گنجور

شمارهٔ ۵۸

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

خوبروبان یار را در عین یاری می کشند

دوستداران را به جرم دوستداری می کشند

مرغ وحشی چون نمی‌افتد به دست کودکان

مرغ دستاموزرا با زجر وخواری می کشند

شاهدان دیرجوش از دوستان باوفا

زود سیر آیند و ایشان را به زاری می کشند

دوستان خاص را مانند مرغ خانگی

درعروسی وعزا بررسم جاری می کشند

سر شبانان فی‌المثل گوسالهٔ پا بسته را

در قبال جستن گاو فراری می کشند

تا مگر ازکید بدخواهان دمی ایمن شوند

نیکخواهان را ز فرط خام کاری می کشند

بهر قربان بر سر راه حسودان دو رو

غمگساران را به جای غمسگاری می کشند

چون وزبر و پیل و رخ ازکار افتادند و شاه

ماند بی‌اصحاب با یک زخم کاری می کشند

تجربت‌ها کرده‌ایم ازکار دولت‌ها «‌بهار»

گر نکشتی اختیاری‌، اضطراری می کشند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نفیس نوشته:

خوبرویان

کانال رسمی گنجور در تلگرام