گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

سنبل تر دمیده بر گل دوست

بوی گل می‌دمد ز سنبل دوست

باد عنبر شمیم می‌گذرد

یافت بویی مگر ز کاکل دوست

هر تجمل که هست در خورشید

ذره ای نیست با تجمل دوست

به جفا از درش نخواهد رفت

دوستان را بود تحمّل دوست

هر کسی راه توشه‌ای بردند

ما برفتیم بر توکل دوست

قصهٔ زلف او دراز مکش

که درازست خود تطاول دوست

این رساله ز شعر ابن حسام

یاد می‌دار از ترسل دوست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد ملکشاهی نوشته:

با سلام
بعد از بیت سوم این بیت اضافه شود

به جفا از درش نخواهد رفت
دوستان را بود تحمّل دوست

با تشکر


پاسخ: با تشکر اضافه شد. ضمنا «دمید» در بیت اپل مطابق قرائت جنابعالی با «دمیده» جایگزین شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام