آفاق جا ندارد همت کجا نشیند
سنگ از نگین براید تا نام ما نشیند
جایی که خاک باشد پشت و بلند هستی
تا چند سایه بالد یا نقش پا نشیند
تاب و تب نفسها از یکدگر جدا نیست
در خانهای که ماییم راحت چرا نشیند
همصحبتان این بزم از دیده رفتگانند
عبرت خوشست از اینها رو بر قفا نشیند
فرصت نمیپسندد جا گرم کردن از ما
آیینه پر فشاندهست تمثال تا نشیند
زین ما و من که داریم آفاق در خروش است
ای کاش سرمه گردیم تا این صدا نشیند
راه نفس دو دم بیش فرصت نمیکند گل
تا کی قفای شبنم صبح از حیا نشیند
زین وحشتی که ما را چون بو ز گل برآورد
مشکل که جای ما هم برجای ما نشیند
بگذار تا دمی چند بر گرد خویش گردیم
عالم به دل نشستهست دل در کجا نشیند
در کارگاه دولت شور حشم شگون نیست
یکسر خروش جغد است هرجا هما نشیند
از مرگ نیست باکم اما ز بینصیبی
ترسم ز دامن او گردم جدا نشیند
ای شور شوق بردار از جا غبار ما را
پامال یأس تا چند این بیعصا نشیند
سرمایه پرفشانیست اظهار بینشانیست
از رنگ و بو چه مقدار گل بر هوا نشیند
بیدل به حکم تقدیر فرمانبر اطاعت
استادهایم چون شمع تا سر ز پا نشیند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و اندیشههای عمیق شاعر دربارهٔ زندگی و وجود انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به جستجوی معنا و جایگاه انسان در جهان میپردازد. او به ناپایداری زندگی و گذرایی آن اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که جا برای آرامش و استراحت در این دنیا وجود ندارد. شعر به نوعی از درد ناشی از جدایی و نبودن محبوبان صحبت میکند و به بیمعنایی و ناپایداری زندگی اشاره میکند. در نهایت، شاعر از تقدیر و ناچاری در برابر آن میگوید و به حالت نشسته شمعی اشاره میکند که در انتظار است تا شعلهاش خاموش شود.
هوش مصنوعی: عالم وسعتی ندارد که همت و ارادهی بزرگ ما در آن جا بگیرد. همچنین، اگر سنگی از جواهرات بیفتد، نام ما در آنجا خواهد درخشید.
هوش مصنوعی: در جایی که زمین است و فضای بلندی وجود دارد، دیگر چه توقعی از سایه و آثار پا وجود دارد؟
هوش مصنوعی: نفسهای ما از یکدیگر جدا نیستند و در خانهای که ما هستیم، راحت نمیشود نشستن.
هوش مصنوعی: یادآوران این میهمانی کسانی هستند که دیگر در میان ما نیستند. از این افراد میتوان درسها و عبرتهای خوبی گرفت، اما بهتر است که به گذشته نگاه کنیم و عبرت بگیریم.
هوش مصنوعی: فرصت به ما اجازه نمیدهد که در جایی ثابت بمانیم و راحتی را برگزینیم. مانند آینهای که تصویرش را منعکس میکند، باید آماده و هوشیار باشیم تا در لحظات مناسب، عمل کنیم.
هوش مصنوعی: این دنیا پر از هیاهو و شور و غوغا است و ما که به خود مشغولیم، کاش بتوانیم مانند سرمه به آرامی درآییم تا این صدا و شلوغی فروکش کند.
هوش مصنوعی: زندگی تنها به مدت کوتاهی به افراد اجازه تنفس و شکوفایی میدهد و گل تا زمانی که بیدار نشده، نمیتواند حیا و زیباییاش را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: به خاطر این ترسی که ما داریم، مانند بویی که از گل برمیخیزد، برای ما دشوار است که در جایی قرار بگیریم که هیچ چیز جز خود ما نباشد.
هوش مصنوعی: بذار برای مدتی دور هم باشیم، چرا که دنیا در دل ما جا گرفته و دل ما نمیداند کجاست در بیفتد.
هوش مصنوعی: در محیطی که دولت و حکومت برقرار است، هیچ نشانهای از خوشاقبالی و شادابی وجود ندارد. به جای آن، همه جا صدای ناخوشایند و غمانگیز جغدی به گوش میرسد که نشانهای از بدبختی است، هر کجا که فرشتگان و یا نیروهای خوب حضور داشته باشند.
هوش مصنوعی: من از مرگ نمیترسم، اما از این میترسم که از رحمت او دور شوم و از نعمتهایش بیبهره بمانم.
هوش مصنوعی: ای شور و شوق، ما را از این حالت بیحرکت و ناامید خارج کن. تا کی باید اینجا بنشینم و بیعصا و ناتوان منتظر بمانم؟
هوش مصنوعی: سرمایهٔ افکنده شده و نشاندهندهٔ بینشانی است. از رنگ و عطر چه اندازه گل در فضا قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: ما همچون شمع در برابر تقدیر ایستادهایم و به آن تسلیم هستیم، تا زمانی که بر اثر گرما، سرمان به پایین نسود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از جای خود نخیزد، بهر تواضع خضر
آن کس که در ره او، چون نقش پا نشیند
خواهد قراردادن، حق را به مرکز خود
روزی که همچو مژگان، بر چشم ما نشیند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.