گنجور

 
مجیرالدین بیلقانی

خسروا! یک روزه عزم خدمتت

از بهشت جاودانی خوشترست

دیدن درگاه تو هر بامداد

از همه عهد جوانی خوشترست

در رکابت هر غمی کاید به روی

آن غم از صد شادمانی خوشترست

بنده را از هر چه در عالم خوشست

هم به بزمت مدح خوانی خوشترست

حق همی داند که این بیچاره را

بی تو مرگ از زندگانی خوشترست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عمان سامانی

یعنی این قامت کمانی خوشترست

رنگ عاشق زعفرانی خوشترست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه