از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
دامن کشیدن تو ز دستم به خون کشید
پر منفعل دمید حبابم درین محیط
جیبم سری نداشت که باید برون کشید
بیش ازدمی به همت هستی نساخت صبح
باریست انفعال که نتوان فزون کشید
نیک و بد جهان هوس آهنگ جانکنیست
ما را صدای تیشه به این بیستون کشید
قد خمیده ضامن رفع خمار کیست
تا کی توان می از قدح سرنگون کشید
چشمت به عالم دگر افکند طرح ناز
از ساغری که میکشد آخر جنون کشید
عریان تنی رسید به داد جنون من
تا دامنم ز زحمت چندین فنون کشید
موهومی ام ز تهمت ایجاد بازداشت
مشق عدم قلم به خط کاف و نون کشید
آخر شکست چینی دل بر ترنگ زد
موی نهفته سر ز خمیرم کنون کشید
دست شکستهام گل دامان یار کرد
نقاشم انتقام ز بخت نگونکشید
بیدل سواد نامه سیاهی نداشتم
خطی چو سایه بر ورقم طبع دون کشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف کشمکشها و دوگانگیهای درونی شاعر میپردازد. شاعر از درد و آسیبهای عشق و زندگی صحبت میکند و به تعبیر عواطف و فکری که از این کشمکشها ناشی میشود، میپردازد. او از ناامیدی و انفعال، ناز و زیبایی، و همچنین تلاشها و ناکامیهایش در عرصه عشق سخن میگوید. در این شعر، تشبیهات و تصاویری از شکست، جنون و علاقه به زندگی نمایان است و شاعر به نوعی از سرانجام درد و رنجش در دنیا و عشق میاندیشد.
هوش مصنوعی: در این مصرع از شاعر، اشاره به درگیری و تنشهایی است که به خاطر عشق و دلبستگی ایجاد میشود. او بیان میکند که از تلاش برای حفظ عشق، زخمها و آسیبهایی به وجود آمده است. به نوعی، به تصویر کشیدن عشق به عنوان یک مبارزه و چالش است که گاهی اوقات میتواند به درد و رنج هم منجر شود.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به حس نگرانی و عدم امنیت خود اشاره میکند. حبابی که به طور ناگهانی در فضا پیدا میشود، نماد احساساتی است که ممکن است زودگذر یا شکننده باشند. همچنین، جیب بدون سر نماد این است که در این محیط، جایی برای حفظ رازها و احساسات وجود ندارد و باید آنها را بهطور ناگریز بیرون آورد. در واقع، شاعر به دشواریهای ابراز احساسات و ترس از افشای آنها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: زندگی در هر لحظه ارزشمند و گذراست و نباید انتظار بیشتری از آن داشت. صبحی که آغاز میشود، تنها فرصتی است که نمیتوان آن را تکرار کرد و نباید به دنبال چیزهای بیشتری بود.
هوش مصنوعی: دنیا پر از خوبیها و بدیهاست و زندگی همچون آهنگی است که ما را به سوی خود میکشاند. صدای تیشهای که به سنگ بیستون میخورد، ما را به تفکر و تأمل وادار میکند.
هوش مصنوعی: کسی که قامت خمیده دارد، نمیتواند مدت طولانی خمار را برطرف کند. تا چه زمانی میتوان از لیوانی که به سمت پائین ریخته، نوشید؟
هوش مصنوعی: چشمانت به دنیای دیگری مینگرد و با ناز و عشوهای از جامی که نوشیدنش انسان را به جنون میکشاند، خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: یک نفر در حالت جنون و بیپناهی به کمک من آمد، تا جایی که بار سنگین رنجها و مشکلاتم را از دوش من برداشت.
هوش مصنوعی: من به دلیل اتهامی که به من زده شده، مانند یک خیال و توهم به نظر میرسم. در حقیقت، در حال نوشتن یک داستان خیالی هستم که با کلمات "کاف" و "نون" شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: در پایان، دل شکستهام مانند یک چینی جلای خاصی پیدا کرده است و موهای پنهان شدهام که زمانی مانند خمیر بودند، اکنون به حالت زیبایی کشیده شدهاند.
هوش مصنوعی: دست شکستهام به یاری محبوب گلی تحفه داد، ولی نقاشی سرنوشت بد از من انتقام گرفت.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر بیان میکند که در نامهاش هیچ نوشتهای به سیاهی و وضوح نداشته و خطی که بر روی آن کشیده، تنها در سایهای کمرنگ و محو بر روی کاغذی بیارزش باقی مانده است. این به نوعی اشاره به ناتوانی در بیان احساسات یا افکار عمیقش دارد و نشاندهنده ضعف در انتقال معانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
یکروزه مهر بین که به عشق و جنون کشید
آن آرزو که دوش نبودش اثر هنوز
بسیار زود بود به این عشق چون کشید
فرهاد وضع مجلس شیرین نظاره کرد
[...]
زلفت زبان طعنه به بخت نگون کشید
آهوی عقل را به کمند جنون کشید
نزدیک شد که مهر سرایت کند درو
چون می ز بس که خون دل گرمخون کشید
می با تو غیر خورد و ز بخت زبون مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.