گنجور

غزل شمارهٔ ۹۹۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

جهان‌، جنون بهار غفلت‌، ز نرگس سرمه‌ساش دارد

ز هر بن مو به خواب نازیم و مخمل ما قماش دارد

اگر دهم بوی‌ شکوه بیرون ز رنگ تقریر می‌چکد خون

مپرس ازیأس حال مجنون دماغ‌گفتن خراش دارد

چو شد قبول اثر فراهم زخاک‌گل می‌کند حنا هم

فلک دو روزی غبار ما هم به زبرپای تو کاش دارد

گشاد بند نقاب امکان به سعی بینش مگیر آسان

که رنگ هر گل درین‌ گلستان تحیر دور باش دارد

به‌گرد صد دشت و در شتابی‌که قدر عجز رسا بیابی

سراز نفس سوختن نتابی به خود رسیدن تلاش دارد

حذر ز تزویر زهدکیشان مخور فریب صفای ایشان

وضوی مکروه خام‌ریشان هزارشان و تراش دارد

نشسته‌ام ازلباس بیرون دگرچه لفظ وکدام مضمون

به خامشی نیز ساز مجنون هزار آهنگ فاش دارد

سخن به نرمی ادا نمودن ز وضع شوخی حیا نمودن

عرق نیاز خطا نمودن‌ گلاب بزم معاش دارد

خطاست بیدل زتنگدستی به فکرروزی الم‌پرستی

چو کاسه ‌هر کس به ‌خوان‌ هستی ‌دهن‌ گشوده ‌است ‌آش دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سمیه نوشته:

با درود .اگ ر می شود معنی تمام ابیات آن را بنویسید.

رسته نوشته:

در جواب سمیه

اولین چلنج من خواندن غزل است ، معنی ابیات بماند

من سعی کردم شعر را تقطیع بکنم تا بتوانم آن را بخوانم. امیدوارم کار درستی کرده باشم.

این غزل ریتم و آهنگ ساده و نظامی دارد. در نظر داشته باشیم که در اول کار بیدل افسر ارتش بوده است. ریتم این غزل مارش نظامی است.

۴ بار مفاعلن فع
علامت ها:
ک = هجای کوتاه
ب = هجای بلند
ّ = تکیه روی هجا
/ = مکث کوتاه
/// = مکث بلند
اگر شعر را تقطیع بکنیم و تکیه ها و مکث ها مراعات کنیم به شکل زیر :
کّ ب کّ ب ب / کّ ب کّ ب ب /// کّ ب کّ ب ب / کّ ب کُ ب ب /
(حرف روی ش است که احبارا باید به شکل شُ خوانده شود)

آن گاه خواندن شعر به شکل زیر در می آید:‌
جهانْ جنونِ / بهارِ غفلتْ / ز نرگسِ سر/ مه ساشُ دارد
ز هر بنِ مو/ به خواب نازیم/ اُ مخمل ما/ قماشُ دارد
اگر دهم بو/ اِ شِکوه بیرون/ ز رنگ تقری/ رُ می‌چکد خون
مپرسُ ازیأ/ سِ حالِ مجنون/ دماغ‌ِگفتن/ خَراشُ دارد
چو شد قبولِ / اثر فراهم / زخاک‌ِگل می‌/ کُند حَنا هم
فلک دو روزی/ غبار ما هم/ به زیرپایِ/ تو کاشُ دارد
گُشادِ بندِ / نقابِ امکان/ به سعی بینش / مگیرُ آسان
که رنگ هر گل/ درین‌ گلستان/ تَحّیرِ دو/ رُ باشُ دارد
به‌گِردِ صد دش / ت و در شتابی‌/ که قدرِ عجزِ / رسا بیابی
سراز نفسّو/ اُختن نتابی/ به خود رسیدن/ تلاشُ دارد
حذر ز تزویر / اُ زُهدِکیشان / مخور فریبِ/ صفای ایشان
وضویِ مکرو/ هِ خام‌ِریشان/ هزارشان وُ/ تراشُ دارد
نشسته‌امز/ لباسُ بیرون / دگرچه لفظ و / کدامُ مضمون
به خامشی نی/ زُ سازِ مجنون/ هزارُ آهن/ گِ فاشُ دارد
سخن به نرمی/ ادا نمودن/ ز وضعِ شوخی/ حیا نمودن
عرقْ نیازِ/ خطا نمودن‌/ گلابِ بزمِ / معاشُ دارد
خطاستُ بیدل/ زتنگ دستی/ به فکرِ روزی/ الم‌پرستی
چو کاسه ‌هر کس/ به ‌خوان‌ِ هستی/ ‌دهن‌ گشوده ‌اس/ تُ ‌آشُ دارد
اگر موارد بالا درست از آب در آمد در مرحله ی بعدی سعی خواهم کرد تا اندازه ای که سوادم اجازه بدهد معنی اشعار را بیان بکنم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام