بخش ۱۰۵ - پذیرفتن عمو سعد سرداری لشگر کوفه را وملامت کردن مردم او را
که این کار نستوده کارمن است
تبه گوهر آموزگار من است
بدو گفت سالار بی ننگ ونام
که رایت برافراز وبردار گام
به نو باوه ی ساقی سلسبیل
ببند آب وبنمای او را قتیل
زلشگر بدو داد پس شش هزار
سواران همه از در کارزار
چو از لشگر و خیمه و خواسته
شدآن اهرمن کارش آراسته
زدرگاه فرزانه مرجانه تفغت
شتابان سوی خانه ی خویش رفت
زاولاد انصار جمعی کشن
به کاشانه ی او شدند انجمن
بگفتند اورا که آزرم دار
مکن با حسین علی کارزار
به سبط نبی گر درآید شکست
شود نام اسلام با خاک پست
نکوهش چو کردند لختی براو
چنین گفت زشت اختر کینه جو
پشیمانم از گفته ی خویشتن
نیاید چنین کار هرگز زمن
چو اولاد انصار ازخانه اش
برفتند و خود ماند وکاشانه اش
پسر خواهرش حمزه باوی بگفت
که راز ازمن الحال باید شنفت
پدرت آنکه گرد ونکونام بود
یکی ازدلیران اسلام بود
تو نام پدر درنیاور به ننگ
ابا پور زهرا میارای جنگ
زدین برمپیچان سرخویش را
مکش پور پیغمبر خویش را
رضای رسول ازیزید است به
به آن یک بپیوند وزین یک بجه
چو شد رخش عمرحسین از توطی
نه کوفه پس از وی بماند نه ری
من آوردم اندرز خود را به بن
تو خواهی بکن گوش وخواهی مکن
به پایان چو شد حمزه را گفتگوی
عمر بر دو پور خود آورد روی
مهین پور اورا بدی حفس نام
که هشتی پدر وار –کینه گام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، به موضوع جنگ و نبرد میان لشگر حسین و دشمنان اشاره شده است. سالار دشمن به لشگر خود دستور میدهد که پرچم را بلند کرده و به جنگ بروند. او به دنبال نابودی حسین و یارانش است، اما برخی از افراد انصار به حسین هشدار میدهند که به جنگ نرود زیرا این امر میتواند به شکست اسلام منجر شود. حمزه، پسر خواهر حسین، نیز به او توصیه میکند که نام پدرش را در جنگ نیاورد و به یاد رسول خدا باشد. پیام اصلی این متن به ترغیب به دوری از جنگ و حفظ ارزشهای اسلامی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: این عمل ناخوشایند من، نشاندهنده عدم ارزش و اعتبار آموزگار من است.
هوش مصنوعی: سالار بیشرم و نام به او گفت که پرچم را برافراز و قدم بردار.
هوش مصنوعی: ساقی، لیوانی پر از شراب گوارا را برای من بیاور و از زیبایی او بگو که باعث میشود انسان دلبسته و اسیر او شود.
هوش مصنوعی: پادشاه برای او شش هزار سوار آماده کرد تا در میدان نبرد حاضر شوند.
هوش مصنوعی: زمانی که از سپاه و تجهیزات و لوازم خبری نبود، آن موجود شوم آماده و مهیا شد.
هوش مصنوعی: فرزانه مرجانه از درگاه خود بیرون آمد و با سرعت به سوی خانه خود رفت.
هوش مصنوعی: جمعی از فرزندان انصار به سوی خانه او آمدند و دور هم جمع شدند.
هوش مصنوعی: به او گفتند که با حسین دشمنی نکن و از او حیا کن.
هوش مصنوعی: اگر یکی از نسلهای پیامبر به ما حمله کند، نام اسلام با خاک مهاجمان گم خواهد شد و در افت خواهد کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که به او انتقاد کردند، بدجنس گفت: "چرا اینقدر بدشانس هستی و کینهورز؟"
هوش مصنوعی: من از آنچه که گفتم پشیمانم و اینگونه رفتار از من برنمیآید.
هوش مصنوعی: زمانی که فرزندان انصار از خانه خارج شدند، او تنها ماند و خانهاش.
هوش مصنوعی: پسر خواهر حمزه به او گفت که اکنون نیاز دارم رازی را از تو بشنوم.
هوش مصنوعی: پدر تو یکی از دلیران اسلام بود که در گرد و غبار نبردها نامش بر سر زبانها بود.
هوش مصنوعی: به خاطر آبرو و افتخار خاندان زهرا، به هیچ وجه نام پدر را در میان نیاور و در جنگ شرکت مکن.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی را به خاطر شرایط خاص یا اشتباهاتش نباید مورد انتقاد قرار داد؛ زیرا او در واقع فرزند پیامبر خود است و باید با محبت و احترام با او رفتار کرد.
هوش مصنوعی: خواست پیامبر بزرگتر از هر چیزی است؛ پس به آن یک (مهمترین امر) بپیوند و از این یکی (چیزی که کوچکتر است) دوری کن.
هوش مصنوعی: وقتی عمر حسین به پایان رسید و از توطئهها رهایی یافت، نه کوفه باقی ماند و نه ری.
هوش مصنوعی: من نصیحت خود را به تو ارائه میکنم؛ اگر مایل هستی گوش کن و اگر نمیخواهی، به خودت مربوط است.
هوش مصنوعی: وقتی صحبتهای حمزه به پایان رسید، او به دو پسرش نگاه کرد.
هوش مصنوعی: به او بگو که پدرش را به خاطر بدیهایش، به یاد نیاورد و تنها از خوبیها و صفات بامعنا او صحبت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.