گنجور

 
بهاء ولد

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِیداً یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ »

من پریشان شده بودم و خود را به هیچ کویی بازنمی‌یافتم. در خود نظر کردم دیدم که در هر جزوِ من صد هزار ریاحین گوناگون غیبی از هر جزو من می‌برستی، و آب آب و لطافت هوا و حور و سماع از آنجا قابل بود که اللّه بیرون آوردی. باز چون وضو می‌ساختم در هر عضو خود که آب می‌مالیدم می‌دیدم که طهارت آن‌جهانی و نور آن‌جهانی و پیرایه‌های اهل بهشت از اعضای من بیرون می‌آورد به سبب تسبیح‌هایی که در وضو می‌خواندم.

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»

چون پریشان منبسطم و پای بر هیچ جای ندارم، نخست خود را هست کنم و عقد کنم و موجود کنم از گَِروِش که آمنوا، و بر روی آب اللّه انگشت اندر کنم و خود را جمع کنم و ببینم که چه چیزم، آنگاه آب حیا و ترس از اللّه که عبارت از وی «اتّقوا اللّه» آید با این درخت و نهالِ گروش بپیوندانم تا هوای صور خوش و فکر خوش و خطرات خوش که عبارت از وی «و قولوا قولا سدیدا» آید بدان درخت گروش بپیوندد، آنگاه اصل ایمان قوت کند و شاخ سبز زمرّدین از شاخ یاقوت زبان سر برزند، عبارت از وی کلمه‌ٰی طیّبه آید برآن شاخ و برآن برگ‌ها، و برآن میوه‌های نماز و زکات و طهارت و روزه و مرحمت و انصاف و عدل و راستی برویَد. و فرشتگان این نعم را بدان جهان می‌برند تا بنده چون بدان جهان پیوندد کار او به سامان شود و عبارت از وی این آید که «یصلح لکم اعمالکم» تا قرارگاهی‌‍تان پدید آید و بدانید که کجا می‌باشید و بر چه کار می‌باشید نه چون خاکستر باشید که بر روی آبی می‌روید. و یک ساعت چون گل تیره باشید که به یکی کویی فرومی‌روید و می‌نشنیدیت که «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»

گفتم هان ای مؤمنان شما را کجا طلبیم؟ نشان شما از کدام روش پرسیم؟ آخر گروش را جایی باید که چنگ در زده باشد و پیشنهادیش باشد، شما را از کدام پیشنهاد پرسیم؟

« إِنَّا عَرَضْنَا الأْمانَةَ» یعنی ما را می‌گویی که شما را سروری دهیم وشما متواضع باشید و قوّت تنفیذ مراد و هوا دهیم و ترک مراد و هوا گویید و شما را فضل دهیم، فضل خود را مبینید و این نیک دشوار است. آسمان گفت همچون راکعانم از این خوف بیم است که شکسته شوم و از پای درافتم .

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!