بس که ای زلف عنبرین موئی
عنبر افشان وعنبرین بوئی
گفتمت مشک چین خطا گفتم
که تو صد مشک چین به هر موئی
درشکنجی وپیچ وتاب مگر
عاشق آن بت جفاجوئی
از درازی شب زمستانی
وز سیاهی پر پرستوئی
حلقه حلقه شکن شکن خم خم
از بر دوش تا به زانوئی
زنخ یار گوئی از سیم است
توچوچوگان به پیش او گوئی
بی قراری به روی یار چرا
گرنه آشفته رخ اوئی
تا بسنجی وفا ومهر مرا
شده آونگ چون ترازوئی
لام برچهره می کشد هندو
شکل لا می توگر چه هندوئی
با وجودی که بوی مشک تو راست
بر دل ریش نوشداروئی
روزم از تیره شب سیاه تر است
زآنکه دایم حجاب آن روئی
هرکه در بند بیندت گوید
که چودزدان بسته باروئی
کرده ای جا به دوش یار مگر
مار ضحاک دوش جادوئی
آفتاب است زیر سایه تو
مر چو منشاه را ثنا گوئی
شیریزدان امیر اژدر در
شافع حشر خواجه قنبر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت یار و احساس عاشقانه شاعر است. شاعر به زلفهای معشوقهاش که همچون عطر عنبر بوی خوشی دارند اشاره میکند و میگوید که زیبایی او به قدری است که هیچ مشکچینی با او قابل مقایسه نیست. همچنین، شاعر از احساس بیقراری و آشفتگی در مقابل چهره معشوق سخن میگوید و از شبهای طولانی و تیرهای که به خاطر دوری یار میگذرانده، اندوهگین است. او میخواهد وفای خود را بسنجید و در پایان، به عظمت معشوق و تأثیر او بر زندگیاش اشاره میکند. در کل، شعر مملو از احساس عشق، زیبایی و غم ناشی از جدایی است.
هوش مصنوعی: موهای زیبای تو همچون عنبر عطر افشانی میکنند و بوی خوشی دارند که همه جا را معطر میکند.
هوش مصنوعی: به تو گفتم که زیباییات مانند مشک چینهاست، اما شاید اشتباه کردم چون تو زیباییات را در هر مویی به نمایش میگذاری.
هوش مصنوعی: آیا در درد و رنج و تلخی، فقط عاشق آن معشوق فریبکار هستی که دائم تو را به زحمت میاندازد؟
هوش مصنوعی: از طولانی بودن شبهای زمستان و تاریکی ناشی از آن، به یاد پرندهای که به پرواز درآمده، میافتم.
هوش مصنوعی: موهای تابدار و پرپشتی که به صورت حلقههای شکندار و خمیده بر روی دوشها و تا زانو میریزند.
هوش مصنوعی: چهرهی دوست را چون نقره توصیف میکنی، و به او میگویی که مانند گلهای لطیف و زیباست.
هوش مصنوعی: چرا عاشقانه به چهره یار ناراحت نباشی، وقتی که خود او هم چهرهای پریشان دارد؟
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی وفا و محبت من را بسنجی، دل من در تلاطم و نوسان است؛ مانند وزنهای که بر روی ترازو قرار دارد.
هوش مصنوعی: هندو به چهره خود نقشی میزند که نشاندهندهی تقدس و الهامگیری از نقوش مذهبی است. این عمل میتواند بیانگر پیوند عمیق او با باورها و فرهنگش باشد.
هوش مصنوعی: با اینکه بوی خوش عطر تو بر دل زخم من نشسته، اما مثل داروی شفابخش عمل میکند.
هوش مصنوعی: روزهایم از شبهای تاریک نیز سیاهتر است، زیرا همواره مانع و پردهای بین من و روی تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را ببیند، میفهمد که مانند دزدی هستی که به بند کشیده شده است.
هوش مصنوعی: مکن در دل خود سنگینی را از یار تحمل کن، مگر اینکه بر دوش تو باری بد و خطرناک باشد که از آن میترسی.
هوش مصنوعی: وجودت چون آفتاب است که در سایهات قرار دارد، بنابراین هرگاه دربارهاش سخن بگویی، باید از او به نیکی یاد کنید.
هوش مصنوعی: شیراز در دستان امیر اژدر، در روز قیامت، شفیع خواجه قنبر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.