سراغ دل نخواهی از من دیوانه پرسیدن
قیامت دارد از سیلاب راه خانه پرسیدن
برون افتادهای از پردهٔ ناموس یکتایی
نمیباید ز شاخ و برگ رمز دانه پرسیدن
محبت هر خسی را مورد الفت نمیخواهد
به زلف یار نتوان جای دل از شانه پرسیدن
نفس تا میتپد لبیک و ناقوسیست در سازش
دلی داریم چند از کعبه و بتخانه پرسیدن
چراغی را که پیش از صبحدم بردند ازین محفل
سراغش باید از خاکستر پروانه پرسیدن
به سر خاکی فشان و گنج استغنا تماشا کن
ز مجنون چند خواهی عشرت ویرانه پرسیدن
چراغی از قدح بردار و هر جانب که خواهی رو
نمیخواهد طریق لغزش مستانه پرسیدن
به ذوق حرف و صوت پوچ خلقی رفته است از خود
دماغ خوابناکان باید از افسانه پرسیدن
خمار ناتمامی دور چندین ما و من دارد
چو پر شد هیچ نتوان از لب پیمانه پرسیدن
معارف باکه میگویی حقایق ازکه میپرسی
کهگفتنهاست بر نامحرم و بیگانه پرسیدن
زبان شرم اگر باشد بهکام خامشی بیدل
جواب مدعایت میدهد از ما نه پرسیدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوعات عشق، معرفت و انسانیت پرداخته است. او میگوید که پرسش از دل و غمهای عاشقانه، بیفایده و قیامتگونه است. همچنین اشاره میکند که عشق واقعی به هر کسی تعلق ندارد و باید از عمیقترین احساسات و اسرار خود محافظت کرد. شاعر میگوید در جستجوی حقیقت، نباید از دیگران سؤالی بپرسیم، چون هر کسی در درک و بیان عشق و حقیقت، متفاوت است. در پایان، او به ضرورت سکوت و تمرکز بر خود در مسیر عشق و معرفت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر از من دربارهی دل بپرسی، مثل این است که از یک دیوانه پرسیدهای؛ این کار به اندازهی روز قیامت دشوار است. همچنین پرسیدن از سیل و طوفان در راه خانه نیز به همین اندازه سختی دارد.
هوش مصنوعی: تو از حجاب و پردهٔ احترام و عظمت یکتایی بیرون آمدهای، پس نیازی نیست که از نشانهها و جزئیات رمز و راز دانه بپرسی.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت هر کسی ارزش ندارد و نمیتوان از محبوب پرسید که دلنواز اوست؛ محبت واقعی به سادگی به دست نمیآید و باید از طریق دل و احساسات عمیق درک شود.
هوش مصنوعی: هر زمان که قلب میزند، صدایی شبیه نای و ناقوسی را در خود دارد. آیا ما چند دل داریم که از کعبه و بتخانه سؤال کنیم؟
هوش مصنوعی: چراغی که قبل از صبح زود خاموش شد، دیگر نمیتوان به راحتی آن را پیدا کرد و برای یافتن نشانهای از آن باید از خاکستر پروانهای که در کنار آن سوخته، سوال کرد. این نشاندهندهی سختی پیدا کردن یاد و نشانههای یک یادگار گرامی است.
هوش مصنوعی: به سر خاک بگذار و سرشار از بینیازی را تماشا کن. از دیوانهی عشق بپرس که چندان برای لذت بردن از ویرانی نیاز داری؟
هوش مصنوعی: یک چراغی از جام بگیر و به سوی هر کجا که میخواهی برو. نیازی نیست که درباره راههای ناهموار در حال مستی سوال کنی.
هوش مصنوعی: به خاطر ذوق و شوقی که از حرفها و صداهای بیمحتوا به وجود آمده، برخی از مردم از حالت طبیعی خود خارج شدهاند. برای درک این وضعیت، باید از خوابزدهها و کسانی که در افسانهها غرق شدهاند، سوال کرد.
هوش مصنوعی: شراب ناتمامی که در آن دور و زمانه ما و خود به وجود آمده، وقتی تمام شود، دیگر نمیتوان از لب پیمانه پرسید.
هوش مصنوعی: اگر از معارف و حقایق سخن میگویی، باید بدانی که پرسش درباره آنها از دیگران نادرست است، زیرا این دانشها باید به افراد آگاه و همدل انتقال یابد و نه به بیگانگان یا کسانی که صلاحیت درک آن را ندارند.
هوش مصنوعی: اگر زبان انسان در سکوت و شرم باشد، جواب خواستهات را از دل بیدل میگیرد و نیازی به سوال کردن نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.