گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

چو فیض ابر به نم لاله را کلاه بشست

بنفشه تازه شد و طرّه دوتاه بشست

کف سحاب چو سقّا گلاب زن برداشت

ز خاک غالیه گون چهره گیاه بشست

بیا بیا که گر از عشق توبه می کردم

به بوی زلف تو دل دست ازین گناه بشست

اگر به غیر تو چشم نظر سیه کردم

بیا که خاک درت چشم عذرخواه بشست

بر آستان تو چندان گریست ابن حسام

که آب دیدهٔ او نامه سیاه بشست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

وسعت الله کاظمیان دهکردی نوشته:

در غزل شماره ی ۱۷ ابن حسام خوسفی که به سبک عراقی می رسد دو نکته را در یافتم و در بیت دوم مصرع نخست، کلاب ، باد گلاب باشد که ناش از تطور زبان در گذر زمان است که گاف فارس به کاف تازی ، تعرب شده است. ترکیب ” گلاب زن” ترکب تازه ای ست که ابن حسام ، ساخته است.
در بت سوم ، مصرع دوم ” ازین« غلط است زیرا وزن ، مختل می شو و درست آن،بن” است به معنی ریشه و ته هر چیز است..

کانال رسمی گنجور در تلگرام