لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
بیدل دهلوی

در جنون گر نگسلد پیمان فرمان ناله‌ام

بعد ازین‌، این نُه فلک گوی است و چوگان ناله‌ام

هر نگه مدّی به خون پیچیدهٔ صد آرزوست

هوش کو تا بشنود از چشم حیران ناله‌ام

مستیِ حسن و جنونِ عشق از جامِ من است

در گلستان رنگم و در عندلیبان ناله‌ام

بس‌که خون آرزو در پردهٔ دل ریختم

گرچه زخمی بود هر جا شد نمایان ناله‌ام

عمرها شد در سواد بیکسی دارم وطن

آه اگر نبود چراغ این شبستان ناله‌ام

ساز و برگِ عافیت یکبارم از خود رفتن است

چون نفس‌ گر می‌شود کارم به سامان، ناله‌ام

هیچ جا از عضو امکان قابل تأثیر نیست

روزگاری شد که می‌گردد پریشان ناله‌ام

پوست از تن رفت و مغز از استخوان‌، اما هنوز

برنمی‌دارد چو نی دست از گریبان ناله‌ام

گرد من از عالم پرواز عنقا هم گذشت

تا کجا خواهد رساند این خانه ویران ناله‌ام

گر به دامان ادب فرسود پایم باک نیست

گاه گاهی می‌کشد تا کوی جانان ناله‌ام

مژده‌ای آسودگی کز یک تپیدن چون سپند

من شدم خاکستر و پیچید دامان ناله‌ام

بیدل از عجزم زبان درد دل فهمیدنی‌ست

بی‌تکلف چون نگاه ناتوانان ناله‌ام

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جویای تبریزی

نیست تنها بی‌رخت دشمن گریبان ناله‌ام

رخنه اندازد جرس‌آسا به دامان ناله‌ام

همره من گر شوی در گلستان جوش گل است

غنچه را از بس کند خاطر پریشان ناله‌ام

لخت دل با خون حسرت بس که ریزد هر طرف

[...]

بیدل دهلوی

از جراحت‌زار دل چیده‌ست دامان ناله‌ام

می‌رسد یعنی ز کوی گل‌فروشان ناله‌ام

دیده دردآلودهٔ محرومی دیدار کیست

کز شکست اشک می‌جوشد ز مژگان ناله‌ام

همعنان درد دل عمریست از خود می‌روم

[...]

طغرل احراری

بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام

می‌کند اندر چمن تمهید سامان ناله‌ام

بهر ساز خویش نی از چوب طوبا بایدم

تا رسد در گوش آن سرو خرامان ناله‌ام

عرض مطلب نیست حاجت پیش ارباب کرم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از طغرل احراری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه