گنجور

بخش ۱۱ - باقی سخن در توحید

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » نان و پنیر
 

می‌برد تا به خدمت ذوالمن

کش کشانش، دوشاخه در گردن

دو نهال است رسته از یک بیخ

میوه‌شان نفس و طبع را توبیخ

کرسی «لا» مثلثی است صغیر

اندر او مضمحل، جهان کبیر

هرکه رو از وجود محدث تافت

ره به کنجی از آن مثلث یافت

عقل داند، ز تنگی هر کنج

که در او نیست ما و من را گنج

«بوحنیفه» چه در معنی سفت

نوعی از باده را مثلث گفت

هست بر رای او به شرح هدی

آن مثلث، مباح و پاک ولی

این مثلث، به کیش اهل فلاح

واجب و مفترض بود نه مباح

زان مثلث، هر آنکه زد جامی

شد ز مستی، زبون هر خامی

زین مثلث، هرآنکه یک جرعه

خورد، بختش به نام زد قرعه

جرعهٔ راحتش، به جام افتاد

قرعهٔ دولتش، به نام افتاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرداد نوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم
منظور از دوشاخه در گردن آیا شبو روز بوده یا شاه رگ های گردن؟
میوه شان نفس و طبع را توبیخ یعنی چه
کرسی لا ؟
شاید منظور نفی تثلیث باشد.
کنج منظور زاویه است هرکه رو از وجود محدث تافت ؟
به نظر وجود همه را جز خدا انکار کردن است
ارتباط باده با مثلث توضیح لازمه
بقیه رو متوجه نشدم

مریم السادات نوشته:

شراب مثلت نوعی شراب است که دو سوم آب انگور تبخیر شود و ظاهرا در فقه شیعه حرام است ولی آن یکی مثلث دیگر که مایه فلاح است نمی دانم منظورش چه بوده است.

ابراهیمی نوشته:

شاید منظور از مثلث دوم مثلثی است که برای دریا نوردی و پیدا کردن موقعیت گشتی در دریا استفاده میشود

کانال رسمی گنجور در تلگرام