ستم شریک من یاس خوشدن ستم است
حریف عذر هزار آرزو شدن ستم است
دلیست در بغلت بو کن و تسلی باش
چو آهوان ز هوا نافه جو شدن ستم است
مرا به حیرت آیینه رحم میآید
طرف بهاینهمه زشت و نکو شدن ستم است
فنا نگشته ز تنزیه شرم باید داشت
به رنگ بال نیفشانده بو شدن ستم است
ز حرص ذلت حاجت به هیچ در مبرید
به شرم تشنهلب آبرو شدن ستم است
ز بس گداختهام از نظر نهان شدهام
هنوزپیش میان تو مو شدن ستم است
به سجده خاک شو و محو یک تیمم باش
عرقفروش دوام وضو شدن ستم است
دل آب میشود از نام وصل خاموشم
ادب پیام حدیث مگو شدن ستم است
به کارگاه عناصر دماغ میسوزم
چراع خیره سر چارسو شدن ستم است
به هجر زندهام آیینه پیش من مگذار
جدا ز یار به خود روبهرو شدن ستم است
ز خویش درنگذشتهست هیچکس بیدل
به وهم دور مرو برمن اوشدن ستم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود درباره عشق و درد جدایی میپردازد. او از ستمی که در عشق بر او روا میشود سخن میگوید و به نامعقول بودن برخی از آرزوها و خواستهها اشاره دارد. شاعر در برابر زیباییها و زشتیها، حیرت و اندوه را احساس میکند و از شرایط گوناگون زندگی گله میکند. او به حسرت و دردی که از جدایی و دوری از معشوق دارد اشاره کرده و به این نتیجه میرسد که زندگی در تنهایی و در حسرت عشق، خود نوعی ستم بر انسان است. شاعری که به عمق وجود خود نگاهی عمیق دارد و از درک مشکلات و رنجهای انسانی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ستم و ظلمی که بر من میرود، مانند گل یاس خوشبو است، اما در کنار آن، چندین آرزو که برآورده نشده و بهانهها و عذرهای فراوانی برای آنها وجود دارد، نیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: در آغوش تو دلی وجود دارد، آن را احساس کن و آرامش یاب. مانند آهوان که از بوی گل خوشحال میشوند، این احساس را بپذیر و نگذار که سختیها تو را به زحمت بیندازند.
هوش مصنوعی: آینه مرا در حیرت میبرد، چون میبینم چطور میتواند در عین زیبایی و زشتی به یکباره تغییر کند؛ این نوع تغییر و دگرگونی ناعادلانه است.
هوش مصنوعی: اگر دچار نقص و خطا نشدهایم، باید از خود شرم داشته باشیم که از زیبایی و لطافت رنگ پرهای فرشتهها بیخبر بمانیم، چرا که این بیتوجهی به حقیقتی والا و روشن است.
هوش مصنوعی: از روی حرص و طمع، به دنبال درخواست چیزهای کوچک و بیارزش نروید، زیرا شرمآور است که برای حفظ آبرو، به بدترین شکل تنزل پیدا کنید و به وضعیتی ذلتآور دچار شوید.
هوش مصنوعی: من به خاطر شدت داغی در وجودم، از دید مردم پنهان ماندهام؛ اما هنوز هم در کنار تو وجود داشتن به نوعی ظلم است.
هوش مصنوعی: به زمین بیفت و در حالت خضوع و عبادت فرو رو، خود را از دنیا و زرق و برق آن دور نگهدار. نیاز به وضو دائمی داشتن، ظلم به خود است.
هوش مصنوعی: دل به شدت تحت تأثیر نام وصال محبوبم قرار میگیرد و به خاطر سکوت و خاموشیام، ادب و آداب گفتوگو مرا از بیان احساساتم باز میدارد. اینکه نتوانم دربارهاش صحبت کنم، به نوعی ظلم و بیعدالتی است.
هوش مصنوعی: در کارگاه وجود خود، با تمام وجود تلاش میکنم، اما این کوشش در جایی بیفایده است که ناتوانی من در کنترل سرنوشت، به نوعی از ظلم و بیعدالتی تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی از معشوق زندهام، لطفاً آیینه را جلوی من نگذار. دیدن خودم به تنهایی، بدون یار، نوعی ظلم به خودم است.
هوش مصنوعی: هیچکس از خود غافل نشده است، بیدل؛ به دور از من نرو، زیرا که دوری از من ظلمی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.