گنجور

 
بهاء ولد

قال النّبی علیه السّلام: «القناعة کنز لا یفنی»

ای مؤمن، هم بدانقدر که از اسباب اکتساب حلال حاصل شود خرسند باش و توکّل کن و مترس که اگر درِ مرادی از این طریق بر تو بسته شود، درِ دیگر بگشاییم به از آنکه هر دری که ازحرام و شبهت نماید بدان که درکه باشد و دام باشد و اگر آن مرغ صبر کند و خور خود را ترک گوید و از آن دانه که در دام است نخورد روزی بر وی کم نیاید و در دام گرفتار نشود. اکنون ای مؤمن صدّیق بر حلال بسنده کن «فَخُذ ما آتَیْتُکَ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِین» .اگر در نانت مزه نماند در گرسنگی‌ات مزه دهیم که الجوع طعام اللّه فی الارض یشبع ه ابدان الصّدیقین و اگر در تنت مزه نماند برون سوی تو را مزه دهیم و اگر فربهی‌ات نماند در لاغری‌ات مزه دهیم تو همچنان بر جای باش و صبر کن تا چشمه ایّوب صابر از زیر پای تو روان کنیم که مغتسل باشد و هم بارد.

اگر چه چشم در جهان نهاده و اللّه را نمی‌بینی، مثال تو چنان است که کسی بنایی برآرد و بیاراید و صف‌ها و جناح‌ها در برابر یکدیگر برآرد، اگر چه اجزای سرای روی به یکدیگر و لکن خداوند خانه را نبینند که درآید و بیرون آید و درون و بیرون عمارت می‌کند. اکنون اللّه چهار جناح عالم را و صور و خیالات و ادراکات تو را هست کرده است و ر وی در یکدیگر نهاده‌اند و مشاهده می‌کنند یکدگر را، و چون در و دیواربهشت آگاهی دارند و حیات دارند امّا حضرت اللّه را نمی‌بینند که چه تصرّف‌ها می‌کند در عالم، و تصرفش را می‌دانند.

و حضرت اللّه یک حضرت بیش نیست و آن آسما‌ن‌ها و زمین‌ها که ملک اللّه است از آن آسمان مثالی فرستاده‌اند تا بدانند که معامله با هر کسی چگونه کنند و حق تعظیم اللّه چگونه به جای آرند و اللّه را به کدام صفات دانند و به کدام عبارت خوانند. و از دور آدم این مثال را تجدید می‌کرده‌اند و بر زبان هر رسول منشور را تازه می‌کرده‌اند به معجزات و براهین و مؤیّد کرده بر حسب تفاوت احوال خلقان احوال ایشان می‌گردانیده‌اند، چنانک خمر پیشینیان را موافق می‌بود و آخرزمانیان را سکر حرام شد، زیرا که ضعیف‌تر بودند و گرم‌دماغ‌تر بودند از خوردن مِی مر اینها را تیزی و تّک و بی‌باکی و بی‌صبری حاصل می‌شود. و آدمی را صبر قدر و قیمت می‌دهد و اخلاق او ر ا نغز می‌گرداند و گوهر نیک می‌گرداند، چنانکه تاب آفتاب و گرما و سرما و بادهای مختلف میوه‌های خام را و غوره‌ی خام را شیرین می‌گرداند و قدر و قیمت می‌دهد، همچنانکه هرکه را این صبر دادند مرتبه‌ی قوی دادند « وَ ما یُلَقَّاها إِلاَّ الَّذِینَ صَبَروا وَ ما یُلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِیم ».

و صبر کردن در روزه و نماز و در همه طاعت فوائد عظیم دارد. و روزه شربت هاضمه‌ی طعام آن جهانی‌ست و داروی اشتها آرنده‌ی نعمت بهشت است. و این روزه و همه طاعت‌ها چون تخمی است که اصل آن را اللّه به ملایکه مقرّب از لوح المحفوظ به فر شته رسانیده است،‌ تا پاره از آن تخم‌های روزه و طاعات به تو رسید، چنانکه تخم‌های جهان را از بهشت آورده‌اند تا تو این تخم‌های روزه و طاعات را کجا می‌کاری، و در هوای سموم غیبت می‌کاری و یا در بادرو خوشی تسبیح می‌کاری و یا در زمین شوره‌ی دل پرکین می‌کاری و یا در سینه خوش بی‌غش می‌کاری تا چگونه می‌کاری، چنانکه بکاری همچنان بر برداری، امّا بسیار تخم باشد که بار برنیارد.« رُبّ صائم لیس له من صیامه الاّ الجوع و العطش»؛ و اللّه اعلم.

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه