کیست کز من رود بر باشی
گوید از همه هنر ناشی
تو نداری تمیز اینکه به رنگ
نخودی را شناسی از ماشی
نه تفاوت نهی به مشک ازپشک
نه به فیروزه فرقی ازکاشی
تو مپندار اینکه با هر کس
می توانی نمود او باشی
تو کجا ما کجا هزاران فرق
دادر انشا ز شغل فراشی
چه فروزی چراغ بر دم باد
چه نمائی بر آب نقاشی
اف به کیش تو ای سگ نانی
تف به ریش تو ای کل آشی
چه عجب گر که آسمانت کرد
نایب اندر فسا ز نباشی
چرخ دون پرور از تودون تر را
کرده برتر ز میرنجاشی
مشو از بازی فلک مغرور
که گهی ظلمت آور گه نور
آسمان این کند که می بینی
کس ندیدم بدین بد آئینی
می کندکه گدای را سلطان
می دهدگه به شاه مسکینی
چون توئی را گهی دهد منصب
چون منی را بر توتا بینی
گر به بالا نشینیت فخر است
من ندارم غمی ز پائینی
تو به بالا نشستی از خفت
من به پائین شدم ز سنگینی
خواهی ار صدق مدعای مرا
به ترازو نگر که تا بینی
ورنه آنجا که من نشینم صدر
نیست یارا ترا که بنشینی
من بدآنجا که پشت پا زده ام
تو بسائی به خاک ره بینی
کی تواند که دم زند از حسن
زنگی مطبخی بر چینی
اگر از نه سپهر درگذری
که دنی زاده ای و بی پدری
زیر این آسمان پر انجم
در طمع چون تو دیده کم مردم
به نظر هر چه آیدت بلعی
اژدهائی نه افعی وکژدم
چون تو سگ کس ندیده روباهی
کهکشد پشت خود خز وقائم
گاه آری قیاس مروارید
گاه پوشی لباس ابریشم
همه دانند جو فروشی تو
چه نمائی به این وآن گندم
توهمانی که درب دروازده
بود کارت کشیدن هیزم
به خرت خواستم دهم نسبت
دیدم از خر توراست کمتر دم
تا نبینی مرا به بد یا خوب
تا نبینم ترا زسر تا سم
جسم و چشم توکاش می گردید
این یکی کور وآن دگر یک گم
خاک گورت مگر که سیر کند
کی ترا سیر لطف میر کند
گر چو ماهی در آب خواهی شد
زآتش من کباب خواهی شد
بهر دام تو شست خواهم گشت
گر چو ماهی در آب خواهی شد
من چو سلیم توچون گلین خانه
آخر از منخراب خواهی شد
من چو تفتیده کوره ام کز من
آهن ار باشی آب خواهی شد
رستمی میکنم بعون الله
گرتو افراسیاب خواهی شد
از تو بی شک شه ارشود آگه
زیر تیغ وطناب خواهی شد
آید ار پای گفتگو به میان
عاجز اندر جواب خواهی شد
گشته ای رفته رفته عالیجاه
بین که عالی جناب خواهی شد
نه توچون مبرزی اگر جوئی
برتری منجلاب خواهی شد
پا مکن از گلیم خویش دراز
صعوه با باز کی کند پرواز
بدمکن در جهان که گاه درو
نبردگندم آن که کارد جو
این نصیحت مراست از استاد
به توگفتم به گوش جان بشنو
گر سلیمان شوی ور اسکندر
ور شوی کیقباد وکیخسرو
روزی از اندک است اگر بسیار
کاسه گر خالی است اگر مملو
شیر و شکر بنوی ار یا خون
کهنه در بر بپوشی ار یا نو
مسکن ار روم سازی ار بلغار
وطن ار هند گیری ار جوجو
عاقبت مرد بایدت ناچار
ناگهت صبح عمر گردد شو
نفعت آندم چه نفی لن یا لا
سودت آنگه چه شرط آن یا لو
همره خویشتن به جز کفنی
نبری پس به نکوئی بگرو
گفتمت لیک گفته دانشمند
بر سیه دل چه سود خواندن پند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناپایداری دنیا و تفاوتهای انسانی میپردازد. شاعر به فردی که به خود میبالد و خود را از دیگران برتر میداند، میگوید که در واقع هیچگاه نمیتواند از ویژگیهای ظاهری و سطحی دیگران فراتر برود. او اشاره میکند که در دنیای پررنج، مقام و ثروت همیشگی نیست و هر کسی ممکن است روزی به حالتی ذلیل و بینوا درآمد. همچنین میگوید که برخی افراد در مقامهای بالا قرار میگیرند در حالی که افراد با ارزشتر در پایینتر میمانند. در انتها، شاعر به اهمیت خ humility و گوش دادن به نصایح حکیمانه تأکید میکند و یادآور میشود که در نهایت همه ما باید با مرگ مواجه شویم و در برابر خداوند پاسخگو باشیم.
هوش مصنوعی: چیست کسی که از من برود و دربارهام بگوید که تمام هنرها از او ناشی میشود؟
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی تشخیص بدهی که رنگ نخودی با رنگ ماشی چه تفاوتی دارد.
هوش مصنوعی: هیچ تفاوتی بین مشک و پشک نیست، همانطور که بین فیروزه و کاشی اختلافی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این را تصور نکن که میتوانی با هر کسی به یک شکل باشی و در کنار او خودت را نشان دهی.
هوش مصنوعی: تو در کجا هستی و ما در کجا، بین ما هزاران تفاوت وجود دارد که این تفاوتها ناشی از شغلهایی است که داریم.
هوش مصنوعی: چراغی که در حال سوختن است، بر اثر وزش باد میدرخشد و تصویری که بر روی آب ایجاد میشود، نشاندهنده زیبایی و ناپایداری آن است.
هوش مصنوعی: ای سگ، به خاطر کیش و دین تو از نان بیزارم و ای گرگ، به خاطر تو از ریشت متنفرم.
هوش مصنوعی: چه شگفتی است اگر آسمانت در فسا نمایندهای از نبودن تو باشد.
هوش مصنوعی: چرخ زندگی به دور از مشکلات و سختیها، گامی فراتر از خطر و چالشها برداشته است.
هوش مصنوعی: به خود مغرور نشو به خاطر بازیهای دنیا، زیرا گاهی تاریکی میآورد و گاهی روشنی.
هوش مصنوعی: آسمان به رفتار و حالتی که نشان میدهد، نشانهای از این است که هیچکس را ندیدهام با چنین بدرفتاری و بدآئینی.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که گدا، یعنی کسی که در فقر و تهیدستی به سر میبرد، گاهی اوقات به لطف و رحمت سلطان، به جایگاهی خاص و مورد احترام دست پیدا میکند. این نشاندهنده این است که گاهی اوقات فقر و ثروت دارای ناپایداری هستند و امکان دارد که یک فرد در یک زمان در وضعیتی ضعیف باشد و در زمان دیگر به مقام و منزلتی عالی دست یابد.
هوش مصنوعی: وقتی که تو به مقامی دست پیدا میکنی، من هم مثل تو میتوانم توجهت را جلب کنم و در نظر گرفته شوم.
هوش مصنوعی: اگر به مقام و مرتبه بالا دست پیدا کنی، برای من مهم نیست که در جایگاه پایینتری قرار دارم و از آن ناراحت نیستم.
هوش مصنوعی: تو به مقام و جایگاهی رسیدی، اما من به خاطر سنگینی بار زندگی و مشکلات، به پایین افتادم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به حقیقت ادعای من پی ببری، به اندازهگیری آن بپرداز و سپس ببین که چه نتیجهای به دست میآید.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که من در جایگاهی خاص و برتر نشسته باشم، اما تو نمیتوانی در کنار من بنشینی و به آن جایگاه دسترسی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: من به جایی رفتم که از آنجا دور شدهام، و تو به خاطر من بر روی خاکی که زیر پایت است، میکوشی و تلاشی میکنی.
هوش مصنوعی: کی میتواند در مورد زیبایی زنگی مطبخی برچینی صحبت کند؟
هوش مصنوعی: اگر از نه آسمان عبور کنی، خواهی فهمید که تو در این دنیا به دنیا آمدهای و بیپدر هستی.
هوش مصنوعی: زیر این آسمان پر ستاره، مردم کمی به زیبایی تو چشم دوختهاند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به نظرت میرسد ممکن است خطرناک و کشنده باشد، نه تنها گزش یک مار یا عقرب.
هوش مصنوعی: تو مانند سگی هستی که در سفرش هیچکس را نمیبیند و همچون روباهی با وقار که ظاهری زیبا دارد.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات ارزش و زیبایی مروارید را با لباس ابریشمی مقایسه میکنیم و گاهی به زیبایی و بافت ابریشم توجه میکنیم.
هوش مصنوعی: همه میدانند که تو چه طور خودت را به دیگران نشان میدهی و در حقیقت، چه چیزی را به آنها میفروشی.
هوش مصنوعی: تو همان کسی هستی که درب دروازه را به دست گرفتی تا هیزم بکشانی.
هوش مصنوعی: خواستم شما را به خر نسبت دهم، ولی دیدم آن خر هم از شما بهتر است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرا به خوبی یا بدی ننگری، من هم تو را از بالا به پایین نخواهم دید.
هوش مصنوعی: ای کاش جسم و چشمان تو دائما در حال جستجو بودند، یکی از آنها نابینا و دیگری گم شده است.
هوش مصنوعی: تنها خاک قبرت میتواند تو را سیر کند، زیرا مهربانی و لطف دیگران در این دنیا تو را سیر نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی مانند ماهی در آب صلح و آرامش داشته باشی، باید از آتش من دور بمانی؛ زیرا در غیر این صورت، عذاب و مشکلاتی را تجربه خواهی کرد.
هوش مصنوعی: برای تو هر تلاشی میکنم، اگر بخواهی همچون ماهی در آب باشی.
هوش مصنوعی: من مانند سلیمان، تو را همچون گل و گلی در خانهام میپندارم، اما در نهایت از من خراب و ویران خواهی شد.
هوش مصنوعی: من مانند کورهای داغ و سوزان هستم که اگر تو آهن باشی، تحت تاثیر من ذوب خواهی شد.
هوش مصنوعی: من به یاری خداوند کارهای بزرگ انجام میدهم، حتی اگر تو بخواهی به اندازهی افراسیاب قدرتمند شوی.
هوش مصنوعی: بدون شک، اگر به خداوند تکیه کنی، در سختیها و چالشهای زندگی نمیتوانی شکست بخوری.
هوش مصنوعی: اگر در بحث و گفت و گو قدم بگذاری، در پاسخگویی ناتوان خواهی بود.
هوش مصنوعی: تو به مرور زمان به فردی شایسته و با مقام بالا تبدیل خواهی شد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال برتری و تمایز از دیگران هستی، بدان که ممکن است در میانه مشکلات و چالشها غرق شوی.
هوش مصنوعی: به اندازهی توان و ظرفیت خود عمل کن و از محدودهی خود فراتر نرو، زیرا پرواز کردن همیشه برای کسی که در جایگاه مناسب نیست، امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: بدی نکن در این دنیا، زیرا ممکن است روزی بر تو بدی کنند و تو را مانند گندم، نشانهای از شکست قرار دهند.
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که من یک توصیه مهم از استاد به تو دارم و آن را با تمام وجودت بشنو و درک کن.
هوش مصنوعی: اگر مثل سلیمان، اسکندر، کیقباد یا کیخسرو هم شوی، باز هم به حقیقت نمیرسی.
هوش مصنوعی: اگر حتی روزی کم باشد، ولی اگر کاسه خالی باشد، پر بودن آن اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی شیر و شکر را بنویسی یا خون کهنه را بپوشانی، باید بدان که هر دو کار نشاندهنده انتخابهای متفاوتی هستند. اولین گزینه نمایانگر زیبایی و لذت است، در حالی که دومین گزینه به گذشته و زخمهای قدیمی اشاره دارد که میتوانی آنها را بپوشانی یا فراموش کنی. در واقع، این بیان به انتخاب و چگونگی برخورد با زندگی و تجربیات اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر خانهای را در روم بسازی یا در بلغارستان، یا اگر در هند یا جوجو (منطقهای در آسیا) زندگی کنی، در هر صورت، وطن و آرامش واقعی تو در جایی است که قلبت آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: در نهایت، روزی باید با واقعیتهای زندگی روبرو شوی و متوجه شوی که عمر به سرعت میگذرد و نیازی است که هر چه زودتر خود را تغییر دهی.
هوش مصنوعی: نفع تو زمانی به دست میآید که شرط آن محقق شود، و مگر اینکه شرایط بهگونهای باشد که در آن نفعی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: با خود هیچچیزی جز کفن نخواهی برد، پس بهتر است با نیکی و خوبی رفتار کنی.
هوش مصنوعی: به کسی که دلش تیره و تار است، چه فایدهای دارد که او را به نصیحت و پند آگاه کنیم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.