گنجور

شمارهٔ ۲۰

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

وحشت راه دراز از نظر کوته ماست

رخ ‌متاب ای ‌دل ‌از‌ین ‌ره که خدا همراه ماست

نیست اصلا خبری در سر بازار وجود

ور همانا خبری هست به خلوتگه ماست

جز تو ای عشق‌! اگر ما در دیگر زده‌ایم

جرم بر عقل به هر در زدهٔ گمره ماست

گرچهی کند رفیقی به ره ما چه زبان

زان که ما آب روانیم و ره ما چه ماست

ما جگر گوشهٔ کوهیم و پسرخواندهٔ ابر

هر کجا سبزتر آن مزرعه گردشگه ماست

شیر را عار ز زندان نبود وین رفتار

بی‌سبب مایهٔ فخر عدوی روبه ماست

ای بهار از دگران کارگشایی مطلب

که خدا کارگشای دل کارآگه ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهلول میرزا نوشته:

باسلام ..
اینطور که متن شعر استنباط میشود شاعر معنای توکل خاص به الطاف الهی را گوشزد مینماید .وآدمی را به داشتن اعتماد نفس و ارادهٔ قوی داشتن رهنمایی مکند ……

کانال رسمی گنجور در تلگرام