گنجور

شمارهٔ ۱۷۸ - تغزل

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قصاید
 

جوشن پوشی ز مشک بر مه روشن

بر مه روشن همی که‌ پوشد جوشن

نی نی روی توگلشن است و دو زلفت

سنبل تازه‌است بردو گوشهءگلشن

سوسن داری شکفته بر سر نسرین

نسرین داری نهفته در بن سوسن

هرکه بناگوش و طرهٔ تو بکاوید

لاله به‌ خروار برد ومشک به‌ خرمن

آنچه به من کرد طرهٔ تو، نکرده است

با جگر اشکبوس‌، تیر تهمتن

تاکه شود فتنهٔ دو چشمت افزون

زلف تو هردم زند بر آتش دامن

هیچ نکردم ز جان دربغ‌، من از تو

نیز ز بوسه مکن دربغ تو از من

بوسه زنم‌برلب تو زآنکه لب‌تو

خواند هردم مدیح حجت ذوالمن

شاه ملوک زمانه مهدی منصور

حجت غایب خدایگان مهیمن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام