که آلایدی چنگ و دندان به خون
علی وار آن شهسوار نبرد
ابر بد سگالان دین حمله کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شعر از نبرد و جنگ با اشاره به شخصیتهای حماسی و دلاوریها صحبت میکند. شاعر از دلاوری یک جنگجو که برای جنگ آماده میشود، صحبت میکند و به نیروی زنانی که او را حمایت میکنند اشاره میکند. این جنگجو به جوشن (زره) میخواند که او را در جنگ محفوظ نگه دارد و از آن میخواهد که او را در برابر دشمنان محافظت کند. همچنین به قدرت و شجاعت او در نبرد اشاره شده و بخصوص به جنگ صفین و دلاوریهای علی (ع) پرداخته میشود. در نهایت، پیرمردی از او خواسته تا به جنگ نرود و جانش را فدای او کند، و نسبت به خطراتی که در جنگ برای او وجود دارد، ابراز نگرانی میکند.
هوش مصنوعی: از آن خانهی کوچک پای خود را برمیدارد و از آنجا از زن نیک طلب زره جنگی میکند.
هوش مصنوعی: زن با لطافت و مهارت بر مرد غلبه کرد و به همراه خود ابزاری برای جنگ به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: شجاع دلاور با تمام وجودش به زندگی و روشنایی دل پیوست و از آن moment به بعد، برای محافظت از خود، به پوشش دفاعی رو آورد.
هوش مصنوعی: به او گفتند، ای زرهپوش آهنین، تو حصار بدن جنگجوی من هستی.
هوش مصنوعی: امام علی در جنگ صفین به میدان رفت و با شمشیرش به دفاع از دین و اصول اسلامی پرداخت.
هوش مصنوعی: تو در روز جنگ تنها به من کمک کردی و من از تیغ و تیر ترسی نداشتم.
هوش مصنوعی: پس از آن، تو در میدان نهروان مانند بادی سرفراز با تیغ شاهی از گوان خواهی بود.
هوش مصنوعی: تو با لباس زخمی که بر تن من گرفتی، مرا تحت فشار و آزار قرار دادی.
هوش مصنوعی: از آن زمان تا به امروز، تو نتوانستهای از سختیهای جنگ و تلاش راحتی یافته و آرامش را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: اکنون جنگی خاص و جالب در راه است که تو با قوانین جدیدی به میدان آمدهای و این کار بسیار دشوار به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در این میدان جنگ، از من مراقبت کن و بدنم را از هر گونه بدی حفظ نما.
هوش مصنوعی: بگذار تا نیزهام به درستی تنظیم شود، و تو مانع نشو که تیرم به هدف برساند.
هوش مصنوعی: او این سخن را گفت و زره را بر تن پوشید و زره را به دقت بست، مانند گرهای که بر ابرو میزنند.
هوش مصنوعی: تو گفتی که داوود از کینه و خشم نهان و پنهان در زرهای تنگ و محکم قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در بالای سر، ستارهای درخشان و موفق قرار دارد که همانند پولاد خالص است.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویری از یک جنگجوی شجاع و قدرتمند اشاره دارد، که در میدان نبرد نهان است و سر او بر بالای تاج خورشید قرار گرفته است. به نوعی، تنش و روحیهی او درخشان و برجسته است، مانند نور خورشید. این تصویر نشاندهندهی قوت و قدرت او در مبارزات است، که به رغم پنهان بودن، همچنان درخشانی و شکوهی خاص دارد.
هوش مصنوعی: سپس سالار جدید، سلاح برندهای به دوش انداخت.
هوش مصنوعی: تو فکر کردی که در میان افراد قوی و شجاع، شمشیر خداوند، ذوالفقار، دوباره به کار گرفته شده است.
هوش مصنوعی: سپس خورشید به آرامی از پشت کوههای بلند طلوع کرد و نور خود را بر دوش باوقار آسمان افکند.
هوش مصنوعی: چهار آینه در زمان به دوش شخصی به نام چاچی کمان آویخته شده است.
هوش مصنوعی: پس از آن، به دنبال مبارزه با آن قوم پست، داراییهای گرانبهای خانه بیرون آورده شد.
هوش مصنوعی: او با نگاهی به چهرهی بلند و زیبای او، به زیبایی و ارادتش توجه کرده است.
هوش مصنوعی: او به آرامی و با زبان خود به او درود گفت و از چشمانش اشکها به طور آزادانه جاری شد.
هوش مصنوعی: پیر به جوانی شجاع هشدار میدهد که مبادا آسیبی به تو برسد.
هوش مصنوعی: اگر وضعیت جنگی داشت، حتی الان هم جان تو را فدای زنان میکردم.
هوش مصنوعی: در اینجا به معنای تهیهی در ورودی برای یک کاخ اشاره شده است. این در، به طور محکم و استوار ساخته شده و گشودنش، برای مردان کار و تلاش، فرسایش و سختی به بار میآورد. به طور کلی، این عبارت به تلاشها و زحماتی میپردازد که برای ورود به یک مکان مهم و ارزشمند لازم است.
هوش مصنوعی: آن انسان نادرستی که مانند حیدر، در خیبر با قدرت و شجاعت بر دشمنان میتازد، با نازکی و مهارت میتواند مشکلات را کنار بزند.
هوش مصنوعی: تو گفتی که از جنگل شیر خروشان بیرون آمده است و آماده است تا با چنگ و دندان به خون بیافتد.
هوش مصنوعی: شجاعی مانند علی در میدان جنگ به مقابله با دشمنان دین برخاست و با تمام قدرت به آنها حمله کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.