گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۹۳

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

کجایی ای جنون ویرانه ات کو

خس و خاریم آتشخانه‌ات کو

الم پیمایم از کم ظرفی هوش

شراب عافیت پیمانه‌ات کو

تو شمع بی‌نیازبها بر افروز

مگو خاکستر پروانه‌ات کو

اگر اشکی چه شد رنگ‌گدازت

و گر آهی رم دیوانه‌ات‌ کو

اگر ساغر پرست خواب نازی

چو مژگان لغزش مستانه‌ات‌کو

گرفتم موشکاف زلف رازی

زبان بینوای شانه‌ات کو

ز هستی تا عدم یک نعره واری

ولیکن همت مردانه‌ات کو

کمان قبضهٔ آفاقی اما

برون از خود سراغ خانه‌ات‌کو

بساط و هم واچیدن ندارد

نوا افسانه‌ای افسانه‌ات کو

حجاب آشنایی قید خویش است

زخود گر بگذری بیگانه‌ات کو

ندارد این قفس سامان دیگر

گرفتم آب شد دل دانه‌ات‌ کو

سرت بیدل هوا فرسود راهیست

دماغ کعبه و بتخانه‌ات کو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام